تبليغاتX

 نوای انجیل 

نوای انجیل
پدر

پسر                         روح القدس

وارد که شدیم، صلیب ِ ساکتی را دیدم که بر دوش ِ زمین سنگینی می کند. آری ! رد پای خدا هم بود.
لحظاتم با میخ و خاک و خون آراسته شد!
مچهایم درد گرفته، تیر می کشیدند.
توان نگاه داشتن تن ِ بی جانم را نداشتم.
روح القدس در قالب ِ نت های موسیقی در فضا پراکنده شد.
همه چیز درخشان تر شده بود.

خداوندم مسیح را دیدم که پیکره می تراشد.
خداوندم مسیح را دیدم که نقش می زند.
خداوندم مسیح را دیدم که در چهره های مختلف، لبخند می زند.
فرشته ای طبقی از شراب، به گمانم از همان شراب، می گرداند و می گفت:
مگر نشنیده اید که هنرمندان معماران بهشتند.
و شاعران مسافرانی از آسمان،
که معنی را سوغات می آورند.
تا پادشاهی پدر را در زمین خشت نهند.
موسیقی اوج گرفت،
لذت ِ آرام ترین بی قراری، لذت هارمونی ِ تکامل، بالا گرفت.
فرشته ها از هوش می رفتند.
دیگر غریبه نبودم.
آری، آنجا آغوش ِ آرام و آبی ِ آسمان است.


((فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد))
 
لینک ثابت نوشته شده در  2008/8/19ساعت 23:41  توسط عاشق مسیح  | 

پدر

پسر                      روح القدس

خیلی ها تابه حال از من این سوال را کرده اند که چرا عیسی را انتخاب کرده ام؟


پیغمبران به دو نوع بودند: پیغمبران دروغین و راستین یا حقیقی
پیغمبران حقیقی مانند موسی، داود، اشعیاء، و دیگران همه اعتراف کردند که انسانی بیش نیستند و در حضور خدا خطاکار می باشند. پیغمبران انسانهای معمولی بودند. کلام خدا می فرماید ایلیاء شخصی بود صاحب حواس مانند ما. در حقیقت پیامبران خودشان به نجات از گناهانشان نیاز به نجات دهنده داشتند.

فلاسفه ، هیچکدام نتوانستند راهی بیابند. بعضی گفتند زندگی یعنی لذت و بعضی گفتند امیدی برای زندگی نیست. ولتر فیلسوف معروف، وقتی داشت می مرد، گفت:" من به جهنم می روم، مرا نجات دهید."
در حقیقت فلاسفه که باید به سوالات مردم پاسخ می گفتند، خود قادر  به پاسخ سوالات نبودند.
دانشمندان هر کدام بنوعی تقسیم بندی شده اند: خوش بینان و بدبینان. خود دانشمندان می گویند کار ما پیدا کردن آن چیزی است که هست ولی باید کند و کاو کرد و باید دانست که دانشمندان نیز راه حلی برای انسان گمشده ندارند.

سیاستمداران، دنیای ما را به نابودی و هلاکت کشانیده اند. به جز دروغ و حیله چیزی از آنها دیده نشده. اگر واقعا سیاستمداران انسانهایی بودند که نجات را برای انسانها می آوردند اینقدر سقوط و برکنار نمی شدند.
پس چه کس می تواند انسان را نجات دهد؟ چرا پاسخ من عیسی است؟

شخصی نزد یک مرد پیر و حکیم رفت و از او سوال کرد چگونه می توانم مذهبی جدید را ایجاد کنم؟
این مرد پیر در پاسخ به او گفت:" می باید از باکره ای متولد شوی، مریضان را شفا دهی، به باد فرمان دهی که آرام شود و از تو اطاعت کند، مردگان را زنده کنی، و در آخر مصلوب شوی و پس از مرگت دوباره زنده شوی. اگر توانستی این کارها را بکنی پس می توانی رهبر مذهبی باشی!

