پدر
پسر روح القدس
یاران مسیح در مورد جایگاه زن در مسیحیت سوالاتی شده خواستم مختصرا" در این مورد توضیحی داده باشم .
زن و خلقت او یکی از جمله موضوعاتی است که در بسیاری از محافل و مجامع از آن صحبت می گردد. متاسفانه در بسیاری از این جوامع زنان در خلقت پستر از مردان خلق شده و بهمین دلیل پاسخگو بسیاری از مسئولیت ها نمی باشند. اما این موضوع در دیدگاه مسیحی کاملا متفاوت می باشد. چرا که خدای زنده در کتاب مقدس اعلام می دارد که زن بصورت خدا آفریده شده است.
زن و خلقت او یکی از جمله موضوعاتی است که در بسیاری از محافل و مجامع از آن صحبت می گردد. متاسفانه در بسیاری از این جوامع زنان در خلقت پستر از مردان خلق شده و بهمین دلیل پاسخگو بسیاری از مسئولیت ها نمی باشند. اما این موضوع در دیدگاه مسیحی کاملا متفاوت می باشد. چرا که خدای زنده در کتاب مقدس اعلام می دارد که زن بصورت خدا آفریده شده است.
زن بصورت خدا افریده شده است
کتاب مقدس در فصل اول کتاب پیدایش آیات 27 و 28 چنین می گوید: پس خدا آدم را بصورت خود آفرید. ایشان را مذکر و مونث آفرید و خدا ایشان را برکت داد و گفت باور و کثیر شوید و بر تمامی خلقت آنچه بر زمین و دریا و آسمان است حکومت کنید. در این آیات پر واضح است که زن و مرد در کاملیت آفریده شدند، شبیه خدا.
پیدایش۲
21 و خداوند خدا، خوابي گران بر آدم مستولي گردانيد تا بخفت، و يكي از دندههايش را گرفت و گوشت در جايش پر كرد. 22 و خداوند خدا آن دنده را كه از آدم گرفته بود، زني بنا كرد و وي را به نزد آدم آورد. 23 و آدم گفت: «همانا اينست استخواني از استخوانهايم و گوشتي از گوشتم، از اين سبب "نسا" ناميده شود زيرا كه از انسان گرفته شد.» 24 از اين سبب مرد پدر و مادر خود را ترك كرده، با زن خويش خواهد پيوست و يك تن خواهند بود. 25 و آدم و زنش هر دو برهنه بودند و خجلت نداشتند.
کلام خدا انسان را چنین به تصویر می کشد: شبیه خدا و حاکم بر موجودات. پس انسان موجودی است اجتماعی که برای مشارکت خلق شده و لازم بود که این انسان مذکر و مونث خلق شود برای مشارکت با یکدیگر و با خالق خود. یکی از موضوعاتی که شاید سبب شده این تفکر غلط که زنان را کمتر از مردان می باشند احتمالا از این موضوع نشات گرفته که آفریدگار انسان ابتدا آدم یا جنس مذکر را آفرید و سپس زن یعنی حوا را. آقای هنری متیو از مفسرین الهیات از دانشگاه نیو جرسی امریکا در این رابطه می گوید. خدا این استخوان را از پهلوی آدم گرفت، نزدیک بازوی او و نزدیک قلب او. نزدیک بازوی او تا که مرد از او محافظت کند و نزدیک قلب او که به او عشق بورزد و او را دوست بدارد. این لستخوان از سر مرد گرفته نشد تا زن به او فرمانروایی کند و نه از پای که مبادا او را پایمال کند.
