تبليغاتX

 نوای انجیل 

نوای انجیل
پدر

پسر             روح القدس



تـولد مــنجي مـن عـيسي، ظاهر کـرد
محبت خدا!
وقـتي جـهان دشــمن خــدا بـــود،
آنگه محبت طلوع نمود!

فرشتگان همه در تکاپو، مجوس و شبان
در جستجو؛
کــل جهــانيان در خــواب غفــلت،
غافل از ظهور آن رحمت!

شمـعون و حنا در انتـظارند، بهر ولادت
روز شمارند.
جميع تشـنگان او را ديـدند؛ دلهـايشان
نثارش کردند!

دانيـد اين عيسي تجسم اوست، خداوندِ
عادل و نيکوست!
مبـارک باد هــدية الهـي؛ يـاد او باشد
دائم باقي!


شعر: ه. گيراگوسيان (سرودنامه کلیسای جماعت ربانی)

از آسمان آمد نزد ما، نام اوست عيسي.
طفلي  کوچک در آخوري، نام اوست عيسي.
فرشتگان سرايند همه، نام اوست عيسي.
قدوس، قدوس، قدوس، قدوس،
نام اوست عيسي.
{(برافرازيم، نام عيسي را با هم!) 2 بار
شايسته است، شايسته است،شايسته است؛ او را با هم  پرستيم.}تکرار

اوست خداي زندة ما، نـام اوست عيسي.
بـرة پــاك خـدا، نـام اوست عيسي.
اوست كه ما را نجات داده، نام اوست عيسي.
امـــروز بهـــرش شـــادي كنيــد،
نـام   اوست عيسي
(هللوياه، نجات داد مرا عيسي) 2 بار
از تـرس و گناه، تـرس و گناه،
تـرس و گناه و شك و اشتباه.

{(برافرازيم، نام عيـسي را باهم!) 2 بار
زنـده است، زنـده است، زنده است و ما را با خود برد.}تکرار
{زنـده است، زنده است، زنده است و ما را با خود برد.} تکرار
زنده است.

آهنگ و شعر: ي. مهجوري (منابع متفرقه)


امشب چه فرخنده شبي!
قدوس و رخشنده شبي!
طفلـــي بـــه پيــش مـــادري،
خفتــه اســت انـدر آخـــوري.
صلح و صفا از اوست! مهر و وفا از اوست!

امشب چه فرخنده شبي!
قدوس و رخشنده شبي!
ديــده شبـــانان ايــن زمـــان،
فـــوج مـــلک آوازه خـــوان،
اينـک عيـد ميـلاد! خـدا را جـلال باد!
امشب چه فرخنده شبي!
قدوس و رخشنده شبي!
آورده اي بـــا خــود کنـــون،
فيـض و خوشـي از حـد فزون.
بـاشي رهــاننده! جــاويد و پـــاينده!

شعر: ح. ب. دهقاني  تفتي (سرود نامه کلیسای ایران)

(فیض خداونمان عیسی مسیح با شما باد)


 
لینک ثابت نوشته شده در  2008/12/21ساعت 14:14  توسط عاشق مسیح  | 

پدر

پسر                           روح القدس



پرستش کن مرا، آن دَم که می دانی و می دانم
پرستش کن مرا امشب، پرستش کن مرا فردا
پرستش کن مرا، هر لحظه و هردَم

 
پرستش کن مرا، در خواب و بیداری
پرستش کن مرا، در عالَم رویا
پرستش کن مرا، در هجرت دلدار
پرستش کن مرا، در لحظۀ دیدار

پرستش کن مرا، در حسرت و اندوه
پرستش کن مرا، در رنج و در سختی
پرستش کن مرا، در عشق و در مستی

پرستش کن مرا، در باد و در باران
پرستش کن مرا، در سینۀ توفان
پرستش کن مرا، در دامن صحرا
پرستش کن مرا، در چشمۀ عریان

پرستش کن مرا، در خویشتن، در خود

پرستش کن مرا، ای اشکِ بی فرجام
پرستش کن مرا، چون باغِ بی برگی
پرستش کن مرا، ای خواب وَهم آلودِ بی تعبیر
پرستش کن مرا، همچون بُلندای حصارِ آهنین دژهای بی تسخیر

پرستش کن مرا، چون سینۀ سوزندۀ صحرا
پرستش کن مرا، ای بادِ بی فرجامِ بی فردا
پرستش کن مرا، ای هستیِ پویندۀ پیچان

پرستش کن مرا، ای نازنین دلدار
پرستش کن مرا، ای مهربان فرزند
پرستش کن مرا، ای مهربان، ای دوست

پرستش کن مرا، در پونۀ کوهی
پرستش کن مرا، مرا در خواب نیلوفر
پرستش کن مرا، همچون شقایق های خونین دل

پرستش کن مرا، چون بادِ پاورچین
پرستش کن مرا، همچون گُل صد پَر

پرستش کن مرا، ای کودک تنهای در اندوه
پرستش کن مرا، ای آسمان، ای کوه

پرستش کن مرا، ای عشق بی سامان
پرستش کن مرا، ای اشک
پرستش کن مرا، ای آه
پرستش کن مرا، چون عشق در بازار بی رونق
پرستش کن مرا، ای عاشق دیوانۀ دیدار
پرستش کن به نام پاکِ آن مصلوبِ جان بر کف

پرستش کن مرا امشب، پرستش کن مرا فردا
پرستش کن مرا، ای نازنین دلدار
پرستش کن مرا، تا لحظۀ دیدار
پرستش کن مرا، تا . . .

