تبليغاتX

 نوای انجیل 

نوای انجیل

پدر

پسر            روح القدس

 

میلاد

 

عیسی مسیح

 

 منجی عالم بر همگان مبارک باد

 

 

((  فیض خداوندمان عیسی مسیح بر شما باد))

 

لینک ثابت نوشته شده در  2006/12/21ساعت 10:36  توسط عاشق مسیح  | 

پدر

پسر           روح القدس

 

به گزارش شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان و به نقل از رادیو فردا سازمان فعالان حقوق بشر در  خصوص دستگیری تعدادی از مسیحیان در ایران اعلامیه ای صادر کردند .

در اين اعلاميه، تعداد بازداشت شدگان که بيشتر آنها از شهر رشت بوده اند ۱۴ نفر ذکر شده که سه تن از آنان تا کنون آزاد شده اند؛ همچنين زمان دستگيری، يکشنبه ۱۹ آذرماه اعلام شده است.  

صادق نقاشکار، سخنگوی برون مرزی « فعالان حقوق بشر در ايران »  اعلام کرد که اين دستگيری ها، با هدف «جلوگيری از انجام مراسم دینی در آستانه عيد کريسمس و سال نو ميلادی» صورت گرفته است .

بنا بر اين گزارش، افراد بازداشت شده مسلمانانی بوده اند که با تغيير دین به مسيحيت گرويده اند.

به گفته  برخی از دوستان و خانواده های افراد دستگير شده  : در حين دستگيری اين افراد که توسط ماموران وزارت اطلاعات انجام گرفته کتب و مقالات مسیحی ، عکس های شخصی و سی دی های اين افراد ضبط شده است .   

این اطلاعيه می افزاید:« در پی بازداشت هموطنان مسيحی از کليسای رشت خانواده های آنها با تجمع در مقابل دادگستری رشت نسبت به اين مساله اعتراض کردند ... که [اين تجمع] با برخورد اهانت آميز و خشن وزارت اطلاعات روبرو شد. »

اسامی مسيحيان دستگيرشده بنا بر اطلاعيه شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان عبارت است از:

در رشت: شاهين تقی زاده، يوسف نورخانی، ماتياس حق نژاد، پرويز خلج زمانی، محمد بلياد، پيمان سالاروند، سهراب صيادی و آقايان داوود و امين .

در تهران: شيرين صادق خانجانی، بهروز صادق خانجانی و حميد رضا طلوعی نيا .

در کرج: بهنام ايرانی و بهمن ايرانی .

در اين ميان داوود، امين و ماتياس حق نژاد آزاد شده اند .

اين خبر هنوز از سوی مراجع رسمی جمهوری اسلامی تاييد و يا تکذيب نشده است .

مجازات بازگشت از دين اسلام که «ارتداد» خوانده می شود بر اساس قانون شرع اسلام، اعدام است. اگرچه چنين قانونی در قوانين جزايی لحاظ نشده اما بر اساس اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران، تمامی قوانين کشور می بايست منطبق بر شرع و موازين اسلام باشد .

پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ در ايران، تاکنون بسياری از افراد «مرتد» دستگير شده اند. اگرچه حکم اعدام در اين زمينه در موارد معدودی صادر شده  اما این مسئله همواره مورد اعتراض شديد مراجع حقوق بشری قرار گرفته است .

بر اساس اصل هجدهم اعلاميه جهانی حقوق بشر، تمامی شهروندان کشورهای عضو سازمان ملل متحد بايد « از آزادی فکر، وجدان و مذهب برخوردار باشند. اين حق متضمن آزادی تغيير مذهب يا عقيده است.» 

 

 

(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))

لینک ثابت نوشته شده در  2006/12/20ساعت 1:36  توسط عاشق مسیح  | 

پدر 

 

پسر     روح القدس 

 

آیا کسی را با اسم " عجیب" دیده یا شنیده اید؟

 

 ما هر روز اشخاصی را ملاقات می کنیم که دارای اسامی بسیار قشنگ و خیلی مناسب هستند و گاهی هم اسمهایی را می شنویم که غریب و غیر مناسبند، ولی در تمام عمرم کسی را ندیده ام که به اسم عجیب موسوم باشد. همچنین در تمام کتب تاریخی یا افسانه هائی که خوانده ام خبر کسی را نشنیده ام، که دارای این اسم باشد. ولی این اسم باشد. ولی در یکی از قسمتهای کتاب مقدس، یعنی در کتاب اشعیا نبی که قریب دو هزار و هفتصد سال پیش از این نوشته شده است پیشگویی شخصیت خیلی بزرگی را می خوانیم که باید ظاهر شود و به عجیب مسمی گردد، چنانچه نوشته است : " زیرا که برای ما ولدی زائیده و پسری بما بخشیده شد و سلطنت بر دوش او خواهد بود و اسم او عجیب خوانده خواهد شد. ترقی سلطنت و سلامتی او بر کرسی داود و بر مملکت وی انتها نخواهد بود تا آنرا بانصاف و عدالت از الان تا ابدالاباد ثابت و استوار نماید" اشعیا 9 آیات 6 و 7) . این شخص که تا ابدالاباد بر تخت داود سلطنت خواهد کرد و اسم او عجیب خواهد بود کیست؟ کاملا واضح است که این شخص خود عیسی مسیح می باشد که قریب هفتصد سال بعد از اشعیا متولد شد و بوسیله مادرش از نسل داود بود و اغلب وی را پسر داود می خواندند . شکی نیست که او عجیبترین وجودیست که بر روی زمین ظاهر شده است .

اینک خوب است که راجع به بعضی از صفات عجیب این شخص بزرگوار قدری تفکر کنیم .

1- تولد عیسی مسیح عجیب بود.