زن بعنوان یار و یاور، نه فرمانروا و نه زیر دست
به عبارت دیگر هدف خدا این بود که یار و یاوری برای انسان قرار دهد و نه فردی برای حکم فرمایی و یا تنها خدمت کردن. اگر چه خدا در ابتدا ادم را آفرید و سپس زن را ولی این موضوع به هیچ وجه معرف زن بعنوان خلقت دست دوم نمی باشد. بلکه هر دو را به شباهت خود آفرید و به هر دو ایشان یک ماموریت را داد. زیبایی خلقت در این بود که هر مرد و زن هر دو از یک جنس آفریده شدند تا یکدیگر را درک کنند. با هم مشارکت داشته باشند و با یکدیگر ماموریت خدا را انجام دهند. همانطور که پولس نماینده عیسی مسیح اینطور می گوید که زن از مرد جدا نیست و مرد هم جدا از زن نیست در خداوند. زیرا که چنانکه زن از مرد است همچنین مرد نیز بوسیله زن، لیکن همه چیز از خدا.
زن همچون مرد با اراده آزاد آفریده شد
اگر چه بسیاری زن را باعث بلا ها و عامل اصلی گناه اولیه جهان می دانند. زیرا که بجای پیروی از خالق از مخلوقی دیگر پیروی می کند. اگر چه این موضوع بحث های زیادی را براه انداخته و وسیله ای برای تحقیر زنان شده است ولی به ندرت شده است که به روی دیگر آن اشاره شود یعنی آنچه ضعف زن بوده ضعف درست ضعف مرد نیز بود که بجای پیروی از خالق از مخلوق پیروی نمود. بعبارت دیگر باید ضعف و سستی های اخلاقی و روانی بستگی به جنسیت ندارد. بلکه اشتیاق و آرزوهای قلبی است که اولویت های زندگی ما را تعیین می کند. بله این موضوع یعنی عاملی که باعث شود تا زن دچار خطا گردد (خوشنما، دلپذیر و دانش افزا) که معادل امروزی آن زیبایی، کسب دانش و معلومات بیشتر برای بدست آوردن قدرت بیشتر در زندگی می باشد یکی از عواملی است که باعث تحریب زندگی گروه بزرگی از مردم است.
باشد که امروز نیز هر یک از ما بجای تعابیر و تفاسیر غلط و برتر نشان دادن خود و بدست گرفتن قدرت و ریاست دست در دست یکدیگر داده تا با یکدیگر فراز و نشیب های زندگی را پشت سر بگذاریم و از آنها درس ها بیاموزیم.
افسسیان ۵
زنان و شوهران
22 اي زنان، شوهران خود را اطاعت كنيد چنانكه خداوند را. 23 زيرا كه شوهر سر زن است چنانكه مسيح نيز سر كليسا و او نجاتدهنده بدن است. 24 ليكن همچنانكه كليسا مطيع مسيح است، همچنين زنان نيز شوهران خود را در هر امري باشند.
25 اي شوهران زنان خود را محبّت نماييد، چنانكه مسيح هم كليسا را محبّت نمود و خويشتن را براي آن داد. 26 تا آن را به غسلِ آب بوسيله كلام طاهر ساخته، تقديس نمايد، 27 تا كليساي مجيد را به نزد خود حاضر سازد كه لكّه و چين يا هيچچيز مثل آن نداشته باشد، بلكه تا مقدّس و بيعيب باشد. 28 به همينطور، بايد مردان زنان خويش را مثل بدن خود محبّت نمايند زيرا هركه زوجه خود را محبّت نمايد، خويشتن را محبّت مينمايد. 29 زيرا هيچكس هرگز جسم خود را دشمن نداشته است بلكه آن را تربيت و نوازش ميكند، چنانكه خداوند نيز كليسا را. 30 زانرو كه اعضاي بدن وي ميباشيم، از جسم و از استخوانهاي او. 31 از اينجاست كه مرد پدر و مادر را رها كرده، با زوجه خويش خواهد پيوست و آن دو يكتن خواهند بود. 32 اين سرّ، عظيم است، ليكن من درباره مسيح و كليسا سخن ميگويم. 33 خلاصه هريكي از شما نيز زن خود را مثل نَفْس خود محبّت بنمايد و زن شوهرخود را بايد احترام نمود.
