پدر
پسر روح القدس
یاران مسیح آیا تا به حال به فکر آزمایش و معاینه خود در ایمان بوده اید ؟ مقاله زیردر مورد معاینه خود و آزمایش ایمان است . پس بخوانید و ببینید آیا شما از این آزمایش با سربلندی قبول میشود ؟
دوم قرنتیان 13: 5 الی10
پدر
پسر روح القدس
یاران مسیح استراحت ایمان را از زبان کشیش باباخانی بخوانید.
آیا می دانید استراحت ایمان یعنی چه ؟ یعنی اعتماد کامل بر خدا قرار میگیرد و دیگر به اعمالت فخر نمیکنی و به تلاشهایت توکل نمی کنی بلکه به خدایی که قادر است که بکند بینهایت زیادتر از آنچه بخواهیم یا فکر کنیم، توکل داری.پدر
پسر روح القدس
چرا مسیح مگر ایمان به خدا کافی نیست؟
این مطلب برای بسیاری سؤالبرانگیز است که چرا تأکید مسیحیت بر این است که باید همۀ انسانها به مسیح ایمان آورند. آنها میگویند: «مگر ایمان به خدا کافی نیست؟ همچنین عیسی مسیح دو هزار سال پیش بر روی زمین آمد، پیغام او چه ربطی به زندگی امروز دارد؟»
جواب کتابمقدس این است که ایمان به خدا کافی نیست! خود مسیح میفرماید: «به خدا ایمان داشته باشید، به من نیز ایمان داشته باشید» (انجیل یوحنا ۱۴:۱). چرا؟ از یک لحاظ میشود گفت که اعتقاد به خدا یک چیز مثبت است، اما کتابمقدس
میفرماید: «تو ایمان داری که خدا یکی است. نیکو میکنی! حتی دیوها نیز اینگونه ایمان دارند و از ترس به خود میلرزند!» (یعقوب ۲:۱۹). کتابمقدس تعلیم میدهد که بهخاطر گناه، همه از خدا جدا شدهاند و هیچ تماسی با خدا ندارند: «هان دست خداوند کوتاه نیست تا نرهاند و گوش او سنگین نی تا نشنود. لیکن خطایای شما در میان شما و خدای شما حایل شده است و گناهان شما روی او را از شما پوشانیده است تا نشنود» (اشعیا ۵۹:۱ و ۲). بنابراین با اعتقاد داشتن به خدا هیچ سودی عاید ما نمیشود مگر اینکه این دیوار گناه برداشته شود و از طریق یک رابطۀ زنده خدا را بشناسیم.
کاملاً روشن است که ما نمیتوانیم خدا را بشناسیم مگر اینکه خدا طبق ارادهاش خود را بر ما آشکار سازد. ولی خبر خوش کتابمقدس این است که خدا بهوسیلۀ عیسی مسیح همین کار را انجام داده است. خدا خود را بهطرق مختلف به بشر شناسانیده است ولی مکاشفۀ کامل خدا عبارت است از تجلی او در شخصیت عیسای مسیح. خدا خود را در عیسای مسیح که در انجیل "صورت خدای نادیده" خوانده شد بهطور کامل ظاهر ساخت (کولسیان ۱:۱۵) و شکل انسان بهخود گرفت.
مسیح به دو دلیل مهم با دیگران فرق دارد. دلیل اول، به ذات او و دلیل دوم به کارش مربوط میشود. پس باید پرسید، مسیح کیست و برای ما چه کار کرده است؟ در انجیل یوحنا فصل اول، سه لقب به مسیح اختصاص داده شده است. که آنها را مورد بررسی قرار میدهیم.
۱- کلام خدا
«در آغاز کلام بود و کلام با خدا بود و کلام، خدا بود» (باب۱). پس مسیح از ازل وجود داشته است. در سِفر پیدایش فصل اول که دربارۀ آفرینش است میگوید: «خدا گفت ... بشود و ... شد»، در واقع تأیید این حقیقت است زیرا یوحنا اضافه میکند: «همه چیز بهواسطۀ او پدید آمد و از هر آنچه پدید آمد، هیچ چیز بدون او پدیدار نگشت» (باب ۳). حالا شگفتانگیزترین حقیقت این است که همین «کلام، انسان خاکی شد و در میان ما مسکن گزید» (باب ۱۴). مسیح، کلام مجسمشدۀ خداست و همین کلام ابدی خدا در رحم مریم لباس بشری پوشید و بهصورت عیسی مسیح ظاهر شد.
کلام چیست؟ کلام آن حرفی است که از دهان ما صادر میشود. پس عیسی مسیح، کلام خدا است که از ذات خدا صادر شده است. کلام شخصیت، احساسات و منظور گوینده را نمایان میسازد. بهقول معروف، تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد. مسیح، کلام خدا، شخصیت و اخلاق و صفات خدا را به ما ظاهر کرد. بنابراین وقتی انجیل میفرماید که مسیح کلام خداست، منظورش فقط سخنان مسیح نیست بلکه موضوع این است که تمام وجود مسیح آن کلام میباشد و خدای پدر از تمام وجود این شخص با ما سخن میگوید. «در گذشته، خدا بارها و از راههای گوناگون بهواسطۀ پیامبران با پدران ما سخن گفت، اما در این زمانهای آخر بهواسطۀ پسر خود با ما سخن گفته است» (عبرانیان ۱:۱ و ۲).
۲- پسر خدا
قسمت دوم باب ۱۴ میفرماید: «و ما بر جلال او نگریستیم، جلالی در خور آن پسر یگانه که از جانب پدر آمد، پر از فیض و راستی». این اصطلاح مفهوم روحانی دارد و نه جسمانی و نشان میدهد که عیسی مسیح میتواند واقعاً ذات و ماهیت خدا را برای بشر ظاهر سازد و مظهر کامل او باشد. فقط پسر خدا میتواند خصوصیات و صفات واقعی پدر آسمانی را به بشر نشان دهد. «هیچ کس هرگز خدا را ندیده است. اما آن خدای یگانه (یا پسر یگانه) که در بر پدر است، همان او را شناسانید» (باب ۱۸). پس مسیح بهدنیا آمد تا خدای پدر را به ما بشناساند.
