پدر
پسر روح القدس
یاران مسیح چرا بیشتر ازدواجها منجر به شکست میشود ؟
اگر زوجین فاقد مهارتهای ارتباطی ضروری برای حل مشكلاتشان باشند، حتی كوچكترین مشكل نیز حل ناشدنی خواهد شد.
امروزه بسیاری از ازدواجها قبل از تشكیل و یا مدت كوتاهی بعد از آن متلاشی میشوند. درك اینكه چرا این ازدواجها شكست میخورند میتواند راهحلی باشد كه مراقب باشید ازدواج خودتان شكست نخورد.
بعضی از عواملی كه در شكست ازدواجها مشاركت دارند شامل مسائل مالی و دیگر شرایط ازدواج است. همه ی این مسائل میتواند در یك ازدواج سالم و پایدار هم وجود داشته باشد اما اگر آنها به طور صحیح و درست مورد رسیدگی قرار نگیرند، میتوانند منجر به شكست ازدواج شوند.
ارتباط ، نقش اساسی در موفقیت ازدواج دارد. بدون ارتباط صحیح، حل تعارض و كشمكشها مشكلساز میشوند اگر زوجین فاقد مهارتهای ارتباطی ضروری برای حل مشكلاتشان باشند، حتی كوچكترین مشكل نیز حل ناشدنی خواهد شد. ارتباطات به واسطه ی فرصت دادن به همسران برای مشاركت در نگرانیها و علایق، امیدها و آرزوهای یكدیگر، موجب رشد و شكوفا شدن روابط زوجین میشود. بدون سهیم شدن در این موارد زوجین رشد نخواهند كرد و تا حد امكان به یكدیگر نزدیك نخواهند شد. اگر یك یا هر دو همسر فاقد مهارتهای ارتباطی مؤثر باشند، این برای حل و فصل بحثهایشان مشكلساز میشود چرا كه زوجین قادر نیستند تا نقطه نظرات یكدیگر را درك كنند.
در ازدواجهایی كه تاكنون دچار مشكل بودهاند، هر یك از زوجین باید تلاش كنند تا برای بهبود و نجات زندگیشان متعهد شوند كه روی مهارتهای ارتباطیشان كار كنند. نبود تكنیكهای مؤثر ارتباطی میتواند به شكست در ازدواج منجر شود. عشق ممكن است همواره پیروز شود اما زمانی كه نگرانیهای مهمی وجود دارد حتی عشق نیز نمیتواند به تنهایی برای حفظ ازدواج كافی باشد.
نگرانیهای مالی ممكن است خودشان علت شكست ازدواج نباشند اما تنشها و تعارضاتی كه این نگرانیها ایجاد میكنند، اغلب در شكست ازدواج مقصر هستند. نگرانیهای مالی میتواند بار سنگینی را تحمیل كند و زمانی كه یك زوج تلاش زیادی را برای برآوردن تعهدات مالیشان میكند، میتواند فشار بسیار زیادی را احساس كند. این فشارها ممكن است برای تخریب ازدواج سالم به طرق دیگر كافی باشد. اگر یك همسر در زندگی به مسائل مالی مشغول شود، ممكن است شروع به كوتاهی كردن از دیگر جنبههای زندگی كند. این رفتارهای مسامحهآمیز بر همسر تأثیر گذاشته و موجب میشود كه وی احساس تنهایی و بیمهری نماید. این امر میتواند برای ازدواج آسیبزا شود. اغلب یكی از زوجین به واسطه ی مسایل مالی تحلیل خواهد رفت و این نیز میتواند برای ازدواج مخرب باشد.
شرایط حول ازدواج نیز میتواند منجر به شكست شود یك ازدواج راحت(بدون فكر) نمیتواند یك ازدواج سالم باشد. هنگامی كه تصمیم گرفتن به ازدواج به غیر از عشق حقیقی بر امور دیگری نیز قرار گیرد، این احتمال وجود دارد كه آن ازدواج، ازدواج مناسب و خوبی باشد (عشق تنها كافی نیست) اما این به معنای گذاشتن شرایط بسیار سختی كه برای نمونه در جامعه ی ما حاكم است، نیست.