(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد))
پدر
پسر روح القدس
چگونه میتوان رابطۀ صحیحی با خدا داشت؟
پاسخ: برای دستیابی به یک رابطۀ صحیح با خدا بهتر است ابتدا به آنچه این رابطه را قطع نموده است اشاره کنیم. آنچه این رابطه را گسسته است گناه میباشد. "همه رو گردانیده، با هم فاسد شده اند. نیکوکاری نیست؛ یکی هم نی" (مزمور 3:14). ما نسبت به فرمان خدا طغیان ورزیده ایم. مطابق اشعیا 6:53 "جمیع ما مثل گوسفندان، گمراه شده بودیم و هر یکی از ما به راه خود برگشته بود."
خبر بدی که وجود دارد این است که مجازات گناه مرگ میباشد. "... هر کسی که گناه وَرزَد خواهد مُرد" (حزقیال 4:18). اما خبر خوش این است که خدای پر مُحبت به دنبال ما آمده است تا ما را نجات بخشد. عیسی مسیح هدف آمدن خود را به این جهان اینچنین بیان میدارد: "... پسر انسان آمده است تا گمشده را بجوید و نجات بخشد" (لوقا 10:19). هنگامی که او بر صلیب جان خود را تسلیم مینمود، با گفتن "تمام شد" (یوحنا 30:19) اعلام کرد که مأموریّت خود را به اتمام رسانیده است.
برای داشتن رابطۀ صحیح با خدا ابتدا باید گناهکار بودن خود را بپذیریم. سپس، باید با فروتنی گناه خود را به خدا اعتراف کنیم (اشعیا 15:57) و مُصمّم باشیم از آن توبه کنیم. "چونکه ... به زبان اعتراف میشود به جهت نجات" (رومیان 10:10).
این توبه و بازگشت از گناهان بایستی به همراه ایمان باشد. این ایمان، در واقع، اعتماد به این مطلب است که مرگِ قربانی گونۀ عیسی مسیح بر صلیب و قیام معجزه آسای او از مردگان به او این اقتدار و استحقاق را میدهد که نجات دهندۀ ما باشد (رومیان 9:10). لزوم ایمان در آیات بسیاری، از جمله یوحنا 27:20 ؛ اعمال 31:16 ؛ غلاطیان 16:2 ؛ 11:3 ، 26 و افسسیان 8:2، اشاره شده است.
داشتن رابطۀ صحیح با خدا بستگی به عکس العمل شما نسبت به آن چیزی است که خدا به جای ما انجام داده است. او نجات دهنده را فرستاد، او قربانی لازم برای پاک کردن گناهان شما را مُهیّا ساخت (یوحنا 29:1)، و او به شما وعده میدهد که: "... هر که نام خداوند را بخواند، نجات یابد" (اعمال 21:2).
مَثل پسر گمشده (لوقا 11:15ـ32) یک نمونۀ زیبا از "توبه" و "آمرزش" می باشد. پسر کوچکتر ثروت پدر خود را با انجام گناهان شرم آور تلف کرد (آیۀ 13). او هنگامیکه به اشتباه خود پی برد، تصمیم گرفت به خانه برگردد (آیۀ 18). او تصور می کرد که در خانۀ پدر، دیگر به عنوان پسر پذیرفته نخواهد شد (آیۀ 19)، اما او در اشتباه بود. پدر این یاغی توبه کار را همچنان محبت نمود (آیۀ 20). همۀ گناهان او بخشیده شد، و جشن عظیمی راه افتاد (آیۀ 24).
خدا آنقدر نیکوست که همیشه نسبت به انجام وعده های خود امین میماند. یکی از این وعده ها، آمرزش گناهان ماست. خداوند نزدیک شکسته دلان است و روح کوفتگان را نجات خواهد داد (مزمور 18:34).