تمام کسانی که از زمان آدم تا حالا متولد شده اند مادر و پدر بوده اند، ولی عیسی مسیح پدر جسمانی نداشته است و غالبا او را عیسی ابن مریم می خوانند چونکه از دختر باکره تولد یافت. این حقیقت مطابق پیشگویی اشعیا نبی است که فرمود: اینک باکره حامله شدده پسر خواهد زائید ( اشعیا 7: 14) و نیز منطبق است با پیام جبرائیل فرشته هنگامی که مژده تولد عیسی را به مریم داده گفت: روح القدس بر تو خواهد آمد و قوت حضرت اعلی بر تو سایه خواهد افکند، از اینجهت آن مولود مقدس پسر خدا خوانده خواهد شد"   لوقا 1: 3

آیا بغیر از عیسی مسیح دیگری باین طرز عچیب وارد دنیا شده است؟

 2- پیشگویها راجع به مسیح عجیب بود.

 انبیای قبلی مثل داود، اشعیا، میکاه، دانیال و غیره، نه تنها تولد عیسی مسیح از باکره را قبلا خبر دادند، بلکه محل تولد او را معجزات و زحمات او، مرگ او (که لازم بود برای گناهکاران فدیه شود) زنده شدن او و سلطنت ابدی او را نیز پیشگویی کرده بود ند.

راجع به هیچکس در این دنیا متولد شده است اینقدر پیشگویی عجیب در کتب آسمانی یافت نمی شود.

 3- بیگناه بودن مسیح عجیب بود.

 چه بسا مردمان خوبی در این دنیا زندگی کرده اند، ولی می بینیم که بهر اندازه که اینها مقدس بوده اند، بهمانقدر بکثرت و قباحت گناهان خود پی برده و از خدا طلب مغفرت می کردند. لیکن عیسی مسیح توبه و استغفاری ننمود زیرا حتی یک گناه بزندگانی پاک او را نیافت.

روزی که بدشمنان خود گفت: کیست ازشما که مرا بگناه ملزم سازد؟ یوحنا8: 46  حواریون مسیح راجع به او نوشته اند : هیچ گناه نکرد و مکر در زبانش یافت نشد، چون او را دشنام می دادند پس نمی داد، و چون عذاب می کشید تهدید نمی نمود....قدوس و بی آزار و بی عیب و از گناهکاران جدا شده . اول پطرس 2 : 22-23 عبرانیان 7: 26

آیا چیز بسیار عجیبی نیست که در این دنیای شریر منجصرا یکنفر ظاهر شده که ابدا احتیاجی بتویه واستغفار نداشته است؟ 

۴- محبت مسیح نسبت به گناهکاران عجیب بود.

اشخاص نیکو طبعا از بدی متنفرند و هر شخصی پاک از ناپاکی منزجر می باشد.

بدیهی است که عیسی مسیح که پاک و از هرگونه گناه مبری بود، طبعا از گناه نفرت می نمود. بدین جهت شاید تصور کنیم که لازم بود مسیح خود را از گناهان نیز دور نگاه دارد ولی بلعکس بجای اینکه خود را از گنهکاران جدا کند با آنان معاشرت کرده غذا میخورد و راجع به محبت خدا با ایشان صحبت می کرد و هنگامیکه توبه میکردند با آغوش باز آنها را می پذیرفت و می فرمود: من نیامده ام تا عادلان را بلکه تا گناهکاران را بتوبه دعوت کنم. از این لحاظ بود که دشمنانش ویرا دوست گناهکاران نامیدند.

آیا چیزی عجیبی نیست که آن کسی که گناهکاران را از هر شخص دیگر بیشتر محبت می نمود، همان است که از همه پاکتر بود؟

 5-  قدرت مسیح در بخشیدن گناهان عجیب بود.

هیچکس از پیامبران قدرت نداشتند شخصا گناهان مردم را ببخشند. لیکن روزی گنهکار مفلوجی را نزد مسیح آوردند تا ویرا شفا دهد. مسیح ابتدا گناهان او را بخشید ولی دشمنانش که حاضر بودند خیال کردند که عیسی کفر گفته است زیرا غیر از خدا هیچکس نمی تواند گناهانرا بیامرزد. ولی مسیح فرمود که قدرت دارد گناهانرا ببخشد و ضمنا با شفا دادن شخص مفلوج ادعای خود را ثابت کرد. همینطور زن گناهکاری را که برای نجات نزد او آمده و باو گفت: گناهان تو آمرزیده شد بسلامتی روانه شو.  لوقا 7: 36-50

آیا این قدرت مسیح در آمرزیدن گناهان عجیب نبود؟

۶- معجزات مسیح عجیب بود.

  گر چه موسی و الیاس و بعضی از پیامبران دیگر دارای معجزات بودند، اما هیچکس باندازه عیسی مسیح معجزات بزرگ و متعددی را انجام نداده است، زیرا مریضانرا شفا میداد، ابرصانرا طاهر میکرد، کورانرا بینائی می بخشید و مردگانرا زنده مینمود. نه تنها خودش این اعمال عجیب را انجام می داد بلکه بشاگردان خود نیز قدرت بخشید تا هیمن کارها را بکنند. وقتی شاگردان او را دیدند که در موقع طوفان ، دریا را آرام می نماید، متعجب شده گفتند: این کیست که باد و دریا هم او را اطاعت می کنند؟ مرقس فصل 5: 41

 واقعا حق داشتند تعجب کنند زیرا مسیح شخص عجیبی بود.

 7- تعالیم مسیح عجیب بود.