برای مثال شرایط ازدواجی كه اغلب منجر به شكست میشود عبارتند از: ازدواج كردن به خاطر داشتن بچه یا به خاطر فشاری كه از جانب اعضای خانواده و دوستان احساس میشود.
هیچ كدام از این دلایل در واقع دلایل معتبر و قابل قبولی برای ازدواج نبوده و اغلب منجر به شكست در ازدواج و طلاق میشوند. ازدواج كردن در سنین پایین، دلیل دیگری برای شكست ازدواجها میباشد. اگر چه سن مناسب برای ازدواج متغیر بوده و به طور زیادی بستگی به خود فرد دارد، افراد زیادی عقیده دارند كه برای نوجوانان و سنین پایینتر از 20 سال، ازدواج كردن خیلی زود است.
ازدواج كردن قبل از اینكه فرصت لذت بردن از تجارب زندگی را داشته باشید میتواند باعث تنفر از ازدواج شده و در نهایت شكست ازدواج را در پی داشته باشد.
انجیل متی ۱۹
تعليم درباره ازدواج و طلاق
و چون عيسي اين سخنان را به اتمامرسانيد، از جليل روانه شده، به حدود يهوديه از آن طرف اُرْدُنّ آمد. 2 و گروهي بسيار از عقب او آمدند و ايشان را در آنجا شفا بخشيد.
3 پس فريسيان آمدند تا او را امتحان كنند و گفتند: «آيا جايز است مرد، زن خود را به هر علّتي طلاق دهد؟» 4 او در جواب ايشان گفت: «مگر نخواندهايد كه خالق در ابتدا ايشان را مرد و زن آفريد، 5 و گفت از اين جهت مرد، پدر و مادر خود را رها كرده، به زن خويش بپيوندد و هر دو يك تن خواهند شد؟ 6 بنابراين بعد از آن دو نيستند بلكه يك تن هستند. پس آنچه را خدا پيوست انسان جدا نسازد.» 7 به وي گفتند: «پس از بهر چه موسي امر فرمود كه زن را طلاقنامه دهند و جدا كنند؟» 8 ايشان را گفت: «موسي بهسبب سنگدليِ شما، شما را اجازت داد كه زنانخود را طلاق دهيد. ليكن از ابتدا چنين نبود. 9 و به شما ميگويم هر كه زن خود را بغير علّت زنا طلاق دهد و ديگري را نكاح كند، زاني است و هر كه زن مطلقّهاي را نكاح كند، زنا كند.»
10 شاگردانش بدو گفتند: «اگر حكم شوهر با زن چنين باشد، نكاح نكردن بهتر است!» 11 ايشان را گفت: «تمامي خلق اين كلام را نميپذيرند، مگر به كساني كه عطا شده است. 12 زيرا كه خَصيها ميباشند كه از شكم مادر چنين متولّد شدند و خصيها هستند كه از مردم خصي شدهاند و خصيها ميباشند كه بجهت ملكوت خدا خود را خصـي نمودهاند. آنكه توانايي قبول دارد بپذيرد.»
افسسیان ۵
زنان و شوهران
22 اي زنان، شوهران خود را اطاعت كنيد چنانكه خداوند را. 23 زيرا كه شوهر سر زن است چنانكه مسيح نيز سر كليسا و او نجاتدهنده بدن است. 24 ليكن همچنانكه كليسا مطيع مسيح است، همچنين زنان نيز شوهران خود را در هر امري باشند.
25 اي شوهران زنان خود را محبّت نماييد، چنانكه مسيح هم كليسا را محبّت نمود و خويشتن را براي آن داد. 26 تا آن را به غسلِ آب بوسيله كلام طاهر ساخته، تقديس نمايد، 27 تا كليساي مجيد را به نزد خود حاضر سازد كه لكّه و چين يا هيچچيز مثل آن نداشته باشد، بلكه تا مقدّس و بيعيب باشد. 28 به همينطور، بايد مردان زنان خويش را مثل بدن خود محبّت نمايند زيرا هركه زوجه خود را محبّت نمايد، خويشتن را محبّت مينمايد. 29 زيرا هيچكس هرگز جسم خود را دشمن نداشته است بلكه آن را تربيت و نوازش ميكند، چنانكه خداوند نيز كليسا را. 30 زانرو كه اعضاي بدن وي ميباشيم، از جسم و از استخوانهاي او. 31 از اينجاست كه مرد پدر و مادر را رها كرده، با زوجه خويش خواهد پيوست و آن دو يكتن خواهند بود. 32 اين سرّ، عظيم است، ليكن من درباره مسيح و كليسا سخن ميگويم. 33 خلاصه هريكي از شما نيز زن خود را مثل نَفْس خود محبّت بنمايد و زن شوهرخود را بايد احترام نمود.