با تشکر از بزرگمهر وزیری

((فیض خداونمان عیسی مسیح با شما باد))
 
لینک ثابت نوشته شده در  2008/8/21ساعت 19:10  توسط عاشق مسیح  | 

پدر

پسر                       روح القدس

یاران مسیح در باره این کلمات کمی تامل و فکر کنید . و آنها را به خاطر بسپارید و از خداوند برکت بگیرید .

سازنده ترين کلمه((گذشت)) است...آن را تمرين کن.

پرمعنی ترين کلمه((ما)) است...آن را به کار بر.

عميق ترين کلمه((عشق)) است...به آن ارج بده.
 
بی رحم ترين کلمه(( تنفر)) است...با آن بازی نکن.

خودخواهانه ترين کلمه((من)) است...از آن حذر کن.

نا پايدارترين کلمه((خشم)) است...آن را فرو بر.


بازدارنده ترين کلمه((ترس)) است...با آن مقابله کن.

با نشاط ترين کلمه ((کار)) است...به آن بپرداز.

پوچ ترين کلمه((طمع)) است...آن را بکش.


سازنده ترين کلمه((صبر)) است...برای داشتنش دعا کن.

روشن ترين کلمه((اميد)) است...به آن اميدوار باش.

ضعيف ترين کلمه((حسرت)) است...آن را نخور.


تواناترين کلمه((دانش)) است...آن را فرا گير.

محکم ترين کلمه ((پشتکار)) است...آن را داشته باش.

سمی ترين کلمه((شانس)) است...به اميد آن نباش.


لطيف ترين کلمه((لبخند)) است...آن را حفظ کن.

ضروری ترين کلمه((تفاهم)) است...آن را ايجاد کن.

سالم ترين کلمه((سلامتی)) است...به آن اهميت بده.


اصلی ترين کلمه((اعتماد)) است...به آن اعتماد کن.

دوستانه ترين کلمه((رفاقت)) است...از آن سو استفاده نکن.

زيباترين کلمه((راستی))  است.. با آن روراست باش.


زشت ترين کلمه((تمسخر)) است... دوست داری با تو چنين شود؟؟

موقر ترين کلمه((احترام)) است...برايش ارزش قايل شو.

آرامترين کلمه((آرامش)) است...به آن برس.


عاقلانه ترين کلمه((احتياط )) است...حواست را جمع کن.

سخت ترين کلمه ((غير ممکن)) است...وجود ندارد.


مخرب ترين کلمه((شتابزدگی)) است...مواظب پلهای پشت سرت باش.

تاريک ترين کلمه((نادانی)) است...آن را با نور علم روشن کن.

کشنده ترين کلمه((اضطراب)) است...آن را ناديده بگير.


صبور ترين کلمه((انتظار)) است...منتظرش بمان.

با ارزش ترين کلمه((بخشش)) است...سعی خود را بکن.

قشنگ ترين کلمه((خوشرويی)) است...راز زيبايی در آن نهفته است.


رسا ترين کلمه((وفاداری)) است... متعهد باش.

محرک ترين کلمه((هدفمندی)) است...زندگی بدون آن پوچ است.

و هدفمند ترين کلمه((موفقيت)) است...پس پيش به سوی آن


و بالاترین نقطه ظفرمندی آدمی همانا زیستن در(( مسیح)) است به آن مشغول شو.


با تشکر از راشین سایروس

((فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد))

لینک ثابت نوشته شده در  2007/11/24ساعت 10:16  توسط عاشق مسیح  | 

پدر

پسر                روح القدس

مسیح شهر عشق





چه شود که نازنینا ، رُخ خود به من نمائی

به تبسّمی ، نگاهی ، گرهی ز دل گشائی
به کدام واژه جویم ، صفت لطیف عشقت

که تو پاک تر آز آنی که درون واژه آئی
به کدام چشمه شویم ، دل پرگناه خود را

که در آن شکفته گردد ، گل پاک بی ریائی
به حریم خود رهم ده ، که غریب شهر عشقم

به رهم چراغ بَرنِه ، که نور رهنمائی
چه کنم ؟ کجا گریزم ؟ که به جر تو ره ندارم

همه راه بسته بینم ، مگرم تو ره گشائی
من اگرچه کاه پستم ، تو عزیز کهربائی

شَرَف محبتت بین ، که کسی چو من ربائی
تو مسیح شهر عشقی ، تو محبت تمامی

تو طراوت بهاران ، تو گل امید مائی
به هوای وصلت ای دوست ، همه شب در این خیالم


که تو خود ، بزرگ مهری ، ز چه رو زمن جدائی


شعر خدا



 ما با امید چهره ز ماتم زدوده ایم
رخسار عشق را به دو عالم نموده ایم

 ما با ستاره بستر خود فرش کرده ایم
ما با سپیده در دل شب ها غنوده ایم

 ما درد خویش را به تبسّم خریده ایم
ما رنج دوست را به غنیمت شمرده ایم

 ما ، در مسیح جلوۀ آن یار دیده ایم
معشوق خویش را به تمنّا ستوده ایم

 ما با مسیح همدل و همراز گشته ایم
ما از مسیح رمز محبت شنوده ایم

 ما با مسیح بر سر آن دار رفته ایم
ما بر صلیب ، شعر خدا را سروده ایم

 مِهر بزرگ در دل ما خانه کرده است
از ما چه کم شود که به دریا فزوده ایم


باتشکراز  بزرگمهر وزیری

 