 کسانیکه تعالیم مسیح را می شنیدند متعجب شده می گفتند: از کجا این شخص چنین حکمت بهم رسانید؟ متی13:54  ما حالا بعضی از فرمایشات عجیب او را نقل میکنیم

خوشابحال پاک دلان زیرا ایشان خدا را خواهند دید  متی 5:8

هرکس بزنی نظر شهوت اندازد هماندم در دل خود با او زنا کرده است   متی 5: 28

هرکس برخساره راست تو سیلی زند دیگر را نیز بسوی او بگردان متی 5:39

دشمنان خود را محبت نمائید و برای لعن کنندگان خود برکت بطلبید و به آنانی که از شما نفرت کنند احسان کنید و بهر که بشما فحش دهد و جفا رساند دعای خیر کنید متی5 :44

آنچه خواهید که مردم بشما کنند شما نیز بدیشان همچنان کنید  متی 7: 12

هر که در میان شما میخواهد بزرگ گردد خادم شما باشد و هر که می خواهد در میان شما مقدم بود غلام شما باشد  متی 20: 26و 27

دادن از گرفتن فرخنده تر است  اعمال20: 35

بشما حکمی تازه می دهم که یکدیگر را محبت نمائید چنانکه من شما را محیت نمودم  یوحنا13: 34

وقتی این سخنان عجیب را می شنویم ما نیز نعجب می کنیم.

 8- فقر و فروتنی مسیح عجیب بود.

 معمولا هر پزشکی که بیماران را شفا می دهد، می تواند هدایای آنان را قبول کرده شخصی ثروتمندی شود. همچنین مسیح نیز که محتاجان را مداوا می نمود، می توانست طلا یا جواهرات یا خانه یا املاک برای خود جمع آوری نماید، ولی  او حتی جای سر نهادن نداشت. روزی پس از آنکه پنج هزار نفر را با پنج نان و دو ماهی سیر کرده بود، آن جماعت خواستند او را پادشاه خود کنند. ولی مسیح تخت پادشاهای را قبول نکرد زیرا سلطنت او سلطنت روحانی بود . شب قبل از مصلوب شدنش پاهای دوازده شاگرد خود را شست تا سرمشق فروتنی برای انها بشود.مسیح در موقع مصلوب شدنش هیچ ثروتی نداشت و تنها دارائی وی همان لباس تنش بود که سربازان مامور اعدامش آنرا نیز بین خود تقسیم نمودند.

آیا عجیب نیست که شخص با قدرتی که توانست حیات، سلامتی خوراک و نجات بدیگران بدهد حتی مسکن برای خود فراهم ننمود؟

 9- مرگ مسیح عجیب بود.

 مسیح در زمان حیاتش چند پیشگویی مرگش را کرده بود که در اورشلیم مصلوب خواهد شد و روز سوم از مردگان خواهد برخاست، ولی شاگرد صمیمی او پطرس این را شنید باو گفت: حاشا از تو ای خداوند که این بر تو هرگز واقع نخواهد شد  متی 16: 22  لیکن مسیح پطرس را توبیخ کرده فرمود که فکر اوفکر خدائی نیست، بلکه فکر شیطانیست که می خواهد از مرگ مسیح که برای فدیه گناهان است جلوگیری کند.

 هنگامی که موقع مرگ مسیح رسید و دشمنانش برای دستگیری او آمدند، شاگردانش خواستند مانع شوند ولی خود مسیح نگذاشت و حتی به پطرس فرمود شمشیر خود را غلاف کند. آنوقت شخصا جلو رفته خود را به دشمنانش تسلیم کرد. وقتی روسا او را مسخره کرده و میزدند او خاموش ماند. وقتی سربازها دستها و پاهای او را میخکوب نمودند، آنها را لعنت ننمود  و هلاک نکرد بلکه برای آنان و جمیع دشمنانش دعا نمود فرمود» ای پدر اینها را بیامرز زیرا که نمی دانند چه می کنند – لوقا23:  34  وقتی که بالای صلیب بود روسا ا را تمسخر می کردند وای او هیچ جواب نمی داد. بعد از شش ساعت که بر صلیب زحمت می دید ندا کرد:

ای پدر ، بدستهای تو روح خود را می سپارم ( لوقا 23: 46) . این را گفت و جان بداد. آنوقت یکی از افسران رومی که نزدیک صلیب بود از طرز مردن مسیح تعجب کرده گفت: حقیقتا این شخص پسر خدا بود. البته عیسی مسیح مجبور نبود بمیرد زیرا اگر مایل بود می توانست خود را نجات دهد ولی او داوطلبانه جان خود را قربانی گناهان مردم نمود چنانکه اشعیا نبی قرنها قبل از او گفته بود: و حال آنکه به سبب تقصیرهای ما مجروح و به سبب گناهان ما کوفته گردید و تادیب سلامتی ما بر وی آمد و از زخمهای او ما شفا یافتیم. جمیع ما مثل گوسفندان گمراه شده بودیم و هر یکی از ما به راه خود برگشته بود و خداوند گناه جمیع ما بر وی نهاد. او مظلوم شد اما تواضع نموده دهان خود را نگشود( اشعیا 53: 5-7) یوحنای رسول راجع به مسیح می فرماید: اوست کفاره به جهت گناهان ما و نه گناهان ما و نه گناهان ما فقط بلکه به جهت تمام جهان نیز ( اول یوحنا2: 2)

حقیقتا مرگ مسیح عجیب و بی مانند بود.

۱۰- زنده شدن مسیح عجیب بود.

جمیع پیامبران و مقدسین زمان قدیم مردند و دفن شدند و بدنهای آنها به خاک برگشت ولی در مورد عیسی مسیح چیزغریبی اتفاق افتاد زیرا پس از اینکه مرد و دفن شد، مطابق پیشگویی خودش از مردگان برخاست، در روز یکشنبه که سومین روز پس از مصلوب شدن و دفنش بود از قبر بیرون آمده به شاگردانش ظاهر شد. در مدت چهل روز از اشخاص زیادی او را زنده دید و با او صحبت کردند. آنگاه در حضور شاگردانش به آسمان صعود کرد. او اکنون در آنجا نزد خدای پدر زیست می کند.

از تمام اشخاصی که روی زمین زندگی کرده اند، عیسی مسیح تنها کسی است که بعد از مرگ زنده شده و دیگر نمرده است. واقعا که شخص عجیبی است.

11- پیشگویی مسیح در مورد برگشتش عجیب بود.