(( فیض خداونمان عیسی مسیح با شما باد))
لینک ثابت
نوشته شده در
2007/5/21ساعت 2:8  توسط عاشق مسیح
|
پدر
پسر روح القدس
یاران مسیح به فیض خداوند و دعای شما ایمانداران دهان قاضی بسته شد و ماموری که از طرف ایمیگریشن (پلیس مهاجرت) میبایست می آمد نیامد به همین علت دادگاه من به روز پنج شنبه ۷ / ۶ / ۲۰۰۷ یعنی ۱۶ / ۳ / ۱۳۸۶ موکول شد از همهء شما که با من و خانواده ام احساس همدردی کردید و در دعا بودید کمال تشکر را دارم و از خداوندمان عیسی مسیح برای شما برکت سلامتی و پری روح القدس را میطلبم.
با تشکر حمید نوای انجیل
(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))
لینک ثابت
نوشته شده در
2007/5/18ساعت 22:25  توسط عاشق مسیح
|
پدر
پسر روح القدس
خیلی ها تابه حال از من این سوال را کرده اند که چرا عیسی را انتخاب کرده ام؟
پیغمبران به دو نوع بودند: پیغمبران دروغین و راستین یا حقیقی
پیغمبران حقیقی مانند موسی، داود، اشعیاء، و دیگران همه اعتراف کردند که انسانی بیش نیستند و در حضور خدا خطاکار می باشند. پیغمبران انسانهای معمولی بودند. کلام خدا می فرماید ایلیاء شخصی بود صاحب حواس مانند ما. در حقیقت پیامبران خودشان به نجات از گناهانشان نیاز به نجات دهنده داشتند.
فلاسفه ، هیچکدام نتوانستند راهی بیابند. بعضی گفتند زندگی یعنی لذت و بعضی گفتند امیدی برای زندگی نیست. ولتر فیلسوف معروف، وقتی داشت می مرد، گفت:" من به جهنم می روم، مرا نجات دهید."
در حقیقت فلاسفه که باید به سوالات مردم پاسخ می گفتند، خود قادر به پاسخ سوالات نبودند.
دانشمندان هر کدام بنوعی تقسیم بندی شده اند: خوش بینان و بدبینان. خود دانشمندان می گویند کار ما پیدا کردن آن چیزی است که هست ولی باید کند و کاو کرد و باید دانست که دانشمندان نیز راه حلی برای انسان گمشده ندارند.
سیاستمداران، دنیای ما را به نابودی و هلاکت کشانیده اند. به جز دروغ و حیله چیزی از آنها دیده نشده. اگر واقعا سیاستمداران انسانهایی بودند که نجات را برای انسانها می آوردند اینقدر سقوط و برکنار نمی شدند.
پس چه کس می تواند انسان را نجات دهد؟ چرا پاسخ من عیسی است؟
شخصی نزد یک مرد پیر و حکیم رفت و از او سوال کرد چگونه می توانم مذهبی جدید را ایجاد کنم؟
این مرد پیر در پاسخ به او گفت:" می باید از باکره ای متولد شوی، مریضان را شفا دهی، به باد فرمان دهی که آرام شود و از تو اطاعت کند، مردگان را زنده کنی، و در آخر مصلوب شوی و پس از مرگت دوباره زنده شوی. اگر توانستی این کارها را بکنی پس می توانی رهبر مذهبی باشی!
چرا اصلا نیاز به نجات دهنده داریم؟
چون انسان گمراه است و مانند گوسفندی گمشده می باشد(رومیان10:3-18) و مسیح گفت که انسان را مانند گوسفندی گمشده می بیند. طلاق، مواد مخدر، قتل و زنا، کشتار جمعی، مقام طلبی، تجاوز به حقوق دیگران، ایجاد خرابی و وحشت، شهوت طلبی، دروغ و نارو زدن به دوست، همه و همه ذره ای از بدبختی انسان گمشده را نشان می دهد.