البته فرق مسیح با دیگران این است که او دارای دو جنبه بود یعنی الوهیت و انسانیت. او یک انسان واقعی بود و همانند یک انسان غذا میخورد، میخوابید و حتی وسوسه میشد اما در عین حال بدون گناه بود. ولی او جنبه الهی هم داشت و با خدا یکی بود. ظهور مسیح در دنیا در واقع آمدن خدا در میان بشر بود و نام "عمانوئیل" یا "خدا با ما" که به مسیح داده شد این حقیقت را آشکار میسازد. «زیرا الوهیت و همۀ کمالش بهصورت جسمانی در مسیح ساکن است» (کولسیان ۲:۹). ظاهراً در انجیل یوحنا تناقض وجود دارد چون ۱:۱۸ میگوید: «هیچ کس هرگز خدا را ندیده است» و در ۱۴:۷ مسیح میفرماید: «او را دیدهاید»! ولی خودش توضیح میدهد: «کسی که مرا دیده، پدر را دیده است» (۱۴:۹). پس این لقب همبستگی و یگانگی عیسی را با خدای پدر نشان میدهد و به همین دلیل عیسی صفات خدا را به خود نسبت میداد. تنها مسیح است که ادعای الوهیت میکند. شخصیتهای بنیانگذار مذاهب دیگر تا این اندازه مهم نیستند چون پیروانشان بر تعلیمات آنها تأکید بسیار میکنند ولی در مورد مسیح این چنین نیست. نکتۀ اصلی تعلیمات مسیح شخص خودش است به همین منظور او میگوید: «شما مرا که میدانید؟» (لوقا ۹:۲۰). مسیح هیچگاه نگفت راه این است و یا راه آن است بلکه میفرماید: «من راه و راستی و حیات هستم، هیچ کس جز بهواسطۀ من نزد پدر نمیآید» (یوحنا ۱۴:۶). در نتیجه، مسیح با دیگران فرق دارد.
همچنین مسیح بهعلت کاری که انجام داد نیز با دیگران تفاوت دارد. ما نه فقط به یک مکاشفۀ کامل احتیاج داشتیم تا خدایی را که نمیشود دید "ببینیم" بلکه بهخاطر گناه و جدایی انسان از خدا به نجات محتاج بودیم. مثلاً شخصی که در حال غرق شدن است و شنا بلد نیست در وهلۀ اول به تعلیم در مورد شنا احتیاج ندارد بلکه به یک غریق نجات! نیاز اصلی ما در وهلۀ اول تعلیم نیست بلکه نجات از اثرات گناه میباشد. بنابراین با اینکه زندگی عیسی مسیح مهم است ولی میشود گفت اصل موضوع، کار مسیح بر روی صلیب است. بنابراین در یوحنا فصل ۱، یک اصطلاح دیگر هم برای مسیح پیدا میشود.
۳- برۀ خدا
یحیی چون عیسی را دید گفت: «این است برۀ خدا که گناه از جهان برمیگیرد!» (باب ۲۹). پس مسیح نه فقط آمد تا خدا را برای ما آشکار کند بلکه تا ما را بهوسیلۀ مرگش نجات دهد، «زیرا مسیح ... یک بار برای گناهان رنج کشید، پارسایی برای بدکاران، تا شما را نزد خدا بیاورد» (اول پطرس ۳:۱۸). مسیح بهوسیلۀ مرگ فداکارانه خود ما را با خدا آشتی داد و مجازات گناهان ما را بر خود گرفت. خدا قدوس است و از گناه بشر صرفنظر نمیکند. چون خدا عادل است گناهکاران را نخواهد بخشید مگر اینکه مجازات گناهانشان پرداخت شود. لازمۀ عدالت خدا این است که گناه مجازات شود پس مسیح با فدا ساختن جان خود مجازاتی را که ما مستحق آن بودیم تحمل کرد و جایگزین ما شد. از طریق قربانی مسیح که مجازات گناهان ما را پرداخت، عدالت اجرا شد.
مسیح چند بار با شاگردانش راجع به مرگش صحبت کرده بود ولی مثل اینکه آنها نفهمیدند که منظورش چه بود. آنها در فکر نجات بودند ولی نجاتی که مد نظر آنها بود نجات سیاسی و استقلال از ظالم آن زمان یعنی دولت روم بود.
(( فیض خداونمان عیسی مسیح با شما باد ))
پدر
پسر روح القدس
یاران مسیح قضیه شایستگی و فیض در مرکز مباحثه تاریخی بین الهیات کاتولیک روم و پروتستان قرار دارد . یکی از عمده اظهارات نهضت اصلاح طلبی sola gratia ( نجات فقط به واسطه فیض خدا ) بود . ایمانداران هیچ نوعی لیاقتی را که از خود ایشان باشد به پیشگاه داوری خدا نمی آورند بلکه منحصرا" بر رحمت و فیض خدا توکل دارند .
بنا به تعریف ، شایستگی یا لیاقت همان چیزی است که کسب می شود یا حق شخص است . عدالت حکم می کند که حق آنچنانکه شایسته است ادا شود و حق چیزی است که در ازای انجام یک مهم به کسی تعلق می گیرد . اگر آن حق ادا نشود ، ظلمی روا داشته شده است .
الهیات کاتولیک روم ، در قالبهای متمایز ، از شایستگی سخن می گوید . قالب اول ، شایستگی بسزا است یعنی شایستگی در چنان حدی که ملزم می کند پاداشی به آن تعلق گیرد . در قالب دوم ، صحبت از شایستگی متناسب است که این نوع شایستگی ، به والائی شایستگی بسزا نیست اما با وجود این ، (بی مناسبت نیست یا بهتر است ) که خدا پاداشی به آن دهد . شایستگی متناسب با انجام کارهای نیکو به همراه آئین توبه ، کسب می شود . نوع سوم شایستگی ، شایستگی فوق از انتظار است که چیزی فراتر و بالاتر از حد اقتضای وظیفه است . این نوع شایستگی عمیق را مقدسین کسب کرده اند . این نوع شایستگی به خزانه مربوطه واریز می شود ، خزانه ای که کلیسا می تواند از آن برداشت کند و به حساب آنانی بگذارد که فاقد شایستگی کافی برای ورود به آسمان هستند .
الهیات پروتستان با انکار هر سه مورد شایستگی فوق و ( اعتراض ) به آنها ، اعلام می کند که تنها لیاقتی که می تواند به ما تعلق گیرد ، شایستگی مسیح است . شایستگی مسیح ، به واسطه فیض و از طریق ایمان نصیب ما می شود . فیض همان لطف بلا استحقاق خداست که به تصمیم خدا در مورد ما بستگی دارد .
درست است که برخی مواد جذب بدن ما می شوند اما فیض نه ماده است و نه می تواند در جان ما جا خوش کند . ما در فیض رشد می کنیم اما نه بخاطر اینکه چند گونه ماده ، به مقادیر مختلف در ما وجود دارند بلکه به واسطه مدد پر از لطف روح القدس که با عمل فیاض خود نسبت به ما و بر ما ، در ما ساکن می شود . منابع فیض بخشی که خدا به ما عطا می کند تا در زندگی مسیحی ما را یاری کنند عبارتند از متون مقدس ، آئین های مقدس ، دعا ، مشارکت و خوراکی که کلیسا می دهد .
پس میتوان شایستگی و فیض را این چنین خلاصه کرد .
۱ ـ نجات ما به واسطه فیض است .
۲ ـ ما هیچ لیاقتی که از آن خود ما باشد و به واسطه آن خدا ناچار باشد که ما را نجات دهد ، نداریم .