هیچکدام از انبیا قبلی پیش از وفاتشان به پیروان خود نگفتند که خواهند برگشت، لیکن عیسی مسیح مکرر به برگشتن خود اشاره می کرد و به شاگردان خود فرمود که باید بیدار و منتظر آمدن او بوده حاضر برای یافتن نتایج اعمال خود باشند. فرمود که در آخر دنیا با جلال از آسمان خواهد آمد و همه کس او را خواهد دید. آنوقت بر کرسی جلال خود خواهد نشست و جمیع امتها پیش او جمع خواهند شد و بر آنها داوری کرده آنان را از یکدیگر جدا می کند، بعضی را برای حیات جاودانی و بعضی را برای عذاب دائمی.

بازگشت مسیح چقدر عجیب و با جلال خواهد بود، ولی برای کسانی که او را اطاعت نکرده اند چقدر هولناک است.

12- مقام مسیح عیجب است.

هر کسی که حقیقتا با عیسی مسیح آشنا شود، می فهمد که او دارای مقامی است بالاتر از دیگران و لقبهایی که او داراست خود شاهد براینست، زیرا خیلی  از مردم را " روح الله" یعنی رو خدا می گویند و به "کلمه خدا " نیز نامیده شده است. لیکن لقبی که بیشتر در انجیل به داده شده " پسر خدا " می باشد. قبل از تولد مسیح، جبرئیل فرشته به مریم مادر عیسی فرمود : او پسر خدا خوانده خواهد شد" خدا روح است و عیسی هم پسر روحانی خداست. عیسی غالبا خدا را " پدر من" خطاب می فرمود و دو مرتبه نیز خدا از آسمان عیسی را " پسر من " خطاب کرد.وقتی یکی از شاگردان از مسیح خواست که پدر آسمانی را به او نشان دهد، جواب داد: در این مدت با شما بوده ام، آیا مرا نشناخته ای؟ کسی که مرا دید پدر را دیده است. آیا باور نمی کنی که من در پدر هستم و پدر در من است؟ ( یوحنا14: 9و 10) . در موقع دیگر مسیح فرمود: من و پدر یک هستیم. هیچکدام از پیامبران هزگز چنین ادعایی نکرده است. واقعا عیسی مسیح عالی بود

13- نفوذ مسیح در دنیا عجیب است.

قابل توجه است که عیسی مسیح هیچکدام از کارهائی را که خیلی از بزرگان دنیا کرده اند انجام نداده است. مثلا کتابی ننوشته است، فتوحاتی نداشته، دولتی را تاسیس نکرده، بر تخت سلطنتی ننشسته و چیز عجیبی مثل چراغ برق و رادیو و غیره اختراع نکرده است. بیشتر عمر او در یک شهر کوچکی مرسوم به ناصره، جائی که مشغول نجاری بود صرف شده و خدمت روحانی او، سه سال و نیم بیشتر طول نکشید. با وجود این معروفترین شخص امروزه دنیاست. کتاب انجیل که شاگردانش راجع به او نوشتند به بیشتر از هزار و پانصد زبان ترجمه شده و از هر کتابی که در عالم نوشته شده است بیشتر بفروش می رسد. هزاران نفر از مردان و زنان وطن خود را ترک کرده به تمام دنیا برای انتشار انجیل رفته اند. در بیشتر ممالک اشخاص زیادی هستند که او را دوست دارند و افتخار می کنند که پیروان او باشند و حاضرند جان خود را در راه او نثار کنند.

کسی که بعد از دو هزار سال هنوز دارای چنین نفوذ عظیمی است واقعا شخص عجیبی می باشد.

14- معاشرت همیشگی مسیح با پیروان با پیروانش عحیب است.

 مسیح قبل از صعود به آسمان نه تنها پیشگویی پر  جلال خود را در آخر دنیا نموده، بلکه شاگردان خود وعده نیز داد که همیشه روحأ با آنها خواهد بود، چنانکه فرمود: رفته همه امتها را شاگرد سازید:.... و اینکه هرروزه تا انقضای عالم همراه شما می باشم. ( متی28: 19-20) در وقت دیگری فرمود : جائیکه دو یا سه نفر به اسم من جمع شوند ، آنجا در میان ایشان حاضرم.  لذا وقتی که مسیح به آسمان رفت شاگردانش تنها نبودند که محتاج باشند شخص دیگری بیاید و جای مسیح را بگیرد، زیرا خود مسیح بوسیله روحش نزد آنها باقی مانده بود و تا امروز پیروان خود را راهنمائی و تقویت فرموده تسلی می دهد، آنها را می بخشد و از گناه پاک می کند و محبت خدا را برای آنها ظاهر می سازد. چون که از مردگان برخاست و تا ابد زنده است می تواند ما را کمک نماید. مسیح میل دارد تمام بشر با او دوست باشند پس همه کس را بسوی خود دعوت کرده می گوید: بیائید نزد من ای تمام زحمتکشان و گران باران و من شما را آرامی خواهم بخشید ( متی 11: 28)

شما نمی توانید نسبت به او بی تفاوت باشید زیرا او تنها نجات دهنده بشر از لعنت گناه می باشد.

اگر از صمیم قلب مایلید که عیسی مسیح را بعنوان نجات دهنده خود از گناه بپذیرید، تقاضا می کنم که دعای زیر را با ایمان کامل بخوانید

ای عیسی مسیح خداوند ، از خواندن این مطلب که راجع به خصوصیات عجیب تو است به این نتیجه رسیده ام و نیز ایمان دارم که تو تنها نجات دهنده و خداوند بشر هستی . می دانم که من گناهکار محکومی می باشم و به نجات احتیاج دارم.

 ایمان دارم که تو برای رهائی من از گناه جان دادی و از مردگان برخاستی تا بمن حیات جاودانی ببخشی.

عیسی مسیح خداوند، هم اکنون قلب خود را برروی تو باز می کنم و تو را به عنوان نجات دهنده خود می پذیرم. از گناه روی بر می گردانم و خود را بتو که خداوند و مالک من هستی تسلیم می کنم. از این به بعد تصمیم دارم که فقط ترا پیروی کنم. از صمیم قلب ترا برای آمرزیدن گناهانم و عطا کردن حیات جاودانی بمن، شکر می گویم. آمین.