چرا اصلا نیاز به نجات دهنده داریم؟
چون انسان گمراه است و مانند گوسفندی گمشده می باشد(رومیان10:3-18) و مسیح گفت که انسان را مانند گوسفندی گمشده می بیند. طلاق، مواد مخدر، قتل و زنا، کشتار جمعی، مقام طلبی، تجاوز به حقوق دیگران، ایجاد خرابی و وحشت، شهوت طلبی، دروغ و نارو زدن به دوست، همه و همه ذره ای از بدبختی انسان گمشده را نشان می دهد.
عیسی مسیح تنها نجات دهنده بی همتاست، چون:
1)      در مورد او در عهدعتیق پیشگویی شده بود.
2)      از مریم باکره متولد شد و گناه انسان را به ارث نبرده بود.
3)      پاک زندگی کرد و در تمام زندگیش یکبار برای حتی یک گناه نیز توبه نکرد و حتی دشمنانش گفتند که شخصی مانند او نیست که پاک باشد.
4)      معجزاتی کرد که هیچکس نکرده بود:
کوران را بینا کرد، جذامیان را پاک کرد، مردگان را زنده کرد، به باد و طوفان دستور داد و آرام شد. یکبار به بیش از 5000 نفر و یکبار به بیش از 4000 نفر با 5 نان و دو ماهی غذا داد، زندگی گناهکاران را عوض کرد.

5)      تعالیمی داد که هیچکس نداده بود.
او می گفت دشمنان خود را محبت کنید، چنانکه پدر آسمانی باران را بر بدان و نیکان می باراند و آفتاب خود را همچنین بر آنان می تاباند.
او می گفت: بلی شما بلی و نی شما نی باشد و اضافه بر این از شریر است.
او می گفت: اگر می خواهی صدقه دهی، دست راستت از آنچه دست چپت می کند خبر دار نشود.
او می گفت: وقتی دعا می کنی مانند ریاکاران دعای خود را طول نده، بلکه به اطاقت رفته در را ببند و در تنهایی دعا کن.
او می گفت: اگر به برادر احمق گفتی در حقیقت قتلی را انجام دادی.
اگر نظر شهوت به زنی می اندازی در همان لحظه با او زنا کرده ای.

6)      ادعاهای او عجیب بود.
او گفت: من قیامت و حیات هستم.
من راه و راستی و حیات هستم.
من در هستم.
من شبان نیکو هستم.
من اول و آخر هستم، ابتدا و انتهاء و الف و یا.
من پسر خدا هستم و گفت من و پدر یک هستیم.

7)      مرگ و قیام و صعود او عجیب بود.
8)      تغییر زندگیها توسط او عجیب است.

آیا کسی بهتر و شایسته تر از عیسی مسیح می شناسید که می تواند نجات دهنده انسانها باشد. امروز قلب خود را برای او باز کن و او را دعوت کن که وارد زندگی تو شود و تو را از گناهانت نجات بخشد.

 
(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))
لینک ثابت نوشته شده در  2007/5/17ساعت 0:6  توسط عاشق مسیح  | 

پدر

پسر                   روح القدس

یاران مسیح ۴ چیز عجیب بروی صلیب اتفاق افتاد نظری بیافکنیم و ببینم آن ۴ چه بوده است .

اگر صلیب مسیح را از کتاب مقدس بردارید، کتاب مقدس بجز یک کتاب که حاوی داستانهای تاریخی و نصایح اخلاقی است چیز دیگری نخواهد بود.
بر صلیب، مسیح گناه جهان را بر خود گرفت و انسان را از اسارتها و گناهان و غمها و مرضهایش آزاد ساخت.

  • اولین چیز عجیب بر صلیب این است که آنکه بر صلیب به عنوان پادشاه تمسخر شد واقعا" پادشاه و شاه شاهان بود.

-         بر سر عیسی مسیح تاج خار گذاشته شد و او را بعنوان پادشاه مسخره کردند. ولی متی و دیگر شاگردان می دانستند که او پادشاه حقیقی است.
-         عیسی مسیح از نسل داود پادشاه بود و مثلهایی گفت که به پادشاه اطلاق می شد و منظور از این پادشاه خود او بود.
یکنفر حرف زیبایی زده . او گفته: در آسمان هیچ کس نیست که تاج داشته باشد ولی بر زمین صلیب حمل نکرده باشد.


