پدر
پسر روح القدس
در ابتدا خدا آسما ن ها و زمین را آفرید پیدایش۱.۱
آری چقدر زیباست با نام خداوندی که آسمان ها و زمین را آفرید شروع کنیم
اینجانب عاشق مسیح و جزو ایمان داران می باشم وشاید بتوانم راه راستی و حیات را به دوستان و هم وطن هایم نشان دهم
من در۳۸ سال زندگیم فقط با اسم, مسلمان بودم هیچ چیز نمیدانستم فقط ۵ بار نماز و یک ماه روزه ۱۰ روزعزاداری و روزهای تعطیل برای وفات را می گفتند یا اینکه چه جوری وضو و یا غسل کنیم اینها همه راه نزدیک شدن به خدا از دیدگاه مسلمانی من بود
ولی حالا میفهمم که چطور باید به خدا نزدیک بود حالا می دانم که چطور رازو نیاز کنم آیا در ۳۹سال زندگیم اینجور بود نه چونکه ایمانی که الان دارم ان موقع نداشتم
کتاب مقدس را خواندم وچقدر تحت تاثیر قرار گرفتم زیرا تا ان زمان اصلا کتاب مقدس را ندیده بودم ونه خوانده بودم چونکه تو گوشمون می خواندن ومی گفتند کفره شرکه ولی زمانی که خواندن کتاب را شروع کردم دیدم انچه که به ما می گفتند با انچه که در کتاب مقدس امده است از زمین تا آسمانها با هم فرق می کند
در دین اسلام امده است ختنه سنت رسول است در صورتی که در کتاب مقدس پیدایش ۱۷: ۹-12
پس خدا به ابراهیم گفت (( و اما تو عهد مرا نگه دار تو و بعد از تو ذریت تو در نسل های ایشان این است عهد من که نگاه خواهید داشت در میان من و شما و ذریت تو بعد از تو هر ذکوری از شما مختون شود و گوشت قلفه خود را مختون سازید تا نشان آن عهدی باشد که در میان من و شماست ))
و یا اینکه در دین اسلام آمده است ابراهیم اسماعیل را قربانی کرده است و در کتاب مقدس آمده است پیدایش۲۲
۱و واقع شد بعد از اين وقايع، كه خدا ابراهيم را امتحان كرده، بدو گفت: «اي ابراهيم!» عرض كرد: «لبيك.» 2 گفت: «اكنون پسر خود را، كه يگانة توست و او را دوست ميداري، يعني اسحاق را بردار و به زمين موريا برو، و او را در آنجا، بر يكي از كوههايي كه به تو نشان ميدهم، براي قرباني سوختني بگذران.» 3 بامدادان، ابراهيم برخاسته، الاغ خود را بياراست، و دو نفر از نوكران خود را با پسر خويش اسحاق، برداشته و هيزم براي قرباني سوختني شكسته، روانه شد، و به سوي آن مكاني كه خدا او را فرموده بود، رفت. 4 و در روز سوم، ابراهيم چشمان خود را بلند كرده، آن مكان را از دور ديد. 5 آنگاه ابراهيم، به خادمان خود گفت: «شما در اينجا نزد الاغ بمانيد، تا من با پسر بدانجا رويم، و عبادت كرده، نزد شما بازآييم.»
6 پس ابراهيم، هيزم قرباني سوختني را گرفته، بر پسر خود اسحاق نهاد، و آتش و كارد را به دست خود گرفت؛ و هر دو با هم ميرفتند. 7 و اسحاق پدر خود، ابراهيم را خطاب كرده، گفت: «اي پدر من!» گفت: «اي پسر من لبيك؟» گفت: «اينك آتش و هيزم، لكن برة قرباني كجاست؟» 8 ابراهيم گفت: «اي پسر من، خدا برة قرباني را براي خود مهيا خواهد ساخت.» و هر دو با هم رفتند. 9 چون بدان مكاني كه خدا بدو فرموده بود، رسيدند، ابراهيم در آنجا مذبح را بنا نمود، و هيزم را بر هم نهاد، و پسر خود، اسحاق را بسته، بالاي هيزم، بر مذبح گذاشت. 10 و ابراهيم، دست خود را دراز كرده، كارد را گرفت تا پسر خويش را ذبح نمايد. 11 در حال، فرشتة خداوند از آسمان وي را ندا درداد و گفت: «اي ابراهيم! اي ابراهيم!» عرض كرد: «لبيك.» 12 گفت: «دست خود را بر پسر دراز مكن، و بدو هيچ مكن، زيرا كه الا´ن دانستم كه تو از خدا ميترسي، چونكه پسر يگانة خود را از من دريغ نداشتي.» 13 آنگاه، ابراهيم، چشمان خود را بلند كرده، ديد كه اينك قوچي، در عقب وي، در بيشهاي، به شاخهايش گرفتار شده. پس ابراهيم رفت و قوچ را گرفته، آن را در عوض پسر خود، براي قرباني سوختني گذرانيد. 14 و ابراهيم آن موضع را «يهوه يري'» ناميد، چنانكه تا امروز گفته ميشود: «در كوه، يهوه، ديده خواهد شد.»