اگر واقعا عیسی مسیح را نجات دهنده خود می دانید بر طبق کلام خدا شما نجات یافته و حیات جاودانی را بدست آورده اید.

دعوت دلربای مسیح چه دعوتی است؟

15- بله حقیقتا اسم او عجیب بود.

 یعنی اسمی که قرنها پبش بوسیله پیامبر خدا به او داده شد. همه چیز او عجیب بود. لیکن شاید آنچه از همه عجیب تر باشد اینست که مسیح حاضر است در دلهای پر گناه ما ساکن شود، زیرا می فرماید: اینک بر در ایستاده می کوبم، اگر کسی صدای مرا بشنود و در را باز کند بنزد او در خواهم آمد و با وی شام خواهم خورد( با او معاشرت خواهم کرد) و او نیز با من ( مکاشفه 3: 20)

دوست عزیز، این منجی عجیب امروز بدر قلب تو آمده و اجازه دخول می طلبد. او جان داد تا ترا از گناه نجات دهد و زیست می کند تا به تو حیات بخشد. او تمام غمها و زحمات و احتیاجات تر می داند و مایل است ترا برکت دهد و شاد سازد. و نیز جزو خانواده روحانی خدا گشته اید. چنانکه در انجیل مسیح مکتوبست : به آن کسانی که او ( عیسی مسیح) را قبول کردند قدرت داد تا فرزندان خدا گردند، یعنی بهر که به اسم او ایمان آورد  یوحنا 1: 12

 (( فیض خداوندمان عیسی مسیح باشماباد ))

 

لینک ثابت نوشته شده در  2006/12/18ساعت 10:33  توسط عاشق مسیح  | 

پدر

پسر            روح القدس

 

میلاد

 

عیسی مسیح

 

 منجی عالم بر همگان مبارک باد

 

 

((  فیض خداوندمان عیسی مسیح بر شما باد))

 

لینک ثابت نوشته شده در  2006/12/15ساعت 20:33  توسط عاشق مسیح  | 

پدر

پسر             روح القدس

 

برای مسیحیان دستگیره شده در ایران در دعا باشید .

 

به گزارش شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان ، تنی چند از مسیحیان در شهرهای مختلف کشور در یک اقدام هماهنگ از سـوی نـیروهای اطـلاعـاتی و امنیتی  جـمهوری اسـلامی درصبح یکشنبه  مورخه ۱۹/۹/۱۳۸۵ بازداشت و دستگیر شدند .

در پی این دستگیریها ، نیروهای انتظامی به خانه های تعدای از بازداشت شدگان رفته و پس از بازجویی ، بسیاری از کتب و مقالات مسیحی و همچنین  نوار کاست های موعظه  و لوازم شخصی این افراد را ضبط و با خود برده اند.

هنوز تاکنون گزارشی در خصوص علت بازداشت و دستگیری این افراد گزارش نشده است.    

اسامی بازداشت شدگان : ( که تا این لحظه بدست ما رسیده است ... )

۱ حمید رضا طللوعی نیا - از تهران  ۲ بهنام ايراني  - از كرج  ۳  بهمن ايراني - از كرج

۴ شاهين تقي زاده - از كرج  ۵   پيمان سالاروند  ۶  شاهین  تقی زاده - از رشت

۷ سهراب صیادص - از رشت  ۸ یوسف ندرخانی - از رشت ۹ شیرین صادق خانجانی  

۹ فيروز صادق خانجاني    ۱۰پرويز خلج زمان آبادي - از رشت  ۱۱ محمد  بلياد - از رشت

 

((  فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))

لینک ثابت نوشته شده در  2006/12/13ساعت 12:27  توسط عاشق مسیح  | 

پدر

 

پسر         روح القدس

 

کتاب اعمال رسولان

 

هنگامی که عیسی مسیح را بر صلیب کشیدند ، رسولان او از ترس جانشان خود را به پناهگاهی رساندند. در ها را پشت سر خود بستند . ولی هنوز سه روز از مرگ پیشوایشان نگذشته بود که او را زنده در میان خود دیدیند . آری ، عیسی مسیح زنده شده بود . اینک در این کتاب میخوانیم که رسولان شاهدان عینی ای واقعهء تاریخی بودند . چطور با جراتی که روح خدا در آنان بوجود آورده بود ، همه جا رفتند و به همه مژده دادند که عیسی زنده است و در پی بشر گمشده می باشد تا او را از بند گناه آزاد سازد .  کتاب اعمال رسولان  از سخنان قبل از صعود عیسی مسیح شروع می شود . همچنین نزول روح القدس به رسولان و شفاء و خطبه ها و مسافرتهای رسولان به نقاط مختلف و دستگیری  آنان را شرح می دهد .

 

کتاب اعمال رسولان دارای ۲۸ جزء و ۱۰۰۷ باب می باشد .

 

اولین باب آن ((    صحيفه‌اوّل‌را انشا نمودم‌، اي‌تيؤفِلُس‌،درباره‌همه‌اموري‌كه‌عيسي‌به‌عمل‌نمودن‌و تعليم‌دادن‌آنها شروع‌كرد . )) وآخرین باب آن ((   31  و به‌ملكوت‌خدا موعظه‌مي‌نمود و با كمال‌دليري‌در امور عيسي‌مسيحِ خداوند بدون‌ممانعت‌تعليم‌مي‌داد . ))

 

کتاب رومیان  (( رسالهء پولس رسول به رومیان ))

 

تاریخ کمتر کسی را سراغ دارد که مثل پولس تا این حد به مذهب خود پایبند بوده باشد . او از هیچ کوششی جهت فرو نشاندن عطش مذهبی اش کوتاهی نمی کرد ، بطوری که حتی اذیت و آزار پیروان عیسی مسیح را خدمتی به خدا می دید . حقیقت را در بکار بستن رسوم و تشریفات مذهبی می دانست ، ولی سر انجام آن را جای دیگر یافت : در وجود عیسی مسیح . پولس در این نامه شرح می دهد که چطور می توان بوسیله ایمان به عیسی مسیح به حقیقت دست یافت و مورد پسند خدا قرار گرفت . در این کتاب می توان از ایمان پولس تجربه پیدا کرد و ایمانی همچون او داشته باشیم .