اگر مایل هستید با خدا رابطۀ صحیحی داشته باشید، میتوانید از این نمونۀ دعا استفاده کنید. ولی این حقیقت را همیشه بیاد داشته باشید که گفتن و یا تکرار این دعا (و یا هر دعای دیگر) باعث نجات شما نمیشود. نجات واقعی تنها با اعتماد قلبی به عیسی مسیح که بر صلیب گناهان ما را آمرزید دریافت میشود. این دعا راه ساده ای است برای ابراز ایمان و قدردانی شما از خدائی که راه نجات را برای شما تدارک دید. "خداوندا، می دانم که به ضّد تو گناه کرده ام و مستحق مجازات می باشم. اما می دانم که عیسی مسیح، مجازاتی را که من شایستۀ آن بودم بر خود گرفت تا من بتوانم بوسیلۀ ایمان به او آمرزیده شوم. از گناه خود توبه میکنم و برای نجات فقط به تو اعتماد میکنم. تو را شکر می کنم که محض فیض عجیب خود گناهانم را بخشیده و به من حیات جاودانی داده ای. آمین."
((فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد))
پدر
پسر روح القدس
یاران مسیح نیازمند دعای شما هستم . بکوبید تا باز شود بطلبید تا داده شود . بی صبرانه منتظر دعاهای شما هستم . خواهشمندم برای همه در دعا باشید . برای من و خانواده منهم در دعا باشید
((فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))
پدر
پسر روح القدس
قیام
عیسی مسیح
و عید پاک
برهمگان مبارک باد
((فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد))
پدر
پسر روح القدس
|
کرده قیام عیسی ! هللویا بهر نجاتت ای یا ! هللویا جان را به کف نهادی ، هللویا درد و غم تو باری ، هللویا از حال تا قیامت ، هللویا بهر تو ای خداوند ، هللویا |
((فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد))
پدر
پسر روح القدس
قیام مسیح، نوروز و بهاری برای قلبهای گریان
در زمان نوروز و بهاران، آنچه که ما اصلا به فکر آن نیستیم، گریه و غم و اندوه مردم دنیاست. در این روزها همه چیز زیباست. طبیعت شکوفه آورده و از خواب زمستانی بیدار شده. مردم به شور و هیجان آمده اند و مخصوصا در کشور ما ایران خیابانها پر از مردمی است که مشغول خرید و دید و بازدید می باشند.
پدر
پسر روح القدس
چرا مسیح مگر ایمان به خدا کافی نیست؟
این مطلب برای بسیاری سؤالبرانگیز است که چرا تأکید مسیحیت بر این است که باید همۀ انسانها به مسیح ایمان آورند. آنها میگویند: «مگر ایمان به خدا کافی نیست؟ همچنین عیسی مسیح دو هزار سال پیش بر روی زمین آمد، پیغام او چه ربطی به زندگی امروز دارد؟»
جواب کتابمقدس این است که ایمان به خدا کافی نیست! خود مسیح میفرماید: «به خدا ایمان داشته باشید، به من نیز ایمان داشته باشید» (انجیل یوحنا ۱۴:۱). چرا؟ از یک لحاظ میشود گفت که اعتقاد به خدا یک چیز مثبت است، اما کتابمقدس
میفرماید: «تو ایمان داری که خدا یکی است. نیکو میکنی! حتی دیوها نیز اینگونه ایمان دارند و از ترس به خود میلرزند!» (یعقوب ۲:۱۹). کتابمقدس تعلیم میدهد که بهخاطر گناه، همه از خدا جدا شدهاند و هیچ تماسی با خدا ندارند: «هان دست خداوند کوتاه نیست تا نرهاند و گوش او سنگین نی تا نشنود. لیکن خطایای شما در میان شما و خدای شما حایل شده است و گناهان شما روی او را از شما پوشانیده است تا نشنود» (اشعیا ۵۹:۱ و ۲). بنابراین با اعتقاد داشتن به خدا هیچ سودی عاید ما نمیشود مگر اینکه این دیوار گناه برداشته شود و از طریق یک رابطۀ زنده خدا را بشناسیم.