۳ ـ الهیات کاتولیک روم ، شایستگی را به سه فقره تقسیم کرده است که عبارتند از شایستگی بسزا ، شایستگی متناسب و شایستگی فوق از انتظار . آئین پروتستان هر سه مورد فوق را رد می کند .
۴ ـ فیض ، لطف یا مرحمت بلا استحقاق خدا نسبت به ماست .
یوحنا : ۱۵
«من تاك حقيقي هستم و پدر من باغبان است. 2 هر شاخهاي در من كه ميوه نياورد، آن را دور ميسازد و هر چه ميوه آرد آن را پاك ميكند تا بيشتر ميوه آورد. 3 الحال شما بهسبب كلامي كه به شما گفتهام پاك هستيد. 4 در من بمانيد و من در شما. همچنانكه شاخه از خود نميتواند ميوه آورد اگر در تاك نماند، همچنين شما نيز اگر در من نمانيد. 5 من تاك هستم و شما شاخهها. آنكه در من ميماند و من در او، ميوه بسيار ميآورد زيرا كه جدا از من هيچ نميتوانيد كرد. 6 اگر كسي در من نماند، مثل شاخه بيرون انداخته ميشود و ميخشكد و آنها را جمع كرده، در آتش مياندازند و سوخته ميشود. 7 اگر در من بمانيد و كلام من در شما بماند، آنچه خواهيد بطلبيد كه براي شما خواهد شد. 8 جلال پدر من آشكارا ميشود به اينكه ميوه بسيار بياوريد و شاگرد من بشويد.
رومیان :۴
پس چه چيز را بگوييم كه پدر ما ابراهيم بحسب جسم يافت؟ 2 زيرا اگر ابراهيم به اعمال عادل شمرده شد، جاي فخر دارد امّا نه در نزد خدا. 3 زيرا كتاب چه ميگويد؟ «ابراهيم بهخدا ايمان آورد و آن براي او عدالت محسوب شد.»
4 لكن براي كسي كه عمل ميكند، مزدش نه از راه فيض بلكه از راه طلب محسوب ميشود. 5 و امّا كسي كه عمل نكند، بلكه ايمان آورد به او كه بيدينان را عادل ميشمارد، ايمان او عدالت محسوب ميشود. 6 چنانكه داود نيز خوشحالي آن كس را ذكر ميكند كه خدا براي او عدالت محسوب ميدارد، بدون اعمال: 7 «خوشابحال كساني كه خطاياي ايشان آمرزيده شد و گناهانشان مستور گرديد؛ 8 خوشابحال كسي كه خداوند گناه را به وي محسوب نفرمايد.»
رومیان :۵
پس چونكه به ايمان عادل شمرده شديم،نزد خدا سلامتي داريم بوساطت خداوند ما عيسي مسيح، 2 كه به وساطت او دخول نيز يافتهايم بوسيله ايمان در آن فيضي كه در آنپايداريم و به اميد جلال خدا فخر مينماييم. 3 و نه اين تنها بلكه در مصيبتها هم فخر ميكنيم، چونكه ميدانيم كه مصيبت صبر را پيدا ميكند، 4 و صبر امتحان را و امتحان اميد را. 5 و اميد باعث شرمساري نميشود زيرا كه محبّت خدا در دلهاي ما به روحالقدس كه به ما عطا شد ريخته شده است.
دوم قرنتیان : ۵
17 پس اگر كسي در مسيح باشد، خلقت تازهاي است؛ چيزهاي كُهنه درگذشت، اينك همه چيز تازه شده است. 18 و همه چيز از خدا كه ما را بواسطه عيسي مسيح با خود مصالحه داده و خدمت مصالحه را به ما سپرده است. 19 يعني اينكه خدا در مسيح بود و جهان را با خود مصالحه ميداد و خطاياي ايشان را بديشان محسوب نداشت و كلام مصالحه را به ما سپرد.
افسسیان ۲ :
8 زيرا كه محض فيض نجات يافتهايد، بوسيله ايمان و اين از شما نيست بلكه بخشش خداست، 9 و نه از اعمال تا هيچكس فخر نكند. 10 زيرا كه صنعت او هستيم، آفريده شده در مسيح عيسي براي كارهاي نيكو كه خدا قبل مهيّا نمود تا در آنها سلوك نماييم.
تیطس ۳ :
4 ليكن چون مهرباني و لطف نجاتدهنده ما خدا ظاهر شد، 5 نه به سبب اعمالي كه ما به عدالت كرده بوديم، بلكه محض رحمت خود ما را نجات داد به غسل تولّد تازه و تازگياي كه از روحالقدس است؛ 6 كه او را به ما به دولتمندي افاضه نمود، به توسّط نجاتدهنده ما عيسي مسيح، 7 تا به فيض او عادل شمرده شده، وارث گرديم بحسب اميد حيات جاوداني.
(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))
پدر
پسر روح القدس
یاران مسیح ، عیسی در تعالیم خود فرمود که تا وقتی ایمان ما مثل کودکان نباشد به هیچ وجه وارد ملکوت آسمان نخواهیم شد . ایمانی مثل ایمان کودک ، پیش شرط عضویت در ملکوت خداست . با این وصف ، بین ایمانی بی آلایش مثل ایمان کودک با ایمان بچگانه یعنی رشد نیافته ، تفاوتهائی وجود دارد . کتاب مقدس از ما می خواهد تا در شرارت ، بچه باشیم ولی در فهم ، رشید . ایمان نجات بخش ، امری سهل اما ممتنع است .
از آنجا که کتاب مقدس چنین تعلیم می دهد که عادل شمرده شدن تنها محض ایمان است و نیز اینکه ایمان شرط لازم برای نجات است ، ضرورت دارد که بفهمیم چه چیزی متضمن ایمان نجات بخش است . یعقوب به روشنی توضیح میدهد که ایمان نجات بخش ، با چه چیزی مغایرت دارد . یعقوب اعتراف ایمان را از واقعیت ایمان تفکیک می کند . با اینکه از ما خواسته شده که حتما" ایمان خود را اعتراف کنیم ، اما اعتراف خالی ، به خودی خود ، هیچکس را نجات نمی دهد . کتاب مقدس روشن میکند که هر چند اشخاص میتوانند با لبهایشان از مسیح تجلیل کنند اما قلبهایشان می تواند از او دور باشد . عبادت خالی از میوه ، ربطی به ایمان نجات بخش ندارد .
ایمان نجات بخش ، مرکب از آگاهی ، پذیرش ذهنی و اعتماد شخصی است .