عیسی مسیح تنها نجات دهنده بی همتاست، چون:
1) در مورد او در عهدعتیق پیشگویی شده بود.
2) از مریم باکره متولد شد و گناه انسان را به ارث نبرده بود.
3) پاک زندگی کرد و در تمام زندگیش یکبار برای حتی یک گناه نیز توبه نکرد و حتی دشمنانش گفتند که شخصی مانند او نیست که پاک باشد.
4) معجزاتی کرد که هیچکس نکرده بود:
کوران را بینا کرد، جذامیان را پاک کرد، مردگان را زنده کرد، به باد و طوفان دستور داد و آرام شد. یکبار به بیش از 5000 نفر و یکبار به بیش از 4000 نفر با 5 نان و دو ماهی غذا داد، زندگی گناهکاران را عوض کرد.
5) تعالیمی داد که هیچکس نداده بود.
او می گفت دشمنان خود را محبت کنید، چنانکه پدر آسمانی باران را بر بدان و نیکان می باراند و آفتاب خود را همچنین بر آنان می تاباند.
او می گفت: بلی شما بلی و نی شما نی باشد و اضافه بر این از شریر است.
او می گفت: اگر می خواهی صدقه دهی، دست راستت از آنچه دست چپت می کند خبر دار نشود.
او می گفت: وقتی دعا می کنی مانند ریاکاران دعای خود را طول نده، بلکه به اطاقت رفته در را ببند و در تنهایی دعا کن.
او می گفت: اگر به برادر احمق گفتی در حقیقت قتلی را انجام دادی.
اگر نظر شهوت به زنی می اندازی در همان لحظه با او زنا کرده ای.
6) ادعاهای او عجیب بود.
او گفت: من قیامت و حیات هستم.
من راه و راستی و حیات هستم.
من در هستم.
من شبان نیکو هستم.
من اول و آخر هستم، ابتدا و انتهاء و الف و یا.
من پسر خدا هستم و گفت من و پدر یک هستیم.
7) مرگ و قیام و صعود او عجیب بود.
8) تغییر زندگیها توسط او عجیب است.
آیا کسی بهتر و شایسته تر از عیسی مسیح می شناسید که می تواند نجات دهنده انسانها باشد. امروز قلب خود را برای او باز کن و او را دعوت کن که وارد زندگی تو شود و تو را از گناهانت نجات بخشد.
(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))
لینک ثابت
نوشته شده در
2007/5/17ساعت 0:6  توسط عاشق مسیح
|
پدر
پسر روح القدس
كليساهاي زيرزميني در ايران
مؤسسه «RI» همچنين سميناري را براي كمك به زنان مسيحي براي دانستن ارزش آنها و نحوه مشاركت فعالان آنان در ايران برگزار كرده است. 
سازمان Release International ـ RI ـ در گزارشي، از افزايش كليساهاي زيرزميني در ايران خبر داد.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، سايت «inspire» نوشت: به رغم وجود يك رژيم اسلامي تندرو در ايران،كليساهاي زيرزميني در حال افزايش هستند. اعضاي ايراني سازمان «RI» كه از اين كليساها حمايت ميكنند، از افزايش چشمگير فعاليتهاي اينگونه كليساهاي خانگي گزارش ميدهند.
اين گزارش با بيان اينكه مؤسسه «RI» از كليساهاي زيرزميني ايران با آموزش رهبران و برگزاري سمينارها و تشويق پيروان زن حمايت ميكند، مدعي شده است: رهبران جديد اين كليساها، آموزشها را به ديگران و زنان مسيحي كه تعداد آنان با توجه به خفقان جامعه رو به افزايش است، منتقل ميكنند.
رهبران كليساي زيرزميني در شاخه انجيليان در شهرها و روستاها فعال هستند و بسياري از آنان براي انتشار عقايدشان در مناطق دورافتاده و دور از چشم مقامات وارد عمل شدهاند، به گونهاي كه يكي از رهبران جوان، به تازگي براي آموزش خانوادهاي شش نفره ـ كه به تازگي مسيحي شدهاند ـ به يكي از روستاها رفت و اين خانواده فقير، استقبال بزرگي از او كرده بودند.
