تبليغاتX

 نوای انجیل 

نوای انجیل

پدر

پسر                  روح القدس

 

آیا خدا مرا بکار خواهد گرفت؟ آیا با این همه ضعف و مشکلات شخصیتی برایمان امیدی هست؟ آیا خدا می‌تواند از کسی چون من برای خود استفاده کند؟ پس تکلیف گناهان و عاداتی که هنوز دچارشان هستم چه می‌شود؟ مگر نه اینست که پیام مسیحیت آزادی است، اما من که هنوز اسیر این تخته بند تن و نفس اماره خویشم،
یکی از نویسندگان مسیحی می‌گوید: "مسیحیان بیش از هر کس دیگر با موضوع ریاکاری و درد ناشی از آن در حال جدالند و دائم خود را به آن ملزم می‌بینند. چرا که همه واعظین نیکی‌ و نورند و در عین حال می‌دانند که خود آنچه موعظه می‌کنند نیستند و با آن بس فاصله دارند. اما باز با همه این احوال، آنچه مقدس و پاک و شایسته تقدیر است و قلب خدا را خشنود می‌کند، نبرد خستگی ناپذیرشان در رهایی از آن و درد مقدسی است که در اشتیاق خلوص، قلبشان را می‌فشارد."


دوستان، خدا نه تنها از همه این ضعفهای ما آگاه است بلکه ما را با همه این ضعفها بکار می‌برد و اصلا نقشه او اینست که از کسانی چون ما استفاده کند، بگذارید به جای خیالپردازی شما را رودرروی واقعیات قهرمانان کتاب مقدس قرار دهم تا ببینید که  چطور خدا از چنین افرادی بطرزی شگفت انگیز در نقشه خود استفاده کرد و هرگز آنها را ترک ننمود.

نوح کسی بود که دچار گناه و لغزش مستی و میگساری شد.
ابراهیم برای اجابت نقشه خدا شخصی بسیار پیر بود.
اسحق فردی بود که دائما در حال خیالپردازی بود.
یعقوب دچار گناه دروغگویی و فریبکاری بود.
لیه شخصی زیبا و جذاب نبود.
یوسف مورد جفا و آزار برادرانش قرار گرفت.
موسی می‌ترسید و مشکل لکنت زبان داشت.
جدعون می‌ترسید.
سامسون گرفتار فساد اخلاقی بود.
راحاب یک روسپی بود.
ارمیا و تیموتائوس بسیار جوان و خام بودند.
داوود زناکاری کرد و مرتکب قتل گردید.
ایلیا دچار افسردگی گردید و در فکر خود کشی افتاد.
یونس سنگدل بود و از اراده و فرمان خدا فرار می‌کرد.
نعومی زنی بیوه بود.
ایوب دچار ضعف و بیماری و ورشکستگی و انواع مصیبتها گردید.
یحیی تعمیددهنده به مسیحا بودن عیسی شک کرد.
پطرس حواری مسیح او را سه بار انکار کرد.
شاگردان در زمان نیاز مسیح به خواب رفتند و همه فرار کردند.
مرتا خود را با خواهرش مقایسه می‌کرد و برای هرچیز در نگرانی و اضطراب بود.
زن سامری زنی طلاق گرفته بود که در گناه با مردی دیگر زندگی می‌کرد.
پولس شخصی متعصب و مذهبی بود که در جفا و سنگسار استیفان دست داشت.

اگر خدا توانست از این افراد شکسته دل و گنهکار در پیشبرد پادشاهی خود بهره جوید، از من و شما نیز می‌تواند استفاده کند، اما تنها چیزی که لازم است این است تا خود را در دستان خدا قرار داده و از او اطاعت کنیم. تنها لازم است تا خود را به او بسپاریم و حاضر باشیم تا هر آنچه بخواهد انجام دهیم، حتی اگر قدم بعدی واضح و روشن نیست حتی زمانی که طوفانها زندگی ما را به چالش و اضطراب می‌اندازد. ضربان قلب خود را با صدای روح القدس تنظیم کنیم و گوش فرا دهیم برای شنیدن صدایی که ما را می‌خواند از فراسوی ابدیت و در عین حال بسیار نزدیک در اعماق وجودمان.
باور کنیم که خدا منتظر ماست. به گفته سنت فرانسیس آسیزی اگر مسیح ما را ببوسد پروانه خواهیم شد.
منتظر بوسه خداوند، عیسی مسیح باشید. او دوست گنهکاران است.