  • دومین حقیقت عجیب بر صلیب این است که آنکه بر صلیب ضعیف دیده می شود- قدرت آسمان و زمین در دست اوست.
-         مصلوب کردن بدترین نوع مجازات بود و برای بردگان و شورشگران مقرر شده بود.
یکنفر گفته ما مردان صلیب می خواهیم که پیغام صلیب را داشته باشند و ضربهای صلیب بر آنها باشد.
-         آنانیکه او را تماشا می کردند فریاد می زدند کسی که دیگران را نجات دادی اکنون پائین بیا و خود را نجات ده.(متی39:27)
-         همان لحظه که مسیح بر صلیب شدیدا ضعیف شده بود مشغول خراب کردن معبد و ساختن معبد جدیدی بود.
-         برای اینکه شاگردانش متوجه شوند که او منظورش چیست و چه می کند فرمود:" صلیب خود را برداشته از عقب من آئید." (متی24:16)
وقتی مسیح فرمود صلیب خود را بردارید منظورش این نبود که یک صلیب کوچک بر گردن بندهایمان آویزان کنیم یا بر بالای کلیساها صلیب زیبایی را قرار دهیم بلکه منظورش این بود که صندلی الکتریکی خود و اتاق گاز خود و طناب  دار خود را با خود بردارید.

  • سومین چیز عجیب بر صلیب این است که کسی که به ظاهر خود را نجات نمی تواند داد توانست دنیا را نجات دهد.
-         هر آنچه مسیح بر صلیب کرد فقط هدفش نجات ما انسانها بود.
-         دلیلی که مسیح خود را نجات نداد این بود که او آمده بود اراده پدرش را بطور کامل عملی سازد.
-        
  • چهارمین چیز عجیب بر صلیب این است که آنکه بر صلیب در ناامیدی فریاد می زند کاملا بر خدا اعتماد دارد.
-         فریاد مسیح بر صلیب از آگاهی کامل او بر می آمد که گناه جهان را بر خود گرفته بود.
-         عیسی مسیح عذاب کشید تا ما دیگر عذاب نکشیم.
صلیب راه خداست برای متحد ساختن عذاب ورنج با محبت.
 
(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد))
لینک ثابت نوشته شده در  2007/4/28ساعت 12:26  توسط عاشق مسیح  | 

پدر

پسر                      روح القدس

 

قیام

 

عیسی مسیح

 

و عید پاک

 

برهمگان مبارک باد

 

((فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد))

لینک ثابت نوشته شده در  2007/4/5ساعت 0:3  توسط عاشق مسیح  | 

پدر

پسر                   روح القدس

 


 

کرده قیام عیسی ! هللویا
روزی است شادی افزا ! هللویا

بهر نجاتت ای یا ! هللویا
جان داد بر روی دار ! هللویا

جان را به کف نهادی ، هللویا
ما را نجات دادی ، هللویا

درد و غم تو باری ، هللویا
بخشیده رستگاری ، هللویا

از حال تا قیامت ، هللویا
حمد و ثنا بنامت ، هللویا

بهر تو ای خداوند ، هللویا
فرشتگان سرایند ، هللویا

 

((فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد))

لینک ثابت نوشته شده در  2007/4/4ساعت 0:26  توسط عاشق مسیح  | 

پدر

پسر                روح القدس

 

قیام مسیح، نوروز و بهاری برای قلبهای گریان

در زمان نوروز و بهاران، آنچه که ما اصلا به فکر آن نیستیم، گریه و غم و اندوه مردم دنیاست. در این روزها همه چیز زیباست. طبیعت شکوفه آورده و از خواب زمستانی بیدار شده. مردم به شور و هیجان آمده اند و مخصوصا در کشور ما ایران خیابانها پر از مردمی است که مشغول خرید و دید و بازدید می باشند.

جالب اینجاست که امسال نوروز ما چند هفته قبل از قیام مسیح اتفاق می افتد و در روز یکشنبه نخل که عیسی مسیح پیروزمندانه بعنوان پادشاه آینده اسرائیل، وارد اورشلیم شد. پیام نوروز بی شباهت به پیام قیام عیسی مسیح نیست. در نوروز خبر از زنده شدن طبیعت می شود و در قیام مسیح خبر از زنده شدن طبیعت کهنه و مرده انسانها می کند که مسیح با قیامش برای ما به ارمغان آورد. در نوروز خبر از چیزهای تازه و نو می شود و در قیام مسیح نیز ما با چیزهای نو برخورد می کنیم: حیات نو، امیدنو، قوت نو، آینده نو و غیره...