کاملاً روشن است که ما نمیتوانیم خدا را بشناسیم مگر اینکه خدا طبق ارادهاش خود را بر ما آشکار سازد. ولی خبر خوش کتابمقدس این است که خدا بهوسیلۀ عیسی مسیح همین کار را انجام داده است. خدا خود را بهطرق مختلف به بشر شناسانیده است ولی مکاشفۀ کامل خدا عبارت است از تجلی او در شخصیت عیسای مسیح. خدا خود را در عیسای مسیح که در انجیل "صورت خدای نادیده" خوانده شد بهطور کامل ظاهر ساخت (کولسیان ۱:۱۵) و شکل انسان بهخود گرفت.
مسیح به دو دلیل مهم با دیگران فرق دارد. دلیل اول، به ذات او و دلیل دوم به کارش مربوط میشود. پس باید پرسید، مسیح کیست و برای ما چه کار کرده است؟ در انجیل یوحنا فصل اول، سه لقب به مسیح اختصاص داده شده است. که آنها را مورد بررسی قرار میدهیم.
۱- کلام خدا
«در آغاز کلام بود و کلام با خدا بود و کلام، خدا بود» (باب۱). پس مسیح از ازل وجود داشته است. در سِفر پیدایش فصل اول که دربارۀ آفرینش است میگوید: «خدا گفت ... بشود و ... شد»، در واقع تأیید این حقیقت است زیرا یوحنا اضافه میکند: «همه چیز بهواسطۀ او پدید آمد و از هر آنچه پدید آمد، هیچ چیز بدون او پدیدار نگشت» (باب ۳). حالا شگفتانگیزترین حقیقت این است که همین «کلام، انسان خاکی شد و در میان ما مسکن گزید» (باب ۱۴). مسیح، کلام مجسمشدۀ خداست و همین کلام ابدی خدا در رحم مریم لباس بشری پوشید و بهصورت عیسی مسیح ظاهر شد.
کلام چیست؟ کلام آن حرفی است که از دهان ما صادر میشود. پس عیسی مسیح، کلام خدا است که از ذات خدا صادر شده است. کلام شخصیت، احساسات و منظور گوینده را نمایان میسازد. بهقول معروف، تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد. مسیح، کلام خدا، شخصیت و اخلاق و صفات خدا را به ما ظاهر کرد. بنابراین وقتی انجیل میفرماید که مسیح کلام خداست، منظورش فقط سخنان مسیح نیست بلکه موضوع این است که تمام وجود مسیح آن کلام میباشد و خدای پدر از تمام وجود این شخص با ما سخن میگوید. «در گذشته، خدا بارها و از راههای گوناگون بهواسطۀ پیامبران با پدران ما سخن گفت، اما در این زمانهای آخر بهواسطۀ پسر خود با ما سخن گفته است» (عبرانیان ۱:۱ و ۲).
۲- پسر خدا
قسمت دوم باب ۱۴ میفرماید: «و ما بر جلال او نگریستیم، جلالی در خور آن پسر یگانه که از جانب پدر آمد، پر از فیض و راستی». این اصطلاح مفهوم روحانی دارد و نه جسمانی و نشان میدهد که عیسی مسیح میتواند واقعاً ذات و ماهیت خدا را برای بشر ظاهر سازد و مظهر کامل او باشد. فقط پسر خدا میتواند خصوصیات و صفات واقعی پدر آسمانی را به بشر نشان دهد. «هیچ کس هرگز خدا را ندیده است. اما آن خدای یگانه (یا پسر یگانه) که در بر پدر است، همان او را شناسانید» (باب ۱۸). پس مسیح بهدنیا آمد تا خدای پدر را به ما بشناساند.