اين رهبر جوان، هفتهاي يك بار به آنها سر ميزند و ميكوشد تا خانه آنان را به كليسايي براي آموزش تبديل كند.
«اندي ديپر» از مقامات «RI» مدعي است: «به رغم چالشهايي كه كليساي ايران با آن روبهروست، تعداد مسيحيان در حال افزايش هستند».
اين مؤسسه همچنين سميناري را براي كمك به زنان مسيحي براي دانستن ارزش آنها و نحوه مشاركت فعالان آنان در ايران برگزار كرده است.
زنان از بخشهاي گوناگون كشور و از شبكه كليساهاي زيرزميني معرفي ميشوند.
اين مؤسسه اعلام كرده است: مؤسسه «RI» از اين كليساها در سي كشور جهان حمايت ميكند.
((فیض خداونمان عیسی مسیح با شما باد))
لینک ثابت
نوشته شده در
2007/5/13ساعت 10:22  توسط عاشق مسیح
|
پدر
پسر روح القدس
تفكر كردن در خداوند
من هرگز شما را تنها نخواهم گذاشت و ترك نخواهم كرد.”عبرانيان 13:5“
تفكر كردن در خداوند يعني چه؟ سوالي كه براي من هميشه وجود داشت تاروزي كه معني آنرا درك كردم.
يك روز سرد زمستاني در اثر تصادف رانندگي بجاي اينكه خود را در دفتر اداره بيابم ، خود را بر روي تخت بيمارستان يافتم. نمي دانستم دقيقا چه اتفاقي افتاده است. و در اثر داروها گيج و منگ بودم. نميدانستم كه آيا اين يك كابوس وحشتناك است يا واقعيت؟
هنگامي به نتيجه تلخ اين واقعه پي بردم كه متوجه شدم نمي توانم هيچكدام از اعضاي بدنم را تكان بدهم. من در اثر شكستگي گردن و صدمه به ستون فقرات از شانه به پايين فلچ شده بوم!!!! ديگر هيچ كاري براي خود نمي توانستم انجام بدهم. تنها كاري كه ميتوانستم بكنم اين بود كه احتياجاتم را به ديگران بگويم.
بعد از عملهاي جراحي گوناگون ، عفونتهاي داخلي و بخاطر لوله هايي كه در دهان من بود ديگر حرف هم نمي توانستم بزنم .
بعد از آن بوسيله كاغذي كه حروف الفباي انگليسي داشت با ديگران ارتباط بر قرار ميكردم.
مكالمه حتي يك جمله ساده گاهي بيشتر از نيم ساعت طول مي كشيد چون هر كلمه را حرف به حرف با چشم بهم زدن بايد به آنها نشان ميدادم . اغلب اوقات بعلت نگذاشتن صحيح فاصله بين لغات يا يك حرف اشتباه شخص ، منظور مرا درك نمي كرد و اين باعث عصبانيت و ياس و نا اميدي من ميشد!
در درون خود فرياد ميزدم ” چرا هيچكس حرفهاي مرا نمي فهمد؟!“” چرا هيچ كس مرا درك نمي كند؟!“
آه.... اما يكنفر هست كه هميشه كاملا مرا درك ميكند... يكنفر هست كه هميشه ميداند كه من چه ميگويم... يكنفر است كه حتي زماني كه بدنبال كلمات براي گفتن ميگردم منظور مرا ميفهمد... چه دلچسب بود وقتي كه در سكوت خود با خداوند گفتگو ميكردم !
آه... او هميشه آماده گفتگو با من است. او تنها كسي است كه در هر حال ميتواند مرا درك كند. او تنها كسي بود كه در آن حال مي توانستم با او سخن بگويم . بدون اينكه كلامي از دهان من خارج شود.
آري در سكوت است كه ميتوانم در خداوند تفكر كنيم.