 

کتاب رومیان دارای ۱۶ جزء و ۴۳۲ باب می باشد . 

 

اولین باب آن (( پولس‌، غلام‌عيسي‌مسيح‌و رسول‌خوانده شده‌و جدا نموده‌شده‌براي‌انجيل‌خدا،)) و آخرین باب آن ((  26  خداي‌حكيم‌وحيد را بوسيله‌عيسي‌مسيح‌تا ابدالا´باد جلال‌باد، آمين‌. ))

 

کتاب اول قرنتیان (( رسالهء اول پولس به قرنتیان ))

 

این کتاب نامه پولس رسول به ایمانداران قرنتس می باشد . تا به سوالات آنان در بارهء مسلئل مربوط به زندگی و ایمان مسیحی پاسخ گوید . شهر قرنتس مرکز ایالت اخائیه بوده و جماعتی داشت مرکب از قومهای گوناگون . معروفیت این شهر در تجارت ، فرهنگ غنی یونانی ، عیش و عشرت بی حد وحصر ، مذاهب و فلسفه های گوناگون بود . قصد اصلی پولس از نوشتن این نامه پرداختن به مسلئلی بود از قبیل اختلافات و فساد اخلاقی در کلیسا ، ازدواج و روابط جنسی و نیز مسائل مربوط به وجدان ، نظام کلیسایی ،عطایای روحانی و رستاخیز . فصل سیزدهم این کتاب از معروفیت خاصی برخوردار است .در این فصل می خوانیم که محبت بالاترین و بهترین عطایای است که خداوند به عزیزان خود عنایت می فرماید .

 

کتاب اول قرنتیان دارای ۱۶ جزء و ۴۴۴ باب می باشد .

 

اولین باب آن (( پولُس‌به‌اراده‌خدا رسولِ خوانده‌شده‌عيسي‌مسيح‌و سوُستْانِيس‌برادر، )) و آخرین باب آن (( 24 محبّت‌من‌با همه‌شما در مسيح‌عيسي‌باد، آمين‌. ))

 

کتاب دوم قرنتیان  (( رسالهء دوم پولس به قرنتیان ))

 

کسی که مزهء آزادی واقعی را که عیسی مسیح به او بخشیده چشیده است ، طبعا" مایل است به دیگران نیزبشارت دهد که آنها نیز بتوانند از این آزادی برخوردار شوند . ولی این بشارت آسان صورت نمیگیرد ، چون کسانی که این بشارت را می شنوند اغلب برداشت غلط از آن می کنند و برای بشارت دهنده مشکلاتی را بوجود می اورند . پولس در این نامه از مشکلات و رنجهایی صحبت میکند که بخاطر معرفی عیسی مسیح به دیگران ، دیده است . مسیحیان شهر قرنتس با خواندن این نامه تسلی و دلگرمی  فراوان پیدا می کنند . در این کتاب نحوهء بشارت و ایمان آوردن به خداوند را می توان به وضوح دید .

 

کتاب دوم قرنتیان دارای ۱۳ جزء و ۲۵۷ باب می باشد .

 

اولین باب آن (( پولُس‌، به‌اراده‌خدا رسولِ عيسي‌مسيح‌، و تيموتاؤس‌برادر، به‌كليساي‌خدا كه‌در قُرِنتُس‌مي‌باشد با همه‌مقدّسيني‌كه‌در تمام‌اَخائيه‌هستند ،)) وآخرین باب آن (( 14  فيض‌عيسي‌خداوند و محبّت‌خدا و شركت‌روح‌القدس‌با جميع‌شما باد. آمين‌.))

 

کتاب غلاطیان (( رسالهء پولس به غلاطیان ))

 

غلاطیه منطقه ای بود در آسیای صغیر ( ترکیهء فعلی ) . مسیحیان غلاطیه به اشتباه فکر می کردند حفظ ظاهری قوانین و تشریفات مذهبی ، انسان را رستگار می سازد . پولس آنها را از این اشتباه در می آورد . او نشان می دهد که رستگاری از گناه با کوشش بشری بدست نمی اید ، بلکه هدیه ای است از خداوند به بشر می رسد . در این کتاب راه نزدیکی به خداوند ، اعمال شریعت ، زندگی با روح القدس و رفتار با یکدیگر را ذکر می کند .

 

کتاب غلاطیان دارای ۶ جزء و۱۴۹ باب می باشد .

 

اولین باب آن (( پولس‌، رسول‌نه‌از جانب‌انسان‌و نه‌بوسيله انسان‌بلكه‌به‌عيسي‌مسيح‌و خداي‌پدر كه‌او را از مردگان‌برخيزانيد ، )) و آخرین باب آن ((  18  فيض‌خداوند ما عيسي‌مسيح‌با روح‌شما باد اي‌برادران‌. آمين‌. ))

 

کتاب افسسیان (( رساله پولس به افسسیان ))

 

چرا برای ما این قدر سخت است عقاید کسانی راکه با ما اتفاق نظر ندارند بپذیریم ؟ چرا این همه تبعیض در این دنیا هست ؟ تبعیض نژادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، و ..... آیا نه به این دلیل که هر کسی عقیده خود را بر تر از عقیده دیگری می داند ؟ این نامه را پولس هنگامی می نویسد که در زندان بود . مسیحیان شهرافسس از نژادهای گوناگون بودند و پولس از آنها در خواست می کند که نگذارند اختلاف نژادی و زبانی باعث جدائی آنها گردد . او نشان می دهد که خواست خداوند این است که در دنیا همبستگی برقرار شود : همبستگی بین انسان و خودش ، بین انسان و انسان دیگر ، بین انسان و خدا . او می گوید چنین همبستگی تنها بوسیله عیسی مسیح ممکن است . در این کتاب برکات روحانی ، احترام ، محبت و زندگی مسیحی را به ما نشان می دهد .