پس از اینکه عیسی مسیح از مردگان قیام کرد، اولین نفری را که او ملاقات کرد زنی گریان بود. امروز از این زنان و مردان گریان در دنیای ما بی شمار می باشند. در حالیکه ما با شادی نوروز را جشن می گیریم، افرادی در دنیای ما هستند که هنوز با مسیح زنده روبرو نشده اند و بر سر قبرها گریان ایستاده اند. برای آنها امیدی نیست. برای آنها آینده ای وجود ندارد و همه چیز تمام شده.

مسیح با قیامش از مردگان تمام اشک هایی که در زندگی و بخاطر زندگی به سراغ ما می آید از چشمان ما پاک می کند. اما نه فقط اشک هایی که در زندگی و برای زندگی است بلکه اشک هایی نیز که برای مرگ از چشمانمان سرازیر است پاک می کند. برای بسیاری زندگی پس از مرگ یک چیز سایه گونه و بسیار مبهم است. بسیاری نمی دانند که پس از مرگ چه اتفاقی خواهد افتاد و یا اینکه پس از مرگ سرنوشتشان چیست. اما عیسی مسیح با قیامش از مردگان به ما نشان داد که زندگی پس از مرگ وجود دارد و او می تواند امید زنده ای برای همه ما باشد. او می تواند تمام این شکها و دلهره ها و ناامیدیها را تبدیل به اطمینان و امید کند. هللویاه.

خوب یادم هست که بعنوان نوجوانی همیشه در پی این بودم که پس از مرگ چه می شود؟ ولی از زمانی که با عیسی مسیح آشنا شدم متوجه شدم که چه اطمینانی می توانم داشته باشم که پس از مرگ با مسیح زندگی خواهم کرد.

آیا شما این اطمینان را دارید؟
آیا شما نیز اشکهایی دارید که بخاطر زندگی بر گونه هایتان است؟ آیا شما نیز اشکهایی دارید که بخاطر مرگ سرازیر است؟ امروز مسیح می تواند با پیغام قیامش روزی نو و نوروزی برای شما ایجاد کند که تا آخر عمر
فراموش نکنید.

فراموش نمی کنم که یکی از خواهرانمان وقتی به مسیح ایمان آورد می گفت: " هیچوقت طبیعت را به این زیبایی ندیده بودم. بعد از ایمان آوردنم به عیسی مسیح همه چیز برای من معنا و مفهوم دیگری یافته بودند. حتی سگم را نیز یک جور دیگر می دیدم." این همان نوروزی است که ما آرزوی آن را برای شما داریم.
هر روزتان نوروز و نوروزتان پیروز باد.
 
(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد))
لینک ثابت نوشته شده در  2007/4/2ساعت 13:28  توسط عاشق مسیح  | 

پدر   

پسر    روح القدس

یاران مسیح میانجی یعنی کسی که هنگام مشاجره و نزاع ، خود را وسط می اندازد ، کسی است که بین دو یا چند شخص یا گروه که مشغول جدال می باشند ، قرار می گیرد و سعی می کند که آنها را دوباره آشتی دهد . در اصطلاحات کتاب مقدسی ، انسانها طوری توصیف شده اند که انگار در دشمنی با خود هستند . ما عصیان می کنیم ، سر به شورش بر می داریم و از اطاعت حکم خدا سر باز می زنیم . یکی از پیامدهای این رفتار آن است که غضب خدا بر ما نازل می شود . برای اینکه این وضعیت مصیبت بار تغییر کند یا اینکه از عواقب آن خلاص گردیم ، لازم است که دوباره با خدا آشتی داده شویم .

خدای پدر به منظور تشویق ما به آشتی دوباره ، پسر خود را فرستاد تا برای ما میانجی گری کند . مسیح برای ما یادآور همان عظمت آسمانی خود خداست . در واقع او خدای مجسم است . آری او طبیعت انسانی بر خود گرفت و از سر عهد ، خود را در مقابل الزامات حکم خدا خاضع نمود .