آيا شما هرگز در گفتگو با ديگران مشكلي داشته ايد؟
آيا گاهي اوقات ابراز احساسات با كلمات براي شما دشوار بوده است؟
خداوند را شكر كنيد كه ميتوانيد به آساني سخو بگوييد. از اين بركت براي صحبت كردن با پدر آسماني خود استفاده كنيد . بياد داشته باشيد كه او همواره شما را درك ميكند حتي اگر نمي توانيد كلمات درستي براي گفتن بيابيد.
” بچشيد و ببينيد كه خداوند نيكو است“
(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد))
لینک ثابت
نوشته شده در
2007/5/11ساعت 0:46  توسط عاشق مسیح
|
پدر
پسر روح القدس
یاران مسیح خواهران و برادران عزیز :
با دعای شما امروز رفتم دادگاه و در کمال ناباوری زمانی که نوبت به من رسید قاضی ختم دادرسی را اعلام کرد و بقیه پرونده ها را به ۱۸ / ۵ / ۲۰۰۷ موکول کرد . خداوند را شکر میکنم و برای همهء عزیزانم در دعا هستم . مسئلهء دادگاه من مربوط به ویزا و اقامت میباشد . چیزی دیگرنمیباشد .
((فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد))
لینک ثابت
نوشته شده در
2007/5/2ساعت 23:22  توسط عاشق مسیح
|
پدر
پسر روح القدس
یاران مسیح ۴ چیز عجیب بروی صلیب اتفاق افتاد نظری بیافکنیم و ببینم آن ۴ چه بوده است .
اگر صلیب مسیح را از کتاب مقدس بردارید، کتاب مقدس بجز یک کتاب که حاوی داستانهای تاریخی و نصایح اخلاقی است چیز دیگری نخواهد بود.
بر صلیب، مسیح گناه جهان را بر خود گرفت و انسان را از اسارتها و گناهان و غمها و مرضهایش آزاد ساخت.
- اولین چیز عجیب بر صلیب این است که آنکه بر صلیب به عنوان پادشاه تمسخر شد واقعا" پادشاه و شاه شاهان بود.
- بر سر عیسی مسیح تاج خار گذاشته شد و او را بعنوان پادشاه مسخره کردند. ولی متی و دیگر شاگردان می دانستند که او پادشاه حقیقی است.
- عیسی مسیح از نسل داود پادشاه بود و مثلهایی گفت که به پادشاه اطلاق می شد و منظور از این پادشاه خود او بود.
یکنفر حرف زیبایی زده . او گفته: در آسمان هیچ کس نیست که تاج داشته باشد ولی بر زمین صلیب حمل نکرده باشد.
- دومین حقیقت عجیب بر صلیب این است که آنکه بر صلیب ضعیف دیده می شود- قدرت آسمان و زمین در دست اوست.
- مصلوب کردن بدترین نوع مجازات بود و برای بردگان و شورشگران مقرر شده بود.
یکنفر گفته ما مردان صلیب می خواهیم که پیغام صلیب را داشته باشند و ضربهای صلیب بر آنها باشد.
- آنانیکه او را تماشا می کردند فریاد می زدند کسی که دیگران را نجات دادی اکنون پائین بیا و خود را نجات ده.(متی39:27)
- همان لحظه که مسیح بر صلیب شدیدا ضعیف شده بود مشغول خراب کردن معبد و ساختن معبد جدیدی بود.
- برای اینکه شاگردانش متوجه شوند که او منظورش چیست و چه می کند فرمود:" صلیب خود را برداشته از عقب من آئید." (متی24:16)
وقتی مسیح فرمود صلیب خود را بردارید منظورش این نبود که یک صلیب کوچک بر گردن بندهایمان آویزان کنیم یا بر بالای کلیساها صلیب زیبایی را قرار دهیم بلکه منظورش این بود که صندلی الکتریکی خود و اتاق گاز خود و طناب دار خود را با خود بردارید.
- سومین چیز عجیب بر صلیب این است که کسی که به ظاهر خود را نجات نمی تواند داد توانست دنیا را نجات دهد.
- هر آنچه مسیح بر صلیب کرد فقط هدفش نجات ما انسانها بود.
- دلیلی که مسیح خود را نجات نداد این بود که او آمده بود اراده پدرش را بطور کامل عملی سازد.
-
- چهارمین چیز عجیب بر صلیب این است که آنکه بر صلیب در ناامیدی فریاد می زند کاملا بر خدا اعتماد دارد.