 

کتاب افسسیان دارای ۶ جزء و ۱۵۵ باب می باشد .

 

اولین باب آن (( پولُس‌به‌اراده‌خدا رسول‌عيسي‌مسيح‌، به‌مقدّسيني‌كه‌در اَفَسُسْ مي‌باشند )) و آخرین باب آن ((  24  با همه‌كساني‌كه‌به‌مسيح‌عيسي‌خداوند محبّت‌در بي‌فسادي‌دارند، فيض‌باد. آمين‌. ))

 

کتاب فیلپیان (( رسالهء پولس به فیلیپیان ))

 

شهر فیلیپ در شمال یونان واقع است . میتوان گفت این نامهء پولس خطاب به اولین کلیسایی است که او در خاک اروپا بنیان گذاشت . او این کلیسا را بنیان کرد و در همانجا دستگیر وشکنجه و زندانی شد . ولی کسانی که در این شهرپیام انجیل را از زبان پولس  شنیده بودند ، به مسیح ایمان آوردند . آنها پولس را زیاد دوست داشتند و به او کمکهای مالی می کردند . در این نامه ، که از زندان فرستاده می شود پولس از شادیهایی سخن می گوید که نصیب کسانی می گردد که به مسیح ایمان می آورند . در این کتاب دعا ، شکر گزاری و یکدلی در مسیح ذکر شده است .

 

کتاب فیلیپیان دارای ۴ جزء و ۱۰۳ باب می باشد.

 

اولین باب آن (( پولُس‌به‌اراده‌خدا رسول‌عيسي‌مسيح‌، به‌مقدّسيني‌كه‌در اَفَسُسْ مي‌باشند و ايمانداران‌در مسيح‌عيسي‌.)) و آخرین باب آن ((   24  با همه‌كساني‌كه‌به‌مسيح‌عيسي‌خداوند محبّت‌در بي‌فسادي‌دارند، فيض‌باد. آمين‌))

 

(( فیض خداوند مان عیسی مسیح باشما باد))

لینک ثابت نوشته شده در  2006/12/8ساعت 17:5  توسط عاشق مسیح  | 

 

پدر

 

پسر           روح القدس

 

اشعیاء ۷ :

 

 14  بنابراين‌ خود  خداوند  به‌ شما آيتي‌ خواهد داد: اينك‌ باكره‌ حامله‌ شده‌، پسري‌ خواهد زاييد و نام‌ او را عمّانوئيل‌ خواهد خواند . 

 

شبي در بيت الحم او به دنيا آمد . او لباسي براي سلطنت نداشت . اتاق او اصطبلي حقير به همراه آخوري كوچك بود و بسترش از علف خشك و تازه پوشيده شده بود . هنوز در شب ميلادش ستاره هاي پرنور بالاي اصطبل جايي كه او مي خوابيد مي درخشد .

در آن نزديك چوپانانی بود كه از گله هايشان نگه داري مي كرد , يك فرشته ظاهر شد و خبر تولد پسر خدا را داد . چوپان به طرف اصطبل رفتند و بچه اي پيچيده شده در قنداق را پيدا كرد ند . 3 پادشاه به نام هاي ملچر , گاسپار و بالتازار از ستاره ي درخشنده بر فراز بيت الحم سخن گفته اند و روزهاي زيادي را براي دنبال كردن آن با شتر سفر كردند , تا اينكه سرانجام به بيت الحم رسيدند . آن ها بچه اي در يك آخور پيدا كردند و سكه اي طلا به او تقديم كردند و روز بعد به سرزمين خود بازگشتند و خبر تولد پسر خدا را براي همه بازگو كردند

 

انجیل متی ۱ :

 

18  امّا ولادت‌ عيسي‌ مسيح‌ چنين‌ بود كه‌ چون‌ مادرش‌ مريم‌ به‌ يوسف‌ نامزد شده‌ بود ، قبل‌ از آنكه‌ با هم‌ آيند، او را از روح‌القدس‌ حامله‌ يافتند . 19  و شوهرش‌ يوسف‌ چونكه‌ مرد صالح‌ بود و نخواست‌ او را عبرت‌ نمايد ، پس‌ اراده‌ نمود او را به‌ پنهاني‌ رها كند .  20  امّا چون‌ او در اين‌ چيزها تفكّر مي‌كرد ، ناگاه‌ فرشته‌ خداوند در خواب‌ بر وي‌ ظاهر شده‌ ، گفت ‌: « اي‌ يوسف‌ پسر داود ، از گرفتن‌ زن‌ خويش‌ مريم‌ مترس‌ ، زيرا كه‌ آنچه‌ در وي‌ قرار گرفته‌ است‌ ، از روح‌القدس‌ است ‌.  21  و او پسري‌ خواهد زاييد و نام‌ او را عيسي‌ خواهي‌ نهاد ، زيرا كه‌ او امّت‌ خويش‌ را از گناهانشان‌ خواهد رهانيد . »  22  و اين‌ همه‌ براي‌ آن‌ واقع‌ شد تا كلامي‌ كه‌ خداوند به‌ زبان‌ نبي‌ گفته‌ بود ، تمام‌ گردد 23  « كه‌ اينك‌ باكره‌ آبستن‌ شده‌ پسري‌ خواهد زاييـد و نـام‌ او را عمّانوئيـل‌ خواهنـد خوانـد كه‌ تفسيـرش‌ ايـن‌ است ‌:  خـدا با مـا . »  24  پـس‌ چـون‌ يوسف‌ از خواب‌ بيدار شد ، چنانكه‌ فرشتة‌ خداونـد بـدو امر كـرده‌ بود ، بعمـل‌ آورد و زن‌ خويش‌ را گرفت‌  25  و تا پسر نخستين‌ خود را نزاييـد ، او را نشنـاخت‌ ؛ و او را عيسـي‌ نام‌ نهـاد .