15 بار ديگر فرشتة خداوند ، به ابراهيم از آسمان ندا در داد 16 و گفت: « خداوند ميگويد: به ذات خود قسم ميخورم، چونكه اين كار راكردي و پسر يگانة خود را دريغ نداشتي، 17 هر آينه تو را بركت دهم، و ذريت تو را كثير سازم، مانند ستارگان آسمان، و مثل ريگهايي كه بر كنارة درياست. و ذريت تو دروازههاي دشمنان خود را متصرف خواهند شد. 18 و از ذريت تو، جميع امتهاي زمين بركت خواهند يافت، چونكه قول مرا شنيدي.» 19 پس ابراهيم نزد نوكران خود برگشت. و ايشان برخاسته، به بِئَرشَبَع با هم آمدند، و ابراهيم در بئرشبع ساكن شد.
آری برادران و خواهران عزیز تا زمانی که کتاب مقدس رانخوانده اید نمی دانید که چه گوهر گرانبهایی است. لطفا درموقع خواندن آنرا با عشق و علاقه بخوانید تا به ارزش آن پی ببرید در مدتی که من خواندم قبل از تعمیدم پی برده بودم و از همان ابتدا من را عوض کرد و در من نوری به وجود آورد که در مدت ۳۹ سال زندگیم آن را حس نکرده بودم .
بله کتاب مقدس سرشار از نور و حیات است. زیرا من که قرآن نخوانده بودم زیرا آن چیزی را که میدانستم نه تنها نور نبود بلکه تزویر و ریا بود.
پیدا کردن راه راستی و حیات خیلی مشکل است و من آنرا نیز پیدا کردم انجیل یوحنا ۱۴:
6 عيسي بدو گفت: «من راه و راستي و حيات هستم. هيچكس نزد پدر جز بهوسيلة من نميآيد. 7 اگر مرا ميشناختيد، پدر مرا نيز ميشناختيد و بعد از اين او را ميشناسيد و او را ديدهايد.»
آری من در تلاش هستم تا برای شما کتاب مقدس را بگویم و بنویسم تا شاید شما دوستان من هم پی به واقعیت ها ببرید بله من در ۷ آبان ماه ۱۳۸۴ تعمید گرفتم و تولدی دوباره پیدا کردم انجیل یوحنا ۱
12 و امّا به آن كساني كه او را قبول كردند قدرت داد تا فرزندان خدا گردند، يعني به هر كه به اسم او ايمان آورد، 13 كه نه از خون و نه از خواهش جسد و نه از خواهش مردم، بلكه از خدا تولّد يافتند.
در حال حاضر از نظر ایمانی روحی فکری و زندگی خیلی عوض شده ام وحتی ایمان دارم که به خداوند هم نزدیک شده ام زیرا هر چه از خداوندمان عیسی مسیح طلب کردم آنرا دریافت کردم و لذتی ایمانی میبرم بله شما همه ی امت ها را شاگرد سازید انجیل متی ۲۸:
18 پس عيسـي پيـش آمـده، بديشـان خطاب كرده، گفت: «تمامي قدرت درآسمان و بر زمين به من داده شده است. 19 پس رفته، همه امّتهـا را شاگـرد سازيـد و ايشـان را بـه اسمِ اب و ابن و روحالقدس تعميد دهيد. 20 و ايشان را تعليـم دهيـد كه همه امـوري را كه به شما حكم كردهام حفظ كنند. و اينك مـن هـر روزه تا انقضاي عالم همراه شما ميباشـم.» آميـن.
(( فیض خداوند ما عیسی مسیح با شما باد ))