ایمان نجات بخش به محتوا بستگی دارد . با اعتقاد به بر حق بودن هر چیزی ، نمی توان عادل شمرده شد . برخی می گویند : (( دلتان صاف باشد ، مهم نیست به چه ایمان دارید )) . چنین تصوری ، از اساس مخالف تعلیم کتاب مقدس است . کتاب مقدس چنین تعلیم میدهد که محتوای اعتقاد اشخاص ، عمیقا" مهم است . عادل شمرده شدن ، با ارادت تنها میسر نیست . ممکن است ما ارادتمند در خطا باشیم . آموزه صحیح ، دست کم از لحاظ حقایق اساسی انجیل ، جزو ضروری ایمان نجات بخش است .ما به انجیل و به شخص و کار مسیح ایمان داریم . این باور ، بخش لایتجزای ایمان نجات بخش است . اگر آموزه ما از اساس مبتنی بر ارتداد و بدعت باشد ، نجات یافته نخواهیم بود . بطور مثال اگر بگوئیم که به مسیح ایمان داریم ولی الوهیت او را انکار کنیم ، فاقد آن ایمانی هستیم که شخص را عادل می کند . هر چند که داشتن درکی درست از حقایق اساسی انجیل برای نجات یافتن لازم است اما کافی نیست . دانشجوئی که در اثر اشراف بر الهیات مسیحی ، در امتحانات مربوطه عالی ترین نمره را به خود اختصاص می دهد ، ممکن است خود حقیقت الهیات مسیحی را قبول نداشته باشد . ایمان نجات بخش ، شامل موافقت ذهنی با حقیقت انجیل است .
ممکن است اشخاص انجیل را درک کنند و حقیقت آن را هم تائید نمایند اما باز هم دستشان از ایمان نجات بخش کوتاه باشد . شیطان می داند که انجیل بر حق است ولی با تمام وجود از آن بیزار است . ایمان نجات بخش ، عنصری از اعتماد را هم در خود دارد . ایمان نجات بخش با توکل و چشم امید داشتن به انجیل بی ارتباط نیست . ما می توانیم باور داشته باشیم که یک صندلی ، وزن ما را تحمل می کند اما تا روی آن ننشینیم ، اعتماد خود را نسبت به آن نشان نداده ایم .
اعتماد همان قدر از مقوله اراده است که از مقوله ذهن . داشتن ایمان نجات بخش ایجاب می کند که حقیقت انجیل را دوست داشته باشیم و بخواهیم طبق آن زندگی کنیم . در آن صورت ، شیرینی و محبوبیت مسیح را در قلبهای خود خواهیم پذیرفت .
اگر بخواهیم از جنبه فنی به قضیه نگاه کنیم ، اعتماد شخصی می تواند به عنوان فرع موافقت ذهنی یا جزوی از برنامه موافقت ذهنی پدید آید . شیطان ممکن است با حقیقت داشتن جنبه های معینی از امور مربوط به عیسی ابراز موافقت کند اما با همه آنها موافق نیست . او با محبوبیت مسیح موافق نیست . البته ما چه موافقت ذهنی را از اعتمادشخصی متمایز بدانیم و چه آن دو را مرکب بشماریم ، این واقعیت همچنان به جای خود محفوظ است که ایمان نجات بخش ، مستلزم همان چیزی است که لوتر آن را ایمان زنده ، اعتمادی حیاتی و شخصی به مسیح به عنوان نجات دهنده و خداوند نامید .
پس ایمان نجات بخش را می توان به طور خلاصه این چنین بیان کرد .
۱ ـ ایمان نجات بخش ، کودکانه یعنی بی آلایش است اما بچگانه یعنی رشد نایافته نیست .
۲ ـ هیچکس با اعتراف خالی به ایمان ، عادل شمرده نمی شود .
۳ ـ ایمان نجات بخش ، مستلزم موافقت ذهنی با حقیقت انجیل است .
۴ ـ ایمان نجات بخش ، با اعتماد شخصی به مسیح و محبت به او عجین است .
متی ۱۸ :
۱ در همان ساعت ، شاگردان نزد عيسيآمده ، گفتند : «چه كس در ملكوت آسمان بزرگتر است ؟» 2 آنگاه عيسي طفلي طلب نموده ، در ميان ايشان برپا داشت 3 و گفت : « هرآينه به شما ميگويم تا بازگشت نكنيد و مثل طفلِ كوچك نشويد ، هرگز داخل ملكوت آسمان نخواهيد شد . 4 پس هر كه مثل اين بچه كوچك خود را فروتن سازد ، همان در ملكوت آسمان بزرگتر است . 5 و كسي كه چنين طفلي را به اسم من قبول كند ، مرا پذيرفته است .
رومیان ۱۰ :
5 زيرا موسي عدالت شريعت را بيان ميكند كه « هر كه به اين عمل كند ، در اين خواهد زيست .» 6 لكن عدالت ايمان بدينطور سخن ميگويد كه « در خاطر خود مگو كيست كه به آسمان صعود كند يعني تا مسيح را فرود آورد ، 7 يا كيست كه به هاويه نزول كند يعني تا مسيح را از مردگان برآورد .» 8 لكن چه ميگويد ؟ اينكه « كلام نزد تو و در دهانت و در قلب تو است يعني اين كلام ايمان كه به آن وعظ ميكنيم .» 9 زيرا اگر به زبان خود عيسي خداوند را اعتراف كني و در دل خود ايمان آوري كه خدا او را از مردگان برخيزانيد ، نجات خواهي يافت . 10 چونكه به دل ايمان آورده ميشود براي عدالت و به زبان اعتراف ميشود بجهت نجات . 11 و كتاب ميگويد « هر كه به او ايمان آورد خجل نخواهد شد .» 12 زيرا كه در يهود و يوناني تفاوتي نيست كه همان خداوند ، خداوند همه است و دولتمند است براي همه كه نام او را ميخوانند . 13 زيرا هر كه نام خداوند را بخواند نجات خواهد يافت.
افسسیان ۲ :
4 ليكن خدا كه در رحمانيّت ، دولتمند است ، از حيثيّتِ محبّتِ عظيمِ خود كه با ما نمود ، 5 ما را نيز كه در خطايا مرده بوديم با مسيح زنده گردانيد ، زيرا كه محض فيض نجات يافتهايد . 6 و با او برخيزانيد و در جايهاي آسماني در مسيح عيسي نشانيد . 7 تا در عالمهاي آينده دولت بينهايت فيض خود را به لطفي كه بر ما در مسيح عيسي دارد ظاهر سازد . 8 زيرا كه محض فيض نجات يافتهايد ، بوسيله ايمان و اين از شما نيست بلكه بخشش خداست ، 9 و نه از اعمال تا هيچكس فخر نكند . 10 زيرا كه صنعت او هستيم ، آفريده شده در مسيح عيسي براي كارهاي نيكو كه خدا قبل مهيّا نمود تا در آنها سلوك نماييم .
اول تسالونیکیان ۲ :
13 و از اين جهت ما نيز دائماً خدا را شكر ميكنيم كه چون كلام خدا را كه از ما شنيده بوديد يافتيد ، آن را كلام انساني نپذيرفتيد، بلكه چنانكه فيالحقيقة است ، كلام خدا كه در شما كه ايماندار هستيد عمل ميكند .