 

انجیل متی ۲ : 

 

 و چون‌ عيسي‌ در ايّام‌ هيروديسِ پادشاه‌ در بيتْ لَحِم‌ يهوديه‌ تولّد يافت ‌، ناگاه‌ مجوسي‌ چند از مشرق‌ به‌ اُورْشليم‌ آمده ‌، گفتند : 2 « كجاست‌ آن‌ مولود كه‌ پادشاه‌ يهود است‌ زيرا كه‌ ستاره‌ او را در مشرق‌ ديده‌ايم‌ و براي‌ پرستش‌ او آمده‌ايم ‌؟ »  3  امّا هيروديس‌ پادشاه‌ چون‌ اين‌ را شنيد ، مضطرب‌ شد و تمام‌ اُوْرشليم‌ با وي‌ .  4  پس‌ همه‌ رؤسايِ كَهَنه‌ و كاتبانِ قوم‌ را جمع‌ كرده ‌، از ايشان‌ پرسيد كه‌ « مسيح‌ كجا بايد متولّد شود ؟ » 5 بدو گفتند : « در بيت ‌لحمِ يهوديّه‌ زيرا كه‌ از نبي‌ چنين‌ مكتوب‌ است ‌:  6  و تو اي‌ بيت ‌لحم ‌، در زمين‌ يهودا از ساير سرداران‌ يهودا هرگز كوچكتر نيستي ‌، زيرا كه‌ از تو پيشوايي‌ به‌ ظهور خواهد آمد كه‌ قوم‌ من‌ اسرائيل‌ را رعايت‌ خواهد نمود . » 7  آنگاه‌ هيروديس‌ مجوسيان‌ را در خلوت‌ خوانده ‌، وقت‌ ظهور ستاره‌ را از ايشان‌ تحقيق‌ كرد .  8  پس‌ ايشان‌ را به‌ بيت ‌لحم‌ روانه‌ نموده ‌، گفت ‌: « برويد و از احوال‌ آن‌ طفل‌ بتد قيق‌ تفحّص‌ كنيد و چون‌ يافتيد مرا خبر دهيد تا من‌ نيز آمده ‌، او را پرستش‌ نمايم ‌. »  9  چون‌ سخن‌ پادشاه‌ را شنيدند ، روانه‌ شدند كه‌ ناگاه‌ آن‌ ستاره‌اي‌ كه‌ درمشرق‌ ديده‌ بودند ، پيش‌ روي‌ ايشان‌ مي‌رفت‌ تا فوق‌ آنجايي‌ كه‌ طفل‌ بود رسيده ‌، بايستاد .  10  و چون‌ ستاره‌ را ديدند ، بي‌نهايت‌ شاد و خوشحال‌ گشتند  11  و به‌ خانه‌ درآمده ‌، طفل‌ را با مادرش‌ مريم‌ يافتند و به‌ روي‌ در افتاده ‌، او را پرستش‌ كردند و ذخاير خود را گشوده ‌، هداياي‌ طلا و كُنْدُر و مُّر به‌ وي‌ گذرانيدند .  12  و چون‌ در خواب‌ وحي‌ بديشان‌ در رسيد كه‌ به‌ نزد هيروديس‌ بازگشت‌ نكنند ، پس‌ از راه‌ ديگر به‌ وطن‌ خويش‌ مراجعت‌ كردند .  1۳  و چون‌ ايشان‌ روانه‌ شدند ، ناگاه‌ فرشته‌ خداوند در خواب‌ به‌ يوسف‌ ظاهر شده ‌، گفت‌ : « برخيز و طفل‌ و مادرش‌ را برداشته‌ به‌ مصر فرار كن‌ و در آنجا باش‌ تا به‌ تو خبر دهم ‌، زيرا كه‌ هيروديس‌ طفل‌ را جستجو خواهد كرد تا او را هلاك‌ نمايد . »  14  پس‌ شبانگاه‌ برخاسته‌ ، طفل‌ و مادر او را برداشته ‌، بسوي‌ مصر روانه‌ شد  15  و تا وفات‌ هيروديس‌ در آنجا بماند ، تا كلامي‌ كه‌ خداوند به‌ زبان‌ نبي‌ گفته‌ بود تمام‌ گردد كه‌ « از مصر پسر خود را خواند م‌ . »  16  چون‌ هيروديس‌ ديد كه‌ مجوسيان‌ او را سُخْريّه‌ نموده‌اند ، بسيار غضبناك‌ شده ‌، فرستاد و جميع‌ اطفالي‌ را كه‌ در بيت‌ لحم‌ و تمام‌ نواحي‌ آن‌ بودند ، از دو ساله‌ و كمتر موافق‌ وقتي‌ كه‌ از مجوسيان‌ تحقيق‌ نموده‌ بود ، به‌ قتل‌ رسانيد .  17  آنگاه‌ كلامي‌ كه‌ به‌ زبان‌ اِرمياي‌ نبي‌ گفته‌ شده‌ بود ، تمام‌ شد :  18  « آوازي‌ در رامه‌ شنيده‌ شد ، گريه‌ و زاري‌ و ماتم‌ عظيم‌ كه‌ راحيل‌ براي‌ فرزندان‌ خود گريه‌ مي‌كند و تسلّي‌ نمي‌پذيرد زيرا كه‌ نيستند . »

 

انجیل لوقا ۱ :

 

26  و در ماه‌ ششم‌ جبرائيل‌ فرشته‌ از جانب‌ خدا به‌ بلدي‌ از جليل‌ كه‌ ناصره‌ نام‌ داشت ‌، فرستاده‌ شد .  27  نزد باكره‌اي‌ نامزد مردي‌ مسمّي‌' به‌ يوسف‌ از خاندان‌ داود و نام‌ آن‌ باكره‌ مريم‌ بود . 28