((فیض خداونمان عیسی مسیح با شما باد))

لینک ثابت نوشته شده در  2007/11/14ساعت 11:5  توسط عاشق مسیح  | 

پدر

پسر       روح القدس

ای شه محبت، ای شبان من
ای همیشه برقرار از برای من

بی نیازم از نیاز ،بر تو تکیه کرده ام
از برای من شدی در درون سینه ام

خواندی مرا درکران سرسبزت
یافتی مرابا کلام پرمهرت

کردی فنا مرگ مرا
شادم کنون در خانه ات

چون در کنارم با منی
آرامش و جان منی

رو به صلیبت میکنم،راه نمایان می شود
خوبی توست چون برقرار،ای تو شبان ناز من
تو را پرستش میکنم،در خانه ات،با جان و
دل،تا به ابد

(( فیض خداونمان عیسی مسیح با شما باد))
 
لینک ثابت نوشته شده در  2007/10/24ساعت 8:6  توسط عاشق مسیح  | 

پدر

پسر روح القدس

آه ای مسیح جاودان با من بمان با من بمان

ای چشمه هر راستی ، ای خود بری از کاستی، با من بمان با من بمان
چشم و چراغ دل تویی، گرمی هر محفل توئی، حلال هر مشکل توئی، با من بمان با من بمان


گفتی که من آرامشم فیضم امیدم بخششم، باشد که تدبیرم کنی، از فیض خود سیرم کنی، با عشق زنجیرم کنی، آه ای مسیح مهربان با من بمان با من بمان

ای چشمه بی انتها، عالم ز تو پر لاله ها، خاک دلم پر گل کنی، هستی بارآور بمان

ای فارغ از بند سخن، نور دل هر انجمن، در پیکر این واژه ها، روح پیام آور بمان
چشم و چراغ عالمی، پیدای از من گمی، فارغ ز هر بیش و کمی، با من بمان با من بمان

من در تب و تابم، کنون از خویش کردی ام برون، عقلست این یا خود جنون، با من بمان با من بمان

ای گوهر تابندگی، سرچشمه پایندگی، جوشنده از تو زندگی، در هر دم و هر بازدم، با من بمان با من بمان

ای واهیده از زمان، بگسسته زنجیرمکان، از بیکران تا جاودان، با من بمان با من بمان

ای از تو عالم منحنی، عشقی و فارغ از منی، روح جهان اندر تنی، با من بمان با من بمان

ای مونس شبهای من، آبی بر این تبهای من، مجنون توئی لیلی تویی، فرهاد و شیرینم توئی، با من بمان با من بمان

ای خواب را انگیخته، آتش به جانم ریخته، با هستی ام آمیخته، با من بمان با من بمان

عیسای ما در کار شد، عشق آمد و بر دار شد، دلدار ما خود یار شد، با من بمان با من بمان

ای جان من در خوابها، شد نقشه ها بر آب
ها، خیزنده شد خیزابها، ای وای از این گردابها، با من بمان با من بمان

ای پاک تر از روح جان، وز تو فرو مانده زبان، سیرم از این سیر جهان، با من بمان با من بمان

آه ای مسیح جاودان با من بمان با من بمان

((فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد))
لینک ثابت نوشته شده در  2007/10/4ساعت 20:8  توسط عاشق مسیح  | 

پدر

پسر          روح القدس


هان ! ای فروتنِ اَعصار و قرن ها !
عیسای ناصری !
ای جلوه گاه عشق خدا بر جهانیان
ای برترین سرودۀ امّید و زندگی


در عُنفُوان جوانی و زندگی
بر چوبه دارهای صلیبِ ستمگران
زخم گناه مرا بَرگرفته ای
تا آن که باز بیابم ، نجاتِ خویش
تن پوشۀ گناه مرا بَرگرفته ای
عیسای ناصری !
ای برترین سرودۀ ایمان و زندگی

شمشیر و نیزه در کَفِ تو جا نداشتند
لشگر نبرده ای ، ارتش نخوانده ای
آواز سَر نکرده ای تو چو داود و بانگ نای ، یا چنگ و عود
یک نغمه هم نسرودی به سال ها
یک سطر هم ننوشتی به عُمرِ خویش
راه دراز سَفَر طِی نکرده ای

با آن که نیزه در کَفِ تو جا نداشته
با آن که لشگر و ارتش نخوانده ای
صدها  هزار مرد و زنِ جان نثار تو
در ارتشِ بزرگ تو ، جان ها نهاده اند

با آن که در سراسر عُمرَت نخوانده ای ، یک نغمه یا سرود
صدها هزار مَرد و زنِ نغمه ساز را
در خدمت ستایش خود ، ساز کرده ای
دروازه های بستۀ شهر امید را
با اِلتزامِ قدرت خود باز کرده ای

یک سطر هم ننوشتی به عُمرِ خویش
امّا
چندین هزار مرد و زن نُخبگانِ عصر
صدها کتاب و نامه به نام تو کرده اند

با آن که در تمامی دوران زندگی
راه دراز سَفَر طِی نکرده ای
سرتاسر زمین
از گوشه های دور
تا گوشه های دورتر ، ناشنیده گوش
در زیر آسمان ِ کبودینۀ بلند
تکریمِ نام بلند تو را کُنند.