نامه یعقوب ۲ :
14 اي برادران من ، چه سود دارد اگر كسي گويد : « ايمان دارم » وقتي كه عمل ندارد ؟ آيا ايمان ميتواند او را نجات بخشد ؟ 15 پس اگر برادري يا خواهري برهنه و محتاج خوراك روزينه باشد ، 16 و كسي از شما بديشان گويد : « به سلامتي برويد و گرم و سير شويد »، ليكن مايحتاج بدن را بديشان ندهد ، چه نفع دارد ؟ 17 همچنين ايمان نيز اگر اعمال ندارد ، در خود مرده است . 18 بلكه كسي خواهد گفت : « تو ايمان داري و من اعمال دارم . ايمان خود را بدون اعمال به من بنما و من ايمان خود را از اعمال خود به تو خواهم نمود .» 19 تو ايمان داري كه خدا واحد است ؟ نيكو ميكني ! شياطين نيز ايمان دارند وميلرزند ! 20 و ليكن اي مرد باطل ، آيا ميخواهي دانست كه ايمان بدون اعمال ، باطل است ؟
21 آيا پدر ما ابراهيم به اعمال ، عادل شمرده نشد وقتيكه پسر خود اسحاق را به قربانگاه گذرانيد ؟ 22 ميبيني كه ايمان با اعمال او عمل كرد و ايمان از اعمال ، كامل گرديد . 23 و آن نوشته تمام گشت كه ميگويد : « ابراهيم به خدا ايمان آورد و براي او به عدالت محسوب گرديد »، و دوست خدا ناميده شد . 24 پس ميبينيد كه انسان از اعمال عادل شمرده ميشود ، نه از ايمان تنها . 25 و همچنين آيا راحاب فاحشه نيز از اعمال عادل شمرده نشد وقتي كه قاصدان را پذيرفته ، به راهي ديگر روانه نمود ؟ 26 زيرا چنانكه بدن بدون روح مرده است ، همچنين ايمان بدون اعمال نيز مرده است .
(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))
پدر
پسر روح القدس
یاران مسیح امید چیست ؟ در این دنیا ما به خیلی چیزها (( امید )) بسته ایم . مثلا" امید داریم ماهانه چیزی به حقوقمان اضافه شود . امیدواریم که تیم منتخبمان قهرمان شود . امید های این چنینی ، بیان کننده تمایلات خود ما در مورد آینده هستند . ما به چیزهای امید می بندیم که اعتباری ندارد . ما نمی دانیم آیا آرزویمان برآورده می شود یا نه ، با این وصف ، ابراز امیدواری می کنیم که بر آورده شوند .
در هر حال وقتی کتاب مقدس در مورد امید صحبت می کند ، چیزی متفاوت با امیدهای مذکور می بینیم . امید از دیدگاه کتاب مقدس ، اعتقادی راسخ به این است که وعده های خدا در مورد آینده ، تحقق خواهد یافت . امید فقط بازتابی از آرزو نیست ، بلکه نوعی یقین نیز هست ، یقین به اموری که به وقوع خواهد پیوست . امید یکی از قابلیتهای مسیحی است زیرا پولس رسول آن را به موازات ایمان و محبت مطرح می کند چرا که آن سه در یک ردیف قرار دارند . امید همان ایمان است ، ایمانی به سوی آینده جهت گیری شده است .
در کتاب مقدس ، امید به دو طریق عنوان شده است . طریقی که کمتر به آن پرداخته شده ، به موضوع امید ما ختم می شود . مسیح ، امید ما است و امید ما حاکی از حیات جاودان . طریقی که بیشتر مورد استفاده قرار گرفته مختوم به حالتی از یقین است که به تحقق وعده های خدا چشم دوخته است . مسیحی به امید دعوت شده ، بدین معنا که مسیحی باید به قیام قوم خدا و آمدن ملکوت خدا یقین کامل داشته باشد . امید به طرزی ناگشودنی به آخرت شناسی گره خورده است .
پولس رسول به مسیحیان یاد آوری می کند که تا ملکوت در پری خویش بیاید ، ایمانداران فقط می توانند امیدی متقن داشته باشند . این امید نه بی پایه است و نه سست . هر چند که زندگی مسیحی بیشتر نشان رنج را بر خود دارد تا نشان شوکت را ، ولی اساس امید بر الوهیت نهاده شده است . اولا"شخص ایماندار ابتدا بر مرگ و قیام مسیح می نگرد . مرگ او تیره ترین ساعت شاگردان او بود . مسیحای موعود مرده بود و ملکوت او ، آن چنان که از ظاهر امر بر می آمد ، از دست رفته بود . باقیام ، آن یاءس به امید مبدل شد . امید مسیحی باید پا به پای رنج ، خواه رنج عظیم و خواه قلیل دوام بیاورد . خدا همواره کافی و وافی است . دوم اینکه فرد ایماندار بیعانهء روح القدس را به ازای ملکوت دارد . حضور روح القدس به ما اطمینان میدهد که ملکوت کاملا" به تحقق خواهد پیوست روح نه فقط نشانه ای دال بر امید است بلکه نگاه دارنده امید نیز هست . او ایفای نقش تسلی دهندهای را برعهده دارد که ایمانداران را به پایداری و امید تحریص می کند . این همان روحی است که ایمانداران را تشویق می کند به پدر رو کرده بگویند : (( ملکوت تو بیاید )) .
پس می توان امید را بطور خلاصه این چنین عنوان کرد .
۱ ـ امید از دید گاه کتاب مقدس بیشتر در اطراف یقین دور می زند تا آرزو .
۲ ـ امید ، قابلیت است نه ضعف .
۳ ـ ایمان ، اعتماد به چیزی است که نقدا" توسط خدا انجام شده است . امید ، اعتماد به چیزی است که خدا وعده می دهد آن را در آینده انجام دهد .
۴ ـ در کشاکش رنج ، قیام مسیح به ما امید می بخشد .
۵ ـ روح القدس ، یعنی همان تسلی دهنده ، ما را امیدوار می کند . حضور او تضمینی در مورد آمدن ملکوت خداست .
ایوب ۱۳ :
15 اگرچه مرا بكشد ، براي او انتظار خواهم كشيد . ليكن راه خود را به حضور او ثابت خواهم ساخت.
رومیان ۵ :
پس چونكه به ايمان عادل شمرده شديم ، نزد خدا سلامتي داريم بوساطت خداوند ما عيسي مسيح ، 2 كه به وساطت او دخول نيز يافتهايم بوسيله ايمان در آن فيضي كه در آنپايداريم و به اميد جلال خدا فخر مينماييم . 3 و نه اين تنها بلكه در مصيبتها هم فخر ميكنيم ، چونكه ميدانيم كه مصيبت صبر را پيدا ميكند ، 4 و صبر امتحان را و امتحان اميد را . 5 و اميد باعث شرمساري نميشود زيرا كه محبّت خدا در دلهاي ما به روحالقدس كه به ما عطا شد ريخته شده است . 6 زيرا هنگامي كه ما هنوز ضعيف بوديم ، در زمان معيّن، مسيح براي بيدينان وفات يافت .