- فریاد مسیح بر صلیب از آگاهی کامل او بر می آمد که گناه جهان را بر خود گرفته بود.
- عیسی مسیح عذاب کشید تا ما دیگر عذاب نکشیم.
صلیب راه خداست برای متحد ساختن عذاب ورنج با محبت.
(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد))
لینک ثابت
نوشته شده در
2007/4/28ساعت 12:26  توسط عاشق مسیح
|
پدر
پسر روح القدس
دوستان مسیحی پدرم حمید نوای انجیل را پلیس دستگیر کرده و در زندان است لطفا" براش در دعا باشید . ما محتاج دعای شما هستیم .
(( فیض خداونمان عیسی مسیح با شما باد))
لینک ثابت
نوشته شده در
2007/4/24ساعت 19:18  توسط عاشق مسیح
|
پدر
پسر روح القدس
توکل به خدا در همه چیز
آیا تا بحال اتفاق افتاده که کسی شما را گول زند یا دروغ بگوید؟ آیا اتفاق افتاده به چیزی یا کسی اعتماد کرده اید و بعد فهمیده اید که چه اشتباه بزرگی کرده اید؟ شاید آن شخص بهترین دوست شما بوده یا همسر یا فرزند شما بوده. بلی، حتی نزدیکترین افراد در زندگی ما می توانند غیر قابل اعتماد باشند!
آیا اتفاق افتاده که به کسی قرض داده اید و آن شخص به شما برنگردانده؟ آیا اتفاق افتاده که به کسی خوبی کرده اید و به شما در عوض بدی کرده؟ اینها چیزهایی است که ما هر روز با آنها روبرو هستیم. سرودی داریم که می گوید به عیسی بگو، بهترین دوست تو اوست. من در زندگی دوستی بهتر از عیسی مسیح نداشته ام. البته دوستان خوب زیادی داشته ام و به آنها افتخار می کنم ولی بهترین دوستی که همیشه با من است و در هر سختی و تنگی یاور من است، عیسی مسیح است.
کلام خدا می فرماید: مبارک است کسی که به خداوند توکل دارد. توکل به خدا یعنی چه؟
- توکل به خدا یعنی اعتماد کردن همه چیز به او حتی جزئی ترین چیز زندگیت.
- یعنی خدا را امن ترین جا و کس دانستن در زندگی.
- یعنی سپردن همه ترسها و نگرانیها و تشویشها و شکها و غمها به او.
- یعنی ایمان داشته باشی که خدا راستگو است و هر که بر خلاف حرف خدا، سخنی می گوید دروغگو است.
- توکل به خدا، یعنی توکل به وعده های او در زندگی. چه در سختی و چه در راحتی.
- توکل به خدا، یعنی همینکه مشکلی یا اتفاق سختی در زندگی تو می افتد، اولین جایی که رجوع می کنی، حضور او است.
انسان به چه چیزهایی غیر از خدا توکل می کند:
- به ثروتش(مزمور6:49)
- به خود(مزمور13:49)
- به انسان(مزمور8:118)پدری پسرش را به جای بالایی برد و خود به پایین رفت و به پسر گفت بپر به بغل بابا. و پسر پس از شک و تردیدهای زیاد پرید و پدر خود را کنار کشید و پسر در خاکها افتاد. وقتی خاکها را از لباس پسر تکانید، پدر به او گفت به هیچ کس اعتماد نکن، جز دستهای امن خدا.
- به پادشاهان و صاحبان منصب(مزمور3:146)
- بر عقل خود(امثال5:3)
- به پزشکان(دوم تواریخ12:16)
- بر توانائی ها و استعدادها و قدرت خود(اشعیاء 1:31)
فوائد توکل به خدا:
- ترسی نخواهی داشت وقتی به خدا توکل کنی، نه از انسان و نه از اتفاق و نه از چیزی(مزمور4:56)(اول سموئیل 6:14)
یک نفر گفته: شک و ترس از دری وارد می شوند که محبت و اعتماد از آن خارج می شوند.