کار مسیح برای برقراری آشتی مجدد این چنین آغاز نشد که او خواسته باشد پدر را قانع کند که غضب خود را کنار بگذارد . در عوض ، رایزنی ازلی الوهیت ، بر سر آمدن پسر به عنوان میانجی ما ، بین پدر و پسر توافق کامل وجود داشت . هیچ فرشته ای نمی توانست خدا را به اندازه کافی به ما معرفی کند ، فقط خود خدا می توانست این کار را انجام دهد . در تن گیری پسر خدا ، او طبیعت انسان را بر خود گرفت تا رهانیدن ذریت سقوط کرده آدم را عملی سازد . مسیح با اطاعت کامل خود ، از عهدهء الزامات حکم خدا بر آمد و برای ما شایسته حیات جاودانی شد . او با گردن نهادن به کفاره بر روی صلیب ، الزامات غضب خدا علیه ما را بر خود گرفت . مسیح واجبات آسمانی جهت آشتی مجدد را چه از جنبه مثبت و چه از جنبه منفی ، بر عهده گرفت . او با خون خود و شفاعت هر روز لاینقطع برای ما و به عنوان کاهن اعظم ما ، امکان بستن پیمان تازه ای با خدا را برای ما فراهم آورد .

میانجی موثر کسی است که قادر باشد بین طرفین متخاصم یا بیگانه ، صلح بر قرار کند . این همان نقشی است که عیسی به عنوان میانجی کامل ما ایفا کرد . پولس اظهار کرد که ما از طریق کار مسیح مبنی بر برقرار کردن آشتی مجدد ، با خدا در صلح هستیم .

کار میانجی گرانه مسیح ، از کار همه میانجی کنندگان دیگر برتر است . موسی میانجی پیمان قدیم بود . او به عنوان واسط خدا ، با دادن احکام به اسرائیلیان ، خادم خدا بود . البته همانطور که مولف عبرانیان اظهار می دارد عیسی از موسی برتر است .

پس می توان عیسی مسیح به عنوان میانجی را به طور خلاصه این چنین بیان کرد .

۱ ـ میانجی برای فراهم آوردن امکان آشتی مجدد بین طرفینی که بیگانه شده اند ، کار می کند .

۲ ـ مسیح به عنوان خدا ـ انسان ، ما را دوباره با پدر آشتی می دهد .

۳ - پسر و پدر در ازل با هم توافق داشته اند که مسیح میانجی ما باشد .

۴ - کار میانجی گری مسیح ، برتر از اعمال انبیا ، فرشتگان و موسی است .

رومیان ۵ :

 ۱ پس‌ چونكه‌ به‌ ايمان‌ عادل‌ شمرده‌ شديم‌ ، نزد خدا سلامتي‌ داريم‌ بوساطت‌ خداوند ما عيسي‌ مسيح‌ 

رومیان ۸ :

 33  كيست‌ كه‌ بر برگزيدگان‌ خدا مدّعي‌ شود ؟  آيا خدا كه‌ عادل‌ كننده‌ است ‌؟  34  كيست‌ كه‌ بر ايشان‌ فتوا دهد ؟  آيا مسيح‌ كه‌ مُرد بلكه‌ نيز برخاست ‌، آنكه‌ به‌ دست‌ راست‌ خدا هم‌ هست‌ و ما را نيز شفاعت‌ مي‌كند ؟   

اول تیموتائوس ۲ :

 5  زيرا خدا واحد است‌ و در ميان‌ خدا و انسان‌ يك‌ متوسّطي‌ است‌ يعني‌ انساني‌ كه‌ مسيح‌ عيسي‌ باشد ،  6  كه‌ خود را در راه‌ همه‌ فدا داد ، شهادتي‌ در زمان‌ معيّن ‌. 

نامه به عبرانیان ۳ :

 3  زيرا كه‌ اين‌ شخص‌ لايق‌ اكرامي‌ بيشتر از موسي‌ شمرده‌ شد به‌ آن‌ اندازه‌اي‌ كه‌ سازنده‌ خانه‌ را حرمت‌ بيشتر از خانه‌ است‌ . 4 زيرا هر خانه‌اي‌ بدست‌ كسي‌ بنا مي‌شود ، لكن‌ باني‌ همه‌ خداست ‌.  5  و موسي‌ مثل‌ خادم‌ در تمام‌ خانه‌ او امين‌ بود تا شهادت‌ دهد بر چيزهايي‌ كه‌ مي‌بايست‌ بعد گفته‌ شود .  6  و اما مسيح‌ مثل‌ پسر بر خانه‌ او . و خانه‌ او ما هستيم‌ بشرطي‌ كه‌ تا به‌ انتها به‌ دليري‌ و فخرِ اميدِ خود متمسّك‌ باشيم‌ .