رومیان ۸ :
18 زيرا يقين ميدانم كه دردهاي زمان حاضر نسبت به آن جلالي كه در ما ظاهر خواهد شد هيچ است . 19 زيرا كه انتظار خلقت، منتظر ظهور پسران خدا ميباشد ، 20 زيرا خلقت، مطيع بطالت شد ، نه به اراده خود ، بلكه بخاطر او كه آن را مطيع گردانيد ، 21 در اميد كه خودِ خلقت نيز از قيد فساد خلاصي خواهد يافت تا در آزادي جلال فرزندان خدا شريك شود . 22 زيرا ميدانيم كه تمام خلقت تا الا´ن با هم در آه كشيدن و درد زه ميباشند . 23 و نه اين فقط ، بلكه ما نيز كه نوبر روح را يافتهايم ، در خود آه ميكشيم در انتظار پسرخواندگي يعني خلاصي جسم خود . 24 زيرا كه به اميد نجات يافتيم ، لكن چون اميد ديده شد ، ديگر اميد نيست ، زيرا آنچه كسي بيند چرا ديگر در اميد آن باشد ؟ 25 امّا اگر اميد چيزي را داريم كه نميبينيم ، با صبر انتظار آن ميكشيم .
اول قرنتیان ۴ :
8 الحال سير شده و دولتمند گشتهايد و بدون ما سلطنت ميكنيد؛ و كاشكه سلطنت ميكرديد تا ما نيز با شما سلطنت ميكرديم . 9 زيرا گمان ميبرم كه خدا ما رسولان را آخر همه عرضه داشت مثل آناني كه فتواي موت بر ايشان شده است ، زيرا كه جهان و فرشتگان و مردم را تماشاگاه شدهايم . 10 ما بهخاطر مسيح جاهلهستيم ، لكن شما در مسيح دانا هستيد؛ ما ضعيف لكن شما توانا؛ شما عزيز امّا ما ذليل . 11 تا به همين ساعت گرسنه و تشنه و عريان و كوبيده و آواره هستيم ، 12 و به دستهاي خود كار كرده ، مشقّت ميكشيم و دشنام شنيده ، بركت ميطلبيم و مظلوم گرديده ، صبر ميكنيم . 13 چون افترا بر ما ميزنند ، نصيحت ميكنيم و مثل قاذورات دنيا و فضلاتِ همهچيز شدهايم تا بهحال .
اول قرنتیان ۱۳ :
13 و الحال اين سه چيز باقي است : يعني ايمان و اميد و محبّت . امّا بزرگتر از اينها محبّت است .
دوم قرنتیان ۴ :
7 ليكن اين خزينه را در ظروف خاكي داريم تا برتري قوّت از آن خدا باشد نه از جانب ما. 8 در هرچيز زحمت كشيده، ولي در شكنجه نيستيم؛ متحيّر ولي مأيوس ني؛ 9 تعاقب كرده شده، ليكن نه متروك؛ افكنده شده، ولي هلاك شده ني؛ 10 پيوسته قتل عيسي خداوند را در جسد خود حمل ميكنيم تا حيات عيسي هم در بدن ما ظاهر شود. 11 زيرا ما كه زندهايم، دائماً بخاطر عيسي به موت سپرده ميشويم تا حيات عيسي نيز در جسد فاني ما پديد آيد. 12 پس موت در ما كار ميكند ولي حيات در شما 13 امّا چون همان روح ايمان را داريم، بحسب آنچه مكتوب است «ايمان آوردم پس سخن گفتم»، ما نيز چون ايمان داريم ، از اينرو سخن ميگوييم. 14 چون ميدانيم او كه عيسي خداوند را برخيزانيد ، ما را نيز با عيسي خواهد برخيزانيد و با شما حاضر خواهد ساخت. 15 زيرا كه همه چيز براي شما است تا آن فيضي كه بوسيله بسياري افزوده شده است، شكرگزاري را براي تمجيد خدا بيفزايد. 16 از اين جهت خسته خاطر نميشويم، بلكه هرچند انسانيّتِ ظاهري ما فاني ميشود، ليكن باطن روز بروز تازه ميگردد . 17 زيرا كه اين زحمتِ سبكِ ما كه براي لحظهاي است، بار جاوداني جلال را براي ما زياده و زياده پيدا ميكند . 18 در حالي كه ما نظر نميكنيم به چيزهاي ديدني، بلكه به چيزهاي ناديدني، زيراكه آنچه ديدني است، زماني است و ناديدني جاوداني .
دوم قرنتیان ۵ :
7 زيرا كه به ايمان رفتار ميكنيم نه به ديدار .
تیطس ۲ :
11 زيرا كه فيض خدا كه براي همه مردم نجاتبخش است، ظاهر شده ، 12 ما را تأديب ميكند كه بيديني و شهوات دنيوي را ترك كرده، با خردانديشي و عدالت و دينداري در اين جهان زيست كنيم . 13 و آن اميد مبارك و تجلي جلال خداي عظيم و نجاتدهنده خود ما عيسي مسيح را انتظار كشيم ، 14 كه خود را در راه ما فدا ساخت تا ما را از هر ناراستي برهاند و امّتي براي خود طاهر سازد كه ملِك خاصّ او و غيور در اعمال نيكو باشند . 15 اين را بگو و نصيحت فرما و در كمال اقتدار توبيخ نما و هيچكس تو را حقير نشمارد .
عبرانیان ۶ :
18 تا به دو امر بيتغيير كه ممكن نيست خدا در آنها دروغ گويد، تسلّي قوي حاصل شود براي ما كه پناه برديم تا به آن اميدي كه درپيش ما گذارده شده است تمسّك جوييم، 19 و آن را مثل لنگري براي جان خود ثابت و پايدار داريم كه در درون حجاب داخل شده است، 20 جايي كه آن پيشرو براي ما داخل شد يعني عيسي كه بر رتبه ملكيصِدِق، رئيس كَهَنَه گرديد تا ابدالا´باد.
رساله اول یوحنا ۳ :
ملاحظه كنيد چه نوع محبّت پدر به ما داده است تا فرزندان خدا خوانده شويم؛ و چنين هستيم و از اين جهت دنيا ما را نميشناسد زيرا كه او را نشناخت. 2 اي حبيبان، الا´ن فرزندان خدا هستيم و هنوز ظاهر نشده است آنچه خواهيم بود؛ لكن ميدانيم كه چون او ظاهر شود، مانند او خواهيم بود زيرا او را چنانكه هستخواهيم ديد. 3 و هركس كه اين اميد را بر وي دارد، خود را پاك ميسازد چنانكه او پاك است.