- نگرانی و تشویش و غم و غصه به خود راه نخواهی داد(اول پطرس 7:5)
- در نور راه خواهید رفت(مزمور5:37و6)
- زندگی تو از چیزهای نیکو پر خواهد شد(8:34-10)
- زندگی تو مبارک خواهد بود و پر از شادی و برکات خداوند(ارمیاء 7:17و8)
- از همه مهم تر، خدا کسانی که به او توکل دارند هرگز ترک نمی کند(مزمور10:9)
- پایداری و استواری در شخصیت ما ایجاد می کند(مزمور1:125)
توکل به خدا می باید مانند ایمان و توکل کودکانه باشد. همانطور که یک کودک به پدر یا مادرش توکل دارد، شما نیز به خداوند توکل نمایید.
مسلما وقتی مشکلی اتفاق می افتد اولین عکس العملی که نشان می دهید ترس یا نگرانی است. ولی فراموش نکنید که خدایی دارید که شما را دوست دارد و می خواهد به او در همه این مسائل به او توکل کنید. گاهی اوقات می خواهیم از وضعیت فرار کنیم ولی این راه حل آن نیست بلکه توکل به خدا. می گویند جان وسلی وقتی مشکلی پیش آمده بود برادرش چارلز گفته بود ایکاش خدا به من بالها می داد تا پرواز می کردم. جان وسلی در جواب گفته بود اگر خدا بخواهد پرواز کنیم، بالها را نیز به ما خواهد داد.
شاید بپرسید چرا باید به خدا توکل کنم؟
آیا کسی را که از او تواناتر و داناتر و از اسرار آگاه تر و مسلط تر باشد می شناسید. او پادشاه پادشاهان است، پادشاهان بدون اجازه او نمی توانند لحظه ای سلطنت کنند. او قادر است که دریا را باز کند و اعمال عظیم انجام دهد.
داود از کودکی یاد گرفته بود که به خداوند توکل کند و در تمام مزامیرش به ما توصیه ای که بارها تکرار می کند این است که به خداوند توکل نما.
پلیس لس آنجلس گفته بود که اینطور بلوزهای ضد گلوله را آزمایش می کنند که آن را بر تن یک آدم مصنوعی که بر بدنه آن چیزی مانند گوشت می چسباندند و بعد از چند طرف به آن شلیک می کردند تا ببینند که آیا گلوله از بلوز ضدگلوله عبور کرد یا نه و بعد مسئول این کار از پلیسها می پرسید حالا کی حاضر است این بلوز را به تن کند و ما به طرف او شلیک کنیم؟!!!
آیا به خدا اعتماد می کنی؟ وقتی مشکلات مختلف به تو هجوم می آورد، آیا تو خود را مسئول حل آن می دانی یا خدا را؟
خدا در کلامش 366 بار گفته نترس. او حتی برای سال کبیسه نیز فکر کرده. پس احتیاج نیست به خود یا به کسی دیگر توکل کنی. تمام اعتماد خود را بر او بگذار.
شاید بگویی چگونه توکل کنم؟
- ایمان خود را به او تقویت کن. با خواندن کلام خدا و تفکر در آن.
- اجازه نده فکر منفی بر تو غالب شود. همینکه فکری منفی می آید، کلام خدا را با صدای بلند اعتراف کن.
- آنچه خدا گفته به سادگی قبول کن وشکی در آن نکن، حتی اگر از نظر فکر تو منطقی نیاید.
- توکل به خدا یعنی ریسکی که همیشه نتیجه مثبت دارد. پس اگر کسی هستی که خیلی کم ریسک می کنی، کمتر نیز می توانی به خدا توکل کنی.
- سعی کن همه چیزت را اول به خدا بگویی. اینطور توکل تو به او تقویت خواهد شد.
- وقتی احتیاج داری به خدا توکل کنی، با افرادی مشورت کن که مردان و زنان خدا باشند و نه با افرادی که ایمانی به خدا ندارند.
- کسی که به خدا توکل می کند، باید هیچ ترس و شکی به خود راه ندهد.
- با خدا رابطه دوستانه عمیق ایجاد کن و هر روز با او مصاحبت داشته باش و بگذار او در همه چیز زندگی تو دخیل باشد.
((فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد))
لینک ثابت
نوشته شده در
2007/4/22ساعت 10:23  توسط عاشق مسیح
|