نامه به عبرانیان ۷ :

20  و بقدر آنكه‌ اين‌ بدون‌ قسم‌ نمي‌باشد .  21  زيرا ايشان‌ بي‌قسم‌ كاهن‌ شده‌اند و ليكن‌ اين‌ با قسم‌ از او كه‌ به‌ وي‌ مي‌گويد : « خداوندقسم‌ خورد و تغيير اراده‌ نخواهد داد كه‌ تو كاهن‌ ابدي‌ هستي‌ بر رتبه‌ ملكيصدق ‌.»  22  به‌ همين‌ قدر نيكوتر است‌ آن‌ عهدي‌ كه‌ عيسي‌ ضامن‌ آن‌ گرديد .  23  و ايشان‌ كاهنان‌ بسيار مي‌شوند ، از جهت‌ آنكه‌ موت‌ از باقي‌ بودن‌ ايشان‌ مانع‌ است‌ . 24  لكن‌ وي‌ چون‌ تا به‌ ابد باقي‌ است‌ ، كهانت‌ بي‌زوال‌ دارد .  25  از اين‌ جهت‌ نيز قادر است‌ كه‌ آناني‌ را كه‌ بوسيله‌ وي‌ نزد خدا آيند ، نجات‌ بي‌نهايت‌ بخشد ، چونكه‌ دائماً زنده‌ است‌ تا شفاعت‌ ايشان‌ را بكند .

نامه به عبرانیان ۹ :

11  ليكن‌ مسيح‌ چون‌ ظاهر شد تا رئيس‌ کهنه نعمتهاي‌ آينده‌ باشد ، به‌ خيمه‌ بزرگتر و كاملتر و ناساخته‌شده‌ به‌ دست‌ يعني‌ كه‌ از اين‌ خلقت‌ نيست ‌،  12  و نه‌ به‌ خون‌ بزها و گوساله‌ها، بلكه‌ به‌ خون‌ خود ، يك‌ مرتبه‌ فقط‌ به‌ مكان‌ اقدس‌ داخل‌ شد و فديه‌ ابدي‌ را يافت ‌.  13  زيرا هر گاه‌ خون‌ بزها و گاوان‌ و خاكستر گوساله‌ چون‌ بر آلودگان‌ پاشيده‌ مي‌شود ، تا به‌ طهارت‌ جسمي‌ مقدّس‌ مي‌سازد ،  14  پس‌ آيا چند مرتبه‌ زياده ‌، خون‌ مسيح‌ كه‌ به‌ روح‌ ازلي‌ خويشتن‌ را بي‌عيب‌ به‌ خدا گذرانيد ، ضمير شما را از اعمال‌ مرده‌ طاهر نخواهد ساخت‌ تا خداي‌ زنده‌ را خدمت‌ نماييد ؟ 15  و از اين‌ جهت‌ او متوسط‌ عهد تازه‌اي‌ است‌ تا چون‌ موت‌ براي‌ كفّاره‌ تقصيرات‌ عهد اول‌ بوقوع‌ آمد ، خوانده‌شدگان‌ وعده‌ ميراث‌ ابدي‌ را بيابند .  16  زيرا در هر جايي‌ كه‌ وصيّتي‌ است‌ ، لابدّ است‌ كه‌ موتِ وصيّت‌كننده‌ را تصوّر كنند ،  17 زيرا كه‌ وصيّت‌ بعد از موت‌ ثابت‌ مي‌شود ؛ زيرا مادامي‌ كه‌ وصيّت‌كننده‌ زنده‌ است‌ ، استحكامي‌ ندارد .  18  و از اينرو ، آن‌ اول‌ نيز بدون‌ خون‌ برقرار نشد .  19  زيرا كه‌ چون‌ موسي‌ تمامي‌ احكام‌ را بحسب‌ شريعت‌ به‌ سمع‌ قوم‌ رسانيد ، خون‌ گوساله‌ها و بزها را با آب‌ و پشم‌ قرمز و زوفا گرفته‌ ، آن‌ را بر خود كتاب‌ و تمامي‌ قوم‌ پاشيد ؛ 20 و گفت ‌: « اين‌ است‌ خون‌ آن‌ عهدي‌ كه‌ خدا با شما قرار داد .»  21  و همچنين‌ خيمه‌ و جميع‌ آلات‌خدمت‌ را نيز به‌ خون‌ بيالود .  22  و بحسب‌ شريعت‌ ، تقريباً همه‌ چيز به‌ خون‌ طاهر مي‌شود و بدون‌ ريختن‌ خون‌ ، آمرزش‌ نيست‌ .