هان ! ای فروتن اَعصار و قرن ها
ای جلوه گاه امید و وفا و مِهر
عیسای ناصری !

 
با تشکر از برادر عزیز بزرگمهر وزیری
هوستون ، تکزاس  
((فیض خداونمان عیسی مسیح با شما باد))
لینک ثابت نوشته شده در  2007/9/18ساعت 13:7  توسط عاشق مسیح  | 

پدر

پسر                روح القدس

شعر ۱۹

اقتباس از مزامیر ۱۴۸

خداوند را از آسمان تسبیح بخوانید   

                                   در اعلیین او را تسبیح بخوانید تا ابد

                       هللویا هللویا هللویا هللویا هللویا هللویا شکر بر او

ای همه فرشتگانش او را تسبیح بخوانید  

                                  ای همه لشگر های او او را تسبح بخوانید تا ابد

                       هللویا هللویا هللویا هللویا هللویا هللویا شکر بر او

او را با دف و رقص تسبح بخوانید   

                                 هر که روح دارد خداوند را تسبیح بخواند تا ابد

                      هللویا هللویا هللویا هللویا هللویا هللویا شکر بر او

شعر ۲۰

خدایا جاودان لایزالی                    جمال مطلقی و بی مثالی

بهر جا حاضری در دیده نائی           سراسر ذات پاکت روشنائی

وحید لایموت و حکمت محض          اطاعت از تو شد بر ما همه فرض

زدامان جلالت دست کوتاه               بکنه ذات تو کی فکر ما راه

قدیم و قادر و پیوسته پیروز            سزاوار پرستش در شب و روز

بدون وقفه در کاری تو دائم            ولی چون نور آرام و ملایم

نه در قید مکان و نی زمانی            نه محتاج کمک از این و آنی

بقدرت میکنی میل خود اجرا            بهر عصری بیک نحوی بدنیا

خدایا عدل تو چون کوه برجاست      متین و محکم و زیبا و بالاست

گر از سوی تو ابری تیره و تار        ببارد هم محبت آورد بار

توئی اصل حیات و زندگانی              تو باقی غیر تو هر چیز فانی

درخت عمر ما خشکد زریشه           ولیکن تو همان هستی همیشه

توئی صاحب جلال و منبع نور          ولی ما جمله از روی تو مهجور

جلال روی تو از ما نهان است         زنور خیره ای کز تو عیان است

بطور ساده ای در شخص عیسی       درخشیدی خداوندا بدنیا

اگر با سادگی نزدش بمانیم              بتدریج ای پدر سرت بدانیم

شعر ۲۱

خدایا چون با حیرت خیره شوم             بر این عالم که تو خود ساخته ای

در اختران عظیم و رعد و برق             قدرت خود نمایان کرده ای

آنگه زجان و دل میسرایم                   چه عظیمی چه عظیمی

آنگه زجان و دل میسرایم                   چه عظیمی چه عظیمی

چون ببینم درختان سبز و خرم             نوای بلبل آید بگوشم

از فراز کوه ببینم دشت و چمن            هان صدای نهر نسیم وطن

آنگه زجان و دل میسرایم                  چه عظیمی چه عظیمی

آنگه زجان و دل میسرایم                 چه عظیمی چه عظیمی

چو فکر کنم خدا فرزند خویش            دریغ نداشت از آن مرگ پریش

که بر صلیب بهر من فدا گردید           بار گناهان زدوشم غلطید

آنگه زجان و دل میسرایم                 چه عظیمی چه عظیمی

آنگه زجان و دل میسرایم                 چه عظیمی چه عظیمی

چون مسیح آید با صدای شیپور         سوی سما شوم زین جهان دور

بپایش افتم با سپاس و درود             زسرگیرم آنگه همین سرود

آنگه زجان و دل میسرایم                چه عظیمی چه عظیمی

آنگه زجان و دل میسرایم                چه عظیمی چه عظیمی

(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))