البته فرق مسیح با دیگران این است که او دارای دو جنبه بود یعنی الوهیت و انسانیت. او یک انسان واقعی بود و همانند یک انسان غذا میخورد، میخوابید و حتی وسوسه میشد اما در عین حال بدون گناه بود. ولی او جنبه الهی هم داشت و با خدا یکی بود. ظهور مسیح در دنیا در واقع آمدن خدا در میان بشر بود و نام "عمانوئیل" یا "خدا با ما" که به مسیح داده شد این حقیقت را آشکار میسازد. «زیرا الوهیت و همۀ کمالش بهصورت جسمانی در مسیح ساکن است» (کولسیان ۲:۹). ظاهراً در انجیل یوحنا تناقض وجود دارد چون ۱:۱۸ میگوید: «هیچ کس هرگز خدا را ندیده است» و در ۱۴:۷ مسیح میفرماید: «او را دیدهاید»! ولی خودش توضیح میدهد: «کسی که مرا دیده، پدر را دیده است» (۱۴:۹). پس این لقب همبستگی و یگانگی عیسی را با خدای پدر نشان میدهد و به همین دلیل عیسی صفات خدا را به خود نسبت میداد. تنها مسیح است که ادعای الوهیت میکند. شخصیتهای بنیانگذار مذاهب دیگر تا این اندازه مهم نیستند چون پیروانشان بر تعلیمات آنها تأکید بسیار میکنند ولی در مورد مسیح این چنین نیست. نکتۀ اصلی تعلیمات مسیح شخص خودش است به همین منظور او میگوید: «شما مرا که میدانید؟» (لوقا ۹:۲۰). مسیح هیچگاه نگفت راه این است و یا راه آن است بلکه میفرماید: «من راه و راستی و حیات هستم، هیچ کس جز بهواسطۀ من نزد پدر نمیآید» (یوحنا ۱۴:۶). در نتیجه، مسیح با دیگران فرق دارد.
همچنین مسیح بهعلت کاری که انجام داد نیز با دیگران تفاوت دارد. ما نه فقط به یک مکاشفۀ کامل احتیاج داشتیم تا خدایی را که نمیشود دید "ببینیم" بلکه بهخاطر گناه و جدایی انسان از خدا به نجات محتاج بودیم. مثلاً شخصی که در حال غرق شدن است و شنا بلد نیست در وهلۀ اول به تعلیم در مورد شنا احتیاج ندارد بلکه به یک غریق نجات! نیاز اصلی ما در وهلۀ اول تعلیم نیست بلکه نجات از اثرات گناه میباشد. بنابراین با اینکه زندگی عیسی مسیح مهم است ولی میشود گفت اصل موضوع، کار مسیح بر روی صلیب است. بنابراین در یوحنا فصل ۱، یک اصطلاح دیگر هم برای مسیح پیدا میشود.
۳- برۀ خدا
یحیی چون عیسی را دید گفت: «این است برۀ خدا که گناه از جهان برمیگیرد!» (باب ۲۹). پس مسیح نه فقط آمد تا خدا را برای ما آشکار کند بلکه تا ما را بهوسیلۀ مرگش نجات دهد، «زیرا مسیح ... یک بار برای گناهان رنج کشید، پارسایی برای بدکاران، تا شما را نزد خدا بیاورد» (اول پطرس ۳:۱۸). مسیح بهوسیلۀ مرگ فداکارانه خود ما را با خدا آشتی داد و مجازات گناهان ما را بر خود گرفت. خدا قدوس است و از گناه بشر صرفنظر نمیکند. چون خدا عادل است گناهکاران را نخواهد بخشید مگر اینکه مجازات گناهانشان پرداخت شود. لازمۀ عدالت خدا این است که گناه مجازات شود پس مسیح با فدا ساختن جان خود مجازاتی را که ما مستحق آن بودیم تحمل کرد و جایگزین ما شد. از طریق قربانی مسیح که مجازات گناهان ما را پرداخت، عدالت اجرا شد.
مسیح چند بار با شاگردانش راجع به مرگش صحبت کرده بود ولی مثل اینکه آنها نفهمیدند که منظورش چه بود. آنها در فکر نجات بودند ولی نجاتی که مد نظر آنها بود نجات سیاسی و استقلال از ظالم آن زمان یعنی دولت روم بود.
(( فیض خداونمان عیسی مسیح با شما باد ))