(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))

لینک ثابت نوشته شده در  2006/7/27ساعت 18:28  توسط عاشق مسیح  | 

پدر

پسر                  روح القدس

یاران مسیح وقتی به شکوه و جلال فکر می کنیم ، معمولا آن را به صورت پیروزی هائ درخشان ورزشی ، موفقیت های شغلی یا اشتهار شخص در نظر مجسم می کنیم . با این وجود در کتاب مقدس ، جلال از مقوله در خشش نورانی عظمت بی دلیل خدا در فراسوی اوست . در لحظات مهم و سر نوشت ساز ، شکوه الوهیت عیسی از طریق خرقه انسانیت او تابید .

جلال مسیح هرگز مثل واقعهء (( تجلی )) یا بعبارت دیگر (( تبدیل هیئت )) او دیدنی نشد . واژه یونانی metamorphoomai که معادل  تجلی یا تبدیل هیئت است یکی از مشتقات آن در زبانهای غربی به مفهوم دگردیسی یا مسخ به کار می رود . تبدیل هیئت یعنی تغییر شکل ، به عنوان مثال وقتی که کرم ابریشم به پروانه تبدیل می شود ، تغییر شکل  رخ داده را می توان تبدیل هیئت نامید . پیشوند trans در آغاز واژهای بکار رفته برای تبدیل هیئت ، لفظا به معنای (( از این سر تا آن سر )) است . پس در تبدیل هیئت ، مرز یا مانعی پشت سر گذاشته شد . میتوانیم تبدیل هیئت را عبور کردن از خط بین طبیعی و فوق طبیعی ، خط بین انسان و خدا بنامیم . تبدیل هیئت نور درخشنده ای از عیسی ساطع شد که ابزار جلال و چهرهء تابناک موسی به هنگامی که با ده فرمان از کوه سینا باز می گشت ، مشابهت هائی وجود دارد . در هر حال تفاوتهائی نیز بین آن دو هست که در خور اهمیت اند .

پس مسیح نور را منعکس نکرد بلکه منبع نور بود . تبدیل هیئت ، از جنس همان چیزی است که فرد مسیحی در اورشلیم جدید تجربه خواهد کرد .

مکاشفه یوحنا ۲۱ :

 23  و شهر احتياج‌ ندارد كه‌ آفتاب‌ يا ماه‌ آن‌ را روشنايي‌ دهد زيرا كه‌ جلال‌ خدا آن‌ را منوّر مي‌سازد و چراغش‌ برّه‌ است‌.

یوحنا تشریح می کند که شهر آسمانی ، هیچ نیازی به آن ندارد که خورشید یا ماه در آن بدرخشد زیرا جلال خدا آن را نورانی می کند و بره ، نور آن خواهد بود .

مکاشفه یوحنا ۲۲ :

4  و چهره‌ او را خواهند ديد و اسم‌ وي‌ بر پيشانيِ ايشان‌ خواهد بود.  5  و ديگر شب‌ نخواهد بود و احتياج‌ به‌ چراغ‌ و نور آفتاب‌ ندارند، زيرا خداوند خدا بر ايشان‌ روشنايي‌ مي‌بخشد و تا ابدالا´باد سلطنت‌ خواهند كرد.

اینکه در واقعه تبدیل هیئت ، جلال مسیح به فراسو تابیده شد نباید باعث حیرت ما گردد . حیرت آور است که وی از سر عمد ، جلال خویش را به خاطر فرزندانش در حجاب کرد .

پس جلال مسیح را می توان در سه بخش خلا صه کرد .

۱ ـ جلال مسیح در واقعهء تبدیل هیئت او مکشوف شد .

۲ ـ تبدیل هیئت مسیح ، نوعی تغییر شکل یعنی عبور طبیعی به سوی فوق طبیعی بود .

۳ ـ جلال  مسیح فقط بازتابی از جلال خدا نیست بلکه عین جلال خود خداست .