لینک ثابت نوشته شده در  2007/3/14ساعت 11:20  توسط عاشق مسیح  | 

پدر

پسر                روح القدس

شعر ۱۹

اقتباس از مزامیر ۱۴۸

خداوند را از آسمان تسبیح بخوانید   

                                   در اعلیین او را تسبیح بخوانید تا ابد

                       هللویا هللویا هللویا هللویا هللویا هللویا شکر بر او

ای همه فرشتگانش او را تسبیح بخوانید  

                                  ای همه لشگر های او او را تسبح بخوانید تا ابد

                       هللویا هللویا هللویا هللویا هللویا هللویا شکر بر او

او را با دف و رقص تسبح بخوانید   

                                 هر که روح دارد خداوند را تسبیح بخواند تا ابد

                      هللویا هللویا هللویا هللویا هللویا هللویا شکر بر او

شعر ۲۰

خدایا جاودان لایزالی                    جمال مطلقی و بی مثالی

بهر جا حاضری در دیده نائی           سراسر ذات پاکت روشنائی

وحید لایموت و حکمت محض          اطاعت از تو شد بر ما همه فرض

زدامان جلالت دست کوتاه               بکنه ذات تو کی فکر ما راه

قدیم و قادر و پیوسته پیروز            سزاوار پرستش در شب و روز

بدون وقفه در کاری تو دائم            ولی چون نور آرام و ملایم

نه در قید مکان و نی زمانی            نه محتاج کمک از این و آنی

بقدرت میکنی میل خود اجرا            بهر عصری بیک نحوی بدنیا

خدایا عدل تو چون کوه برجاست      متین و محکم و زیبا و بالاست

گر از سوی تو ابری تیره و تار        ببارد هم محبت آورد بار

توئی اصل حیات و زندگانی              تو باقی غیر تو هر چیز فانی

درخت عمر ما خشکد زریشه           ولیکن تو همان هستی همیشه

توئی صاحب جلال و منبع نور          ولی ما جمله از روی تو مهجور

جلال روی تو از ما نهان است         زنور خیره ای کز تو عیان است

بطور ساده ای در شخص عیسی       درخشیدی خداوندا بدنیا

اگر با سادگی نزدش بمانیم              بتدریج ای پدر سرت بدانیم

شعر ۲۱

خدایا چون با حیرت خیره شوم             بر این عالم که تو خود ساخته ای

در اختران عظیم و رعد و برق             قدرت خود نمایان کرده ای

آنگه زجان و دل میسرایم                   چه عظیمی چه عظیمی

آنگه زجان و دل میسرایم                   چه عظیمی چه عظیمی

چون ببینم درختان سبز و خرم             نوای بلبل آید بگوشم

از فراز کوه ببینم دشت و چمن            هان صدای نهر نسیم وطن

آنگه زجان و دل میسرایم                  چه عظیمی چه عظیمی

آنگه زجان و دل میسرایم                 چه عظیمی چه عظیمی

چو فکر کنم خدا فرزند خویش            دریغ نداشت از آن مرگ پریش

که بر صلیب بهر من فدا گردید           بار گناهان زدوشم غلطید

آنگه زجان و دل میسرایم                 چه عظیمی چه عظیمی

آنگه زجان و دل میسرایم                 چه عظیمی چه عظیمی

چون مسیح آید با صدای شیپور         سوی سما شوم زین جهان دور

بپایش افتم با سپاس و درود             زسرگیرم آنگه همین سرود

آنگه زجان و دل میسرایم                چه عظیمی چه عظیمی

آنگه زجان و دل میسرایم                چه عظیمی چه عظیمی

(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))

لینک ثابت نوشته شده در  2007/3/14ساعت 11:18  توسط عاشق مسیح  | 

پدر

پسر                 روح القدس

شعر ۱۶

پرواز  پرواز  آرزوی منه                   رسیدن به عیسی در وجود منه

چند سالی که از خدا دور بودم               با وجود چشام مثل کورها بودم

پرواز  پرواز  آرزوی منه                    رسیدن به عیسی در وجود منه

چند سالی که از خدا دور بودم               با وجود گوشام مثل کرها بودم

پرواز  پرواز  آرزوی منه                   رسیدن به عیسی در وجود منه

چند سالی که از خدا دور بودم               با وجود زبان مثل لالها بودم

پرواز  پرواز  آرزوی منه                   رسیدن به عیسی در وجود منه

پرواز  پرواز  آرزوی منه                   رسیدن به عیسی در وجود منه

شعر ۱۷

ای چشمه جود ای پدر                   نامت سپر در هر خطر

ای مجد و تسبیحت سزا                  وی شکر و حمدت مستقر

مقصود علت شد بیان                     بر ما زعیسی در جهان

جای تو گشته بر قرار                    در هیکل روحانیان

خود کرده ای کشف از عطا              بر بندگان پر خطا

از آن محبت ای پدر                        گویم ترا هر دم ثنا

ای خالق ما ای خدا                        وی رحمتت بی انتها

فیض تو باشد جاودان                    اندر زمین و اندر سما

شعر ۱۸

اقتباس از مزامیر ۲۳

خداوند ای جان شبان من است           به هر جا روم پاسبان من است

به چیزی ندارم دگر احتیاج                همه درد هایم او کند علاج

بخواباندم در چمنهای سبز                 صدایش شناسم چه شیرین و نغز

به آب گوارا کند رهبری                    دهد جان و تن را همی برتری

براه عدالت هدایت کند                      محبت همی بی نهایت کند

چه در وادی سایهء موت راه             روم هم ببینم صد افسوس و آه

نترسم ز شری چو تو در بری            عصایت نماید مرا رهبری

ز روی محبت تو میگستری               به پیش عد و بهر من سفره ئی

فرو ریختی روغنت بر سرم               چه لبریز گشته همی ساغرم

نکوئی و رحمت بفرخندگی                 به من رو کند در همه زندگی

به خانهء خداوند یکسر روم              ابد مدت آنجای ساکن شوم 

خداوند ای جان شبان من است          به هر جا روم پاسبان من است

(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))

لینک ثابت نوشته شده در  2007/2/26ساعت 16:23  توسط عاشق مسیح  | 

پدر

پسر                  روح القدس

 

شعر ۱۳

 