(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))
پدر
پسر روح القدس
یاران مسیح ، بعضی افراد مسیحیت را غالبا (( دین )) می خوانند در صورتی که به طور دقیق تر (( ایمان )) است و به همین خاطر اکثر اوقات از ایمان مسیحی سخن به میان می اید . مسیحیت ایمان خوانده شده چرا که پیروان آن بر مجموعه دانش مسیحیت پا می فشارند و به آن معتقدند . مسیحیت همچنین به این سبب ایمان نامیده می شود که فضیلت ایمان ، در شناخت مسیحیت از نجات ، اهمیت اساسی دارد .
ایمان به چه معناست ؟ در فرهنگ ما غالبا از ایمان سوء برداشت کرده آن را اعتقادی کور به چیزی عاری از برهان تصور کرده اند . در هر حال ایمان مسیحی را (( اعتقادی کور )) نامیدن ، نه تنها خوار شمردن مسیحیان بلکه بی حرمتی نسبت به خداست . کتاب مقدس هنگامی از نابینائی حرف می زند که آن را در قالب استعاره ای برای اشاره به برخی اشخاص به کار می برد که به واسطه گناه خویش ، در تاریکی بسر می برند . ایمان پاد زهر نا بینائی است نه باعث آن .
اصطلاح ایمان با توجه به ریشه آن به مفهوم (( اعتماد )) است . اعتماد کردن به خدا کاری نیست که از اعتقادی عاری از برهان نشات گرفته باشد . طریقه ای که خدا خود را نشان میدهد ، باید بی اندازه شایسته اعتماد باشد . او برای اینکه اعتماد ما را به خود جلب کند ، دلیل مفصل ارائه می دهد . او ثابت می کند ، امین و شایسته اعتماد ماست .
بین ایمان و زود باوری ، تفاوت زیادی وجود دارد . زود باوری یعنی اعتقاد داشتن به چیزی بی انکه دلیل مناسبی در دست باشد . زود باوری ، همان یاوه ای است که خاستگاه خرافات و باعث گسترش آن است . ایمان بر پایه استدلال معقول و متین و بر اساس شواهد تجربی بنا شده است .
رساله دوم پطرس ۱ :
16 زيرا كه در پي افسانههاي جعلي نرفتيم، چون از قوّت و آمدن خداوند ما عيسي مسيح شما را اعلام داديم، بلكه كبريايي او را ديده بوديم.
مسیحیت نه بر بستر اسطوره و افسانه ها بلکه بر اساس شهادت کسانی قرار دارد که با چشمهای خود دیدند و به گوشهای خود شنیدند . در حقیقت مبنای صحت و اصالت انجیل ، رویدادهای تاریخی است . اگر روایتی که از آن رویداها ارائه شده قابل اعتماد نباشد ، پس در واقع ، ایمان باطل است . البته خدا از ما نمی خواهد که به چیزی بر مبنای اسطوره ایمان بیاوریم .
رساله به عبرانیان ۱۱ :
پس ايمان، اعتماد بر چيزهاي اميدداشته شده است و برهانِ چيزهاي ناديده.
ایمان ، حاوی چکیدهء امید ما به آینده است . به زبان ساده تر ، ما بر اساس ایمان خود به آنچه خدا در گذشته انجام داده ، آینده خود را به دست او می سپاریم . ایمان داشتن به اینکه خدا در آینده نیز همچنان شایسته اعتماد است ، کاری نیست که ما از سر لطف انجام داده باشیم . در و دیوار گواهی می دهد که خدا همچنان که در گذشته به وعده های خود وفادار بوده ، در آینده نیز خواهد بود ، امیدی که در درون ماست ، از دلیلی قائم به ذات قوت می گیرد . درست است که آن ایمانی که گواه چیزهای نادیده است معرف اصلی آینده نیز هست اما آنچه را به ما معرفی می کند منحصر به آن نیست . هیچکس صاحب جام جم نیست و اگر هم هست آینده را در آن نمی تواند ببیند . همه کسانی که آینده را لمس می کنند نه از طریق دیدگان بلکه از طریق ایمان است . ممکن است طرحهائی بزنیم و آنها را به صورت زنده به تصویر در آوریم اما حتی صائب ترین آینده نگریهای ما ، بر مبنای گمانه زنیهای حاکی از رویت صورت می گیرند . هیچ کدام از ما اطلاعی از آینده نداریم . ما حال را می نگریم و گذشته را می توانیم دو باره به یاد آوریم .
همچنین ما به وجود خدا اعتماد یا ایمان داریم و با اینکه خود خدا نادیدنی است اما متون مقدس روشن می کنند که خدای نادیدنی از طریق چیزهائی دیدنی مکشوف شده است .
رومیان ۱ :
.20 زيرا كه چيزهاي ناديده او يعني قوّت سَرْمَدي و اُلوهيّتش از حين آفرينش عالم بوسيله كارهاي او فهميده و ديده ميشود تا ايشان را عذري نباشد.
هر چند که خدا از ما مرئی نیست اما از آنجا که خود را این چنین به روشنی در آفرینش و تاریخ متجلی کرده ، ایمان داریم که او هست و خواهد بود . با وصف اینکه ایمان ، شامل اعتقاد به خدا نیز هست ، اما چنین ایمانی به خودی خود شایسته تقدیر نیست .
رساله یعقوب ۱ :
19 تو ايمان داري كه خدا واحد است؟ نيكو ميكني! شياطين نيز ايمان دارند وميلرزند!
اعتقاد خالی به وجود خدا ، همان مدالی را بگردن ما آویزان می کند که به گردن دیوها ست . اعتقاد به وجود خدا ، به خودی خود مطلبی است ، اما ایمان داشتن به خدا یعنی باور داشتن به شخصیت و صفات و وعدها و نقشه های خدا ، چیز دیگری است . باور داشتن به خدا و اعتماد به اینکه او نبض زندگی ما را در دست دارد ،جوهر ایمان مسیح است .
پس بطور خلاصه می توان ایمان را چنین تعریف کرد .
۱ ـ مسیحیت ، ایمان است چرا که بر پایه مجموعه ای از دانشها که توسط خدا مکشوف شده ، بنا گشته است .
۲ ـ مسیحیت پرشی کور کورانه به دل تاریکی نیست بلکه اعتماد به خداست .
۳ ـ ایمان ساده است نباید ساده گرفته شود .
۴ ـ ایمان ، زود باوری نیست .
۵ ـ ایمان ، اساس امید آینده ما را فراهم می اورد .
۶ ـ ایمان ، با اعتماد سر و کار دارد .