انجیل متی  ۱۷ :

  و بعد از شش‌ روز، عيسي‌، پطرس‌ و يعقوب‌ و برادرش‌ يوحنّا را برداشته‌، ايشان‌ را در خلوت‌ به‌ كوهي‌ بلند برد.  2  و در نظر ايشان‌ هيأتِ او متبدّل‌ گشت‌ و چهره‌اش‌ چون‌ خورشيد، درخشنده‌ و جامه‌اش‌ چون‌ نور، سفيد گرديد.  3  كه‌ ناگاه‌ موسي‌ و الياس‌ بر ايشان‌ ظاهر شده‌، با او گفتگو مي‌كردند.  4  امّا پطرس‌ به‌ عيسي‌ متوجّه‌ شده‌، گفت‌ كه‌ «خداوندا، بودن‌ ما در اينجا نيكو است‌! اگر بخواهي‌، سه‌ سايبان‌ در اينجا بسازيم‌، يكي‌ براي‌ تو و يكي‌ بجهت‌ موسي‌ و ديگري‌ براي‌ الياس‌.»  5  و هنوز سخن‌ بر زبانش‌ بود كه‌ ناگاه‌ ابري‌ درخشنده‌ بر ايشان‌ سايه‌ افكند و اينك‌ آوازي‌ از ابر در رسيد كه‌ «اين‌ است‌ پسر حبيب‌ من‌ كه‌ از وي‌ خشنودم‌. او را بشنويد!»  6  و چون‌ شاگردان‌ اين‌ را شنيدند، به‌ روي‌ در افتاده‌،بي‌نهايت‌ ترسان‌ شدند.  7  عيسي‌ نزديك‌ آمده‌، ايشان‌ را لمس‌ نمود و گفت‌: «برخيزيد و ترسان‌ مباشيد!»  8  و چشمان‌ خود را گشوده‌، هيچ‌ كس‌ را جز عيسي‌ تنها نديدند.  9  و چون‌ ايشان‌ از كوه‌ به‌ زير مي‌آمدند، عيسي‌ ايشان‌ را قدغن‌ فرمود كه‌ «تا پسر انسان‌ از مردگان‌ برنخيزد، زنهار اين‌ رؤيا را به‌ كسي‌ باز نگوييد.» 

انجیل مرقس ۱۳ :

 24  و در آن‌ روزهاي‌ بعد از آن‌ مصيبت‌ خورشيد تاريك‌ گردد و ماه‌ نور خود را بازگيرد،  25  و ستارگان‌ از آسمان‌ فرو ريزند و قواي‌ افلاك‌ متزلزل‌ خواهد گشت‌.  26  آنگاه‌ پسر انسان‌ را بينند كه‌ با قوّت‌ و جلال‌ عظيم‌ بر ابرها مي‌آيد.  27  در آن‌ وقت‌، فرشتگان‌ خود را از جهات‌ اربعه‌ از انتهاي‌ زمين‌ تا به‌ اقصاي‌ فلك‌ فراهم‌ خواهد آورد.

نامه به عبرانیان ۱ :

 خدا كه‌ در زمانِ سَلَف‌ به‌ اقسام‌ متعدّد وطريق‌هاي‌ مختلف‌ بوساطت‌ انبيا به‌ پدران‌ ما تكلّم‌ نمود،  2  در اين‌ ايّام‌ آخر به‌ ما بوساطت‌ پسر خود متكلّم‌ شد كه‌ او را وارث‌ جميع‌ موجودات‌ قـرار داد و بوسيله‌ او عالمهـا را آفريـد؛  3  كه‌ فروغ‌ جلالش‌ و خاتم‌ جوهرش‌ بوده‌ و به‌ كلمـه‌ قوّت‌ خود حامـل‌ همه‌ موجودات‌ بـوده‌، چـون‌ طهـارت‌ گناهـان‌ را به‌ اتمـام‌ رسانيـد، به‌ دست‌ راست‌ كبريـا در اعلـي‌علّييّن‌ بنشست‌، 

(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))

لینک ثابت نوشته شده در  2006/6/15ساعت 9:37  توسط عاشق مسیح  | 


کلیک کنید و داخل گروه من عضو بشوید
کلیک کنید و داخل گروه ما عضو بشوید
لوگو دوستان


 

 نوای انجیل