برخیز جان من برخیز جان من و کن شکر رحمان من

                           همه چیز که در من است کند حمد سبحان من

همه چیز که در من است کند حمد سبحان من

                          برخیز جان من برخیز جان من و کن شکر رحمان من

نرود هیچ از یادت نعمت پروردگار

                          نرود هیچ از یادت نعمت پروردگار

گناهت را می بخشد هم شفایت میدهد کم یا بسیار

                         گناهت را می بخشد هم شفایت میدهد کم یا بسیار

نجات دهد زندگیت را از دریای هلاکت

                         نجات دهد زندگیت را از دریای هلاکت

بر سرت برابر می کند یک تاج فضل و رحمت

                          بر سرت برابر می کند یک تاج فضل و رحمت

او جانت را سیر میکند بهر چیزی که هست در او

                         او جانت را سیر میکند بهر چیزی که هست در او

که مانند عقاب حیات تو سازد شود پر شور

                        که مانند عقاب حیات تو سازد شود پر شور

 

شعر ۱۴

 

بنامت خدای عظیم                             خدا رحمان و کریم

خدای قادر مطلق و حکیم                    ما حمد و ثنا میخوانیم

قدرت تو بی انتهاست                         خلقت تو ارض و سماست

خدایا تمام کارهایت زیباست                 تمجید ما ترا سزاست

از هر عیب توی مبرا                         هیچ نقص نداری یا خطا

داری تمام صفات اعلی                       کامل و قدسی تنها

خدایا توئی مهربان                            رحیم و کثیر الاحسان

ودوست میداری اهل جهان                  سپاس گذاریم بی پایان

خدایا هر روز و ساعت                      از هر طایفه و ملت

بنامت بود احترام و حرمت                  هم مجد وجلال و عزت

 

شعر ۱۵

 

به نام خداوند جان آفرین                     حکیم سخن در زبان آفرین

خداوند بخشنده دستگیر                       کریم خطا بخش پوزش پذیر

ادیم زمین سفره عام اوست                 بر این خوان یغما چه دشمن چه دوست

مر او را رسد کبریا و منی                  که ملکش قدیم است و ذاتش غنی

بشر ماورای جلالش نیافت                  بصر منتهای کمالش نیافت

 نه برا اوج ذاتش پرد مرغ وهم           نه بر ذیل وصفش رسد دست فهم

بپای طلب ره به بدانجا بری                 وز آنجا ببال محبت پری

بدرد یقین پرده های خیال                    نماند سرا پرده الا جلال

 

 (( فیض خداوندمان عیس مسیح با شما باد))     

لینک ثابت نوشته شده در  2007/2/17ساعت 18:48  توسط عاشق مسیح  | 

پدر

پسر                   روح القدس

شماره ۱۰

ای مسیحا شاهم توئی    

       شبان نیکخواهم توئی

             راستی تو راهم توئی

ای نور هر وادی ز تو      شادی و آزادی ز تو

دل غرق سودای تو باد

      پیوسته ماوای تو باد

          در گوش و غوغای تو باد

 ای نور هر وادی ز تو      شادی و آزادی ز تو

ای هادی راه صفا

     وی دولت بی منتها

         ما را تو هستی ملتجا

ای نور هر وادی ز تو      شادی و آزادی ز تو

تا راند فرمانت قلم

       معدوم شد رسم ستم

           هان تا بگویم دم بدم

ای نور هر وادی ز تو      شادی و آزادی ز تو 

شماره ۱۱

اقتباس از مزامیر ۴۶

باشد پناه ما خدا                  نصرت بود او بهر ما

گراین زمین جنبد زجا          لرزد بدریا کوهها

ترسان نمایم از موجها        اندر سلامت میزئیم

نهری بود صاف و روان       کز شعبه های نیک آن

ز آن رو که خلاق جهان       در آن همی باشد

آنرا خدا یاری کند               وقتی سپیده بر دمد

اقوام عالم از حسد             باهم نمایند ار مدد

صوتش چو آید میشود         دنیا گدازان مثل سیم

گوید کلام او چنین              کاخر خداوند مبین

ساکن نماید جنگ و کین      نیزه کما بشکسته بین

این رب یعقوب است هین    اندر پناهش شومقیم

شماره ۱۲

اقتباس از مزامیر ۳۴

بچشید و ببینید که خداوند نیکوست

                           سرائیم نام او را گوئیم همه جا اوست منجی ما

خداوند را در هر هر وقت متبارک خواهیم گفت

                            زیرا بخشیده بخون مسیحا

خداوند را در هر هر وقت متبارک خواهیم گفت

                           زیرا بخشیده بخون مسیحا

بچشید و ببینید که خداوند نیکوست

                          فرشتهء خداوند گرداگرد ترسندگان اوست

 پرستیم خداوند را چون او منجی ماست

                          عیسی همان مسیح است ابتدا و انتها 

بچشید و ببینید که خداوند نیکوست

                          از برای مومنین عیسی مسیح شادی و آرامی یافت

نادیان هر روز خوانند هللویا بر نامش 

                          زیرا خود خداوند تنها امید ماست 

 نادیان هر روز خوانند هللویا بر نامش 

                          زیرا خود خداوند تنها امید ماست     

(( فیض خداوند مان عیسی مسیح با شما باد ))                    

                 

لینک ثابت نوشته شده در  2007/2/2ساعت 18:47  توسط عاشق مسیح  | 

پدر

 

پسر              روح القدس

 

یاران مسیح این چند قصیده متعلق به برادرم محمود است . برادری که ۸ ماه است ایمان آورده و در جفا و بیماری هست . برای این عزیز در دعا باشیم و از خداوند شفای این عزیز را میطلبیم. محمود عزیز در قلب همهء ایمانداران و ایرانیان عزیز هستی . در مسیح خداوند شاد باشید  .