 ((فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد))
لینک ثابت نوشته شده در  2007/10/31ساعت 9:26  توسط عاشق مسیح  | 

پدر

پسر                  روح القدس

یاران مسیح بیائید یکدیگر را در مسیح بپذیریم . هر بار که به معنای فیض و پذیرفته شدن انسان در برابر خدا می‌اندیشم، بیشتر به شگفتی نجات و رستگاری که مسیحیت از آن سخن می‌گوید، پی می‌برم و کمتر دلیل اینهمه محبت و رحمت بی‌حد و حصر خدا را در می‌یابم. حقیقتاً خدای معرفی شده در انجیل، از آسمان به زمین و در میان آدمیان کشیده می‌شود، گویی خدا دیگر از اینکه قهرمان داستانهای دیگران باشد به ستوه آمده و خود تعالی را به کنار می‌گذارد و جامه غلام می‌پوشد .                               

اودر مهلکه آدمیان از مرزهای فداکاری  برای نجات و بازگرداندن بشر فراتر می‌رود و بشر گناهکار را دوست خود می‌خواند.عیسی گفت: "محبتی بیش از این وجود ندارد که کسی جان خود را در راه دوستانش فدا کند. دوستان من شمایید اگر آنچه به شما حکم می‌کنم، انجام دهید."( انجیل یوحنا۱۵:‏۱۳‏-‏۱۴‏) جالب این است که مسیح حکمی جز محبت کردن یکدیگر به شاگردانش نداد:" حکم من اینست که یکدیگر را محبت کنید، چنانکه من شما را محبت نمودم".

تا محبت مسیح را نچشیم نخواهیم توانست دیگران را آنطور که مسیح می‌طلبد محبت کنیم و چشیدن حلاوت محبت مسیح جز با چشمان ایمان قابل رؤیت نیست. ایمان کلیدی است که درهای آسمان را می‌گشاید تا مسیح مصلوب و قیام کرده‌ای را که حال به دست راست خدا نشسته است را ببینیم و تا او را نبینیم، نمی‌توانیم محبت او را درک کنیم اما ایمان آنچیزی است که همه این ناتوانیهای بشری ما را مرتفع می‌کند، شاید بتوان با برخی از متفکرین و شعرا در ابراز این عقیده که فرشته بودن و اطاعت از خدا و دوست داشتنش چندان کار شاقی نیست در حالیکه بشر می‌تواند با اسلحه ایمان آن نادیده را ببیند، آنچه که متعلق به حوزه دیگری از شناخت و معرفت است.

حال با محبت به یکدیگر و دوستی با یکدیگر است که مسیح را اطاعت کرده‌ایم، راههای آسمان از زمین عبور می‌کند و در این گذرگاه است که لیاقت خود را برای منزل گزیدن در آسمان به اثبات می‌رسانیم.
فیض چیست؟ جز پذیرش بلا عوض الهی ؟ فیض یعنی در برگرفتن و پذیرش و محبت بلاشرط خدا نسبت به ما. فیض یعنی پدری که به سوی فرزند گمشده‌اش می‌دود بی آنکه هنوز از او کلام عذرخواهی و توبه را شنیده باشد و فیض یعنی آغوشی باز بر صلیب برای جذب ما با همه رذایل بشری. فیض یعنی عیسی و تجسم کلمه خدا، فیض یعنی آشتی و دوستی خدا با ما. حال بر ماست که بازتابنده فیض به جهان پیرامون خویش باشیم. آنچه که خارج از معادلات این جهانی بشر است فیض است و آنچه که این دنیا و نظام آن در طرد و تکفیر و عدم پذیرش آن می‌کوشد فیض است. بر این نیروی ضد فیض که برای هر محبتی دلیل و برهانی می‌طلبد و جهانی بده بستان را در میان حتی خانواده‌ها و افرادی که عزیزان یکدیگرند به تصویر می‌کشد تنها فیض مسیح و وزش چنین رویکردی به حیات در این عرصه مسموم  یعنی شفا یعنی طعمی از آسمان یعنی ابدیت و این آن چیزی است که جهان ما، خانواده‌های ما، کلیساهای ما، ایمانداران ما و از همه مهمتر رهبران مسیحی محتاج آنند. تنها فیض می‌تواند زخمهای جهان ما را تسکین دهد.

فیض یعنی می‌پذیرمت، دوستت دارم، می‌بخشمت، محبتت می‌کنم بی‌آنکه حتی به آنچه از تو عایدم می‌شود بیندیشم، بی‌آنکه حتی کارهایت و لیاقتت را در کفه ترازو بگذارم و نیکویی‌هایت را وزن کنم، بی‌آنکه حتی لایق محبتی که دریافت می‌کنی باشی...
اینست سیرت مسیحی و اینست آنچه مولا و سرور کلیسا خداوند ما عیسی مسیح مومنین خود را به آن حکم فرمود.
 
((فیض خداونمان عیسی مسیح با شما باد))
لینک ثابت نوشته شده در  2007/7/18ساعت 21:13  توسط عاشق مسیح  | 


کلیک کنید و داخل گروه من عضو بشوید
کلیک کنید و داخل گروه ما عضو بشوید
لوگو دوستان


 

 نوای انجیل