۷ ـ ایمان چیزی بیش از اعتقاد داشتن به خداست . ایمان یعنی باور و اعتماد به خدا
رومیان ۵ :
پس چونكه به ايمان عادل شمرده شديم،نزد خدا سلامتي داريم بوساطت خداوند ما عيسي مسيح، 2 كه به وساطت او دخول نيز يافتهايم بوسيله ايمان در آن فيضي كه در آنپايداريم و به اميد جلال خدا فخر مينماييم. 3 و نه اين تنها بلكه در مصيبتها هم فخر ميكنيم، چونكه ميدانيم كه مصيبت صبر را پيدا ميكند، 4 و صبر امتحان را و امتحان اميد را. 5 و اميد باعث شرمساري نميشود زيرا كه محبّت خدا در دلهاي ما به روحالقدس كه به ما عطا شد ريخته شده است. 6 زيرا هنگامي كه ما هنوز ضعيف بوديم، در زمان معيّن، مسيح براي بيدينان وفات يافت. 7 زيرا بعيد است كه براي شخص عادل كسي بميرد، هرچند در راه مرد نيكو ممكن است كسي نيز جرأت كند كه بميرد. 8 لكن خدا محبّت خود را در ما ثابت ميكند از اينكه هنگامي كه ما هنوز گناهكار بوديم، مسيح در راه ما مرد. 9 پس چقدر بيشتر الا´ن كه به خون او عادل شمرده شديم، بوسيله او از غضب نجات خواهيم يافت. 10 زيرا اگر در حالتي كه دشمن بوديم، بوساطت مرگ پسرش با خدا صلح داده شديم، پس چقدر بيشتر بعد از صلح يافتن بوساطت حيات او نجات خواهيم يافت. 11 و نه همين فقط بلكه در خدا هم فخر ميكنيم بوسيله خداوند ما عيسي مسيح كه بوساطت او الا´ن صلح يافتهايم.
رومیان ۱۰ :
14 پس چگونه بخوانند كسي را كه به او ايمان نياوردهاند؟ و چگونه ايمان آورند به كسي كه خبر او را نشنيدهاند؟ و چگونه بشنوند بدون واعظ؟ 15 و چگونه وعظ كنند جز اينكه فرستاده شوند؟ چنانكه مكتوب است كه «چه زيبا است پايهاي آناني كه به سلامتي بشارت ميدهند و به چيزهاي نيكو مژده ميدهند.» 16 لكن همه بشارت را گوش نگرفتند زيرا اشعيا ميگويد «خداوندا كيست كه اخبار ما را باور كرد؟» 17 لهذا ايمان از شنيدناست و شنيدن از كلام خدا.
غلاطیان ۳ :
اي غلاطيانِ بيفهـم، كيسـت كه شمـا را افسون كرد تا راستي را اطاعت نكنيد كه پيش چشمان شما عيسي مسيح مصلوب شده مُبَيَّن گرديد؟ 2 فقط اين را ميخواهم از شما بفهمم كه روح را از اعمال شريعت يافتهايد يا از خبر ايمان؟ 3 آيا اينقدر بيفهم هستيد كه به روح شروع كرده، الا´ن به جسم كامل ميشويد؟ 4 آيا اينقدر زحمات را عبث كشيديد اگر فيالحقيقة عبث باشد؟ 5 پس آنكه روح را به شما عطا ميكند و قوّات در ميان شما به ظهور ميآورد، آيا از اعمال شريعت يا از خبر ايمان ميكند؟
6 چنانكه ابراهيم به خدا ايمان آورد و براي او عدالت محسوب شد. 7 پس آگاهيد كه اهل ايمان فرزندان ابراهيم هستند. 8 و كتاب چون پيش ديد كه خدا امّتها را از ايمان عادل خواهد شمرد، به ابراهيم بشارت داد كه «جميع امّتها از تو بركت خواهند يافت.» 9 بنابراين اهل ايمان با ابراهيمِ ايماندار بركت مييابند.10 زيرا جميع آناني كه از اعمال شريعت هستند، زير لعنت ميباشند زيرا مكتوب است: «مَلعون است هر كه ثابت نماند در تمام نوشتههاي كتاب شريعت تا آنها را بهجا آرد.» 11 امّا واضح است كه هيچكس در حضور خدا از شريعت عادل شمرده نميشود، زيرا كه «عادل به ايمان زيست خواهد نمود.» 12 امّا شريعت از ايمان نيست بلكه «آنكه به آنها عمل ميكند، در آنها زيست خواهد نمود.» 13 مسيح، ما را از لعنت شريعت فدا كرد چونكه در راه ما لعنت شد، چنانكه مكتوب است «ملعون است هركه بر دار آويخته شود.» 14 تا بركت ابراهيم در مسيح عيسي بر امّتها آيد و تا وعده روح را بهوسيلة ايمان حاصل كنيم.
افسسیان ۲ :
8 زيرا كه محض فيض نجات يافتهايد، بوسيله ايمان و اين از شما نيست بلكه بخشش خداست، 9 و نه از اعمال تا هيچكس فخر نكند. 10 زيرا كه صنعت او هستيم، آفريده شده در مسيح عيسي براي كارهاي نيكو كه خدا قبل مهيّا نمود تا در آنها سلوك نماييم.
رساله یعقوب ۲ :
14 اي برادران من، چه سود دارد اگر كسي گويد: «ايمان دارم» وقتي كه عمل ندارد؟ آيا ايمان ميتواند او را نجات بخشد؟ 15 پس اگر برادري يا خواهري برهنه و محتاج خوراك روزينه باشد، 16 و كسي از شما بديشان گويد: «به سلامتي برويد و گرم و سير شويد»، ليكن مايحتاج بدن را بديشان ندهد، چه نفع دارد؟ 17 همچنين ايمان نيز اگر اعمال ندارد، در خود مرده است. 18 بلكه كسي خواهد گفت: «تو ايمان داري و من اعمال دارم. ايمان خود را بدون اعمال به من بنما و من ايمان خود را از اعمال خود به تو خواهم نمود.» 19 تو ايمان داري كه خدا واحد است؟ نيكو ميكني! شياطين نيز ايمان دارند وميلرزند! 20 و ليكن اي مرد باطل، آيا ميخواهي دانست كه ايمان بدون اعمال، باطل است؟
21 آيا پدر ما ابراهيم به اعمال، عادل شمرده نشد وقتيكه پسر خود اسحاق را به قربانگاه گذرانيد؟ 22 ميبيني كه ايمان با اعمال او عمل كرد و ايمان از اعمال، كامل گرديد. 23 و آن نوشته تمام گشت كه ميگويد: «ابراهيم به خدا ايمان آورد و براي او به عدالت محسوب گرديد»، و دوست خدا ناميده شد. 24 پس ميبينيد كه انسان از اعمال عادل شمرده ميشود، نه از ايمان تنها. 25 و همچنين آيا راحاب فاحشه نيز از اعمال عادل شمرده نشد وقتي كه قاصدان را پذيرفته، به راهي ديگر روانه نمود؟ 26 زيرا چنانكه بدن بدون روح مرده است، همچنين ايمان بدون اعمال نيز مرده است.
(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))