 

 

 جمعه12/4/1383= دوست دارم برروي سنگ قبرم بنوسيد ***  مقابلم ديوارسنگي است *** روي آن اسمم

 

وتاريخ عمرم راحك كرده اند ***  تيشه اي ندارم  ***   تنهايم ***   باگور پيوند خورده ام  ***   اينجا

 

همه  تاريكي ست *** اينجا همهء من هست *** هوانيست *** روشنايي نيست  ***  توهم نيستي ***

 

برمزارم  آبي بريز ***  هميشه منتظرت  بودم  ***  هميشه تشنه ات  بودم ***  وباز از زيرخروارها خاك

 

  ***  منتظرت مي مانم ***

 

 

شنبه18/9/1385= کاش  درهيکل  بيمارم      هميشه ساکن بودی     وسوسه ای نداشتم       تاپشيمان توبه کنم

 

      کاش امتحانی نبود    که شکست بخورم     خار اينه و از تو دور بشم

 

به من نگاه کن       که تو مهربانی    خدايي دانا عيسی ایی     ترکم نکن           که بی توشيطان    مرا ازار می دهد

 

 پنج  شنبه30/6/ 1385 = پاک شدخاطرات تلخ  ***  گذشته ای ندارم ***  ديگرهيچ نمانده  *** باخون

 

صليبت شستي كم *** بت ها را  شکستی در نامت *** تا مرا درجسمم *** به خودبکشی و ***  واز نو

 

بسازی***

 

 جمعه10/6/1385 = در هرجاهستيم *** پاي بکوبيم *** که خداوند *** صاحب ماست *** تارهبری

 

*** در قلب های ما *** راه راببينم *** زندگی کنيم *** سرودبخوانيم  *** باهم ديگر***  تسبيح بزنيم

 

 *** با دستک *** منتظريم که بيايي سلطنت کنی برما *** تابريزی *** روح القدس

 

 

 دوشنبه19/4/1385 = او به من آموخت *** برايش بمانم ***  قلبم بترکد ***  آواز بخوانم  ***  سيرابم از

 

عشقش *** آدمکها نمی داند *** اين جسم بيمارم *** طلب داردشفای آن را *** تاجاری شود برپيکرشان *** روح القدس

 

دوشنبه5/4/1385 = مي دانم هميشه با منی *** درنامت هميشه دل تنگم *** فرزندت برصليب گناه من ***

 

 جان داد وندانستم *** امروز مرابازازگناه خريدو*** به قلب بيمارم روح القدس داد *** تا ترکم نکند ***

 

با محبت ال ابدالاباد اورا بپرستم

 

یاران مسیح لطفا" نظرات خود را بفرمائید تا محمود عزیز بداند که همهءعزیزان برایش در دعا هستند .

 

 

(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))

لینک ثابت نوشته شده در  2007/1/31ساعت 3:28  توسط عاشق مسیح  | 

پدر

پسر                روح القدس

 

شماره ۷

اقتباس ار مزامیر صد

ای ساکنان این جهان                رب را سرائید هر زمان

خدمت کنبد حمدش گوئید            اندر حضورش شادمان

رب او بود دان بی گمان            هم بی مدد خلاقمان

ما گله اش در حفظ او               گیرد به آغل جمله مان

بر درگهش میشو روان             هم شکر و تعظیمش بخوان

عزت ده و حمدش نما               لایق بود بهرش همان

زیرا که نیک است ربمان          هم رحمت او بیکران

شماره ۸

ای فرزندان نور گرد هم بیائید                با شادی سرور او را بسرائید

اندر حضور وی دستها را برافرازید        منجی عالم را شکر و سپاس گویید

ای قوم خاص او در او قوی باشید          پیروزی عیسی را از آن خود دانید

ای گلهء خدا نزد شبان آئید                   در هر غم و سختی عیسی را بخوانید

شماره ۹

ای محبان خدا                               باهم شادی کنیم

با قلبی شاد سرود خوانیم                با قلبی شاد سرود خوانیم  

به سوی خداوند                            به سوی خداوند

سوی سما رویم صهیون زیبا پر جلال     سوی صهیون سماوی شهر زیبای خدائی

بگذار بی ایمانان                           او را حمد نگویند

ولی فرزندان خدا                           ولی فرزندان خدا

نیکو است حمدش کنند                    نیکو است حمدش کنند 

سوی سما رویم صهیون زیبا پر جلال    سوی صهیون سماوی شهر زیبای خدائی

حال از شادی سما                        نصیبی میابیم

لیک چون به آسمان رسیم             لیک چون به آسمان رسیم

جلالش را ببینیم                          جلالش را ببینیم

سوی سما رویم صهیون زیبا پر جلال     سوی صهیون سماوی شهر زیبای خدائی

پس ما شادان باشیم                    هرگز غم نخوریم

از زمین عمانوئیل                       از زمین عمانوئیل    

به آسمان رویم                           به آسمان رویم

سوی سما رویم صهیون زیبا پر جلال      سوی صهیون سماوی شهر زیبای خدائی

(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))

لینک ثابت نوشته شده در  2007/1/29ساعت 17:12  توسط عاشق مسیح  | 

پدر

پسر       روح القدس

یاران مسیح این آلبوم ۳ ستاره می باشد . باشد که با شادی نزد خداوند رویم و خداوند را با شادی یاد کنیم .

3 ستاره

سرود شماره ۱

سرود شماره ۲

سرود شماره ۳

سرود شماره ۴

سرود شماره ۵

سرود شماره ۶

سرود شماره ۷

سرود شماره ۸

سرود شماره ۹

سرود شماره ۱۰

سرود شماره ۱۱

((فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))

لینک ثابت نوشته شده در  2007/1/27ساعت 0:14  توسط عاشق مسیح  | 

پدر

پسر              روح القدس

شماره ۲

ای خداوند وعده های تو چه عظیم است      بهر همه مومنین نور یقین است

تو را خواهم تو را جویم در اندرونم           توئی راهم توئی نورم توئی شبانم

قلبم پر از حمد تو است مسیح عیسی         جز تو کسی را نخواهم من در این دنیا

تو را خواهم تو را جویم در اندرونم           توئی راهم توئی نورم توئی شبانم

این خالق کل هستی اینک می آیم              با دعا و شکرگزاری تو را می خوانم

جانم اکنون مشتاق توست منجی دنیا          قلب من را با حضورت مزین فرما

قلبم پر از حمد تو است مسیح عیسی         جز تو کسی را نخواهم من در این دنیا

تو را خواهم تو را جویم در اندرونم           توئی راهم توئی نورم توئی شبانم

 

شماره۳

 

بیدار و آگه شو دلا               شو با ملائک هم نوا

آنها که دائم وردشان            باشد همی حمد خدا

یارت توئی حافظ مرا            جانم زتو راحت فزا

بهر ثنا و حمد تو                 فیض نوین بخشا مرا

عیسی شفیع آرم ترا         روحت شود هادی مرا

امروز هست اینم دعا         من را تو باشی رهنما

تا جمله قواتم بود              بهر جلالت دائما 

شماره ۵

ای روز شادمانی                      ای روز با صفا

ای دافع غم ودرد                     رخشان چو خور بما

در تو غنی و مسکین                راکع به پیش تخت

قدوس قدوس میخوانند             بر منجی و خدا

امروز به گیتی از مهر             فیض آید از سما

بر اهل عالم اکنون                 انجیل کند ندا

هر کس پذیرد عیسی              حق را شود پسر

آب حیات روانست                 چون تشنه ای بیا

توفیق تو فزاید                     این روز نیک ما

راحت نموده ما را                 از رنج و سختیها

در قدرت روح قدس               بر آب هم بر ابن

سجده کند کلیسا                    بر منجی و خدا

شماره ۶

بهر برکاتت سپاس                   آفرینش دهد سپاس

فرشتگان خوانند سپاس            بر آب و ابن روح سپاس

 

                                           (( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))

لینک ثابت نوشته شده در  2007/1/25ساعت 13:18  توسط عاشق مسیح  | 

پدر

پسر            روح القدس

یاران مسیح از این به بعد اشعار مسیحیت را برای شما مینویسیم . اقتباس از سرود نامهء فارسی میباشد و اینجانب هیچ دخل و تصرفی در آن نداده ام . باشد که همگان این اشعار را به طرز احسن مطالعه و جمع آوری نمایند . در ضمن سعی میشود هر دو روز یکبار یکی از اشعار را معرفی کنم .

سرودهای پرستشی

ای جان من خداوند را متبارک بخوان

                                              هر چه در درون من است او را متبارک خواند

 که تمام گناهان ترا میآمرزد         همهءمرضهای ترا شفا میبخشد

ای جان من خداوند را متبارک بخوان

                                            جمیع احسانهای او را فراموش مکن

که حیات ترا از هاویه فدیه میدهد    تاج رحمت و رافت را بر سر تو مینهد

ای جان من خداوند را متبارک بخوان

                                          جمیع احسانهای او را فراموش مکن

که جان ترا بچیزهای نیکو سیر می کند    تا جوانی تو مثل عقاب تازه شود

  ای جان من خداوند را متبارک بخوان

                                                 جمیع احسانهای او را فراموش مکن

خداوند رحمان و کریم است        دیر غضب و بسیار رحیم

تا به ابد محاکمه نخواهد نمود    خشم را همیشه نگاه نخواد داشت

  ای جان من خداوند را متبارک بخوان

                                               جمیع احسانهای او را فراموش مکن

چنانکه پدر بر فرزنان خود رئوف است   

                                    همچنان خداوند بر ترسندگان خود رافت مینماید

ای جان من خداوند را متبارک بخوان

                                               جمیع احسانهای او را فراموش مکن

اقتباس از مزامیر ۱۰۳ : ۱ـ۱۳

(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))

لینک ثابت نوشته شده در  2007/1/22ساعت 1:49  توسط عاشق مسیح  | 


کلیک کنید و داخل گروه من عضو بشوید
کلیک کنید و داخل گروه ما عضو بشوید
لوگو دوستان


 

 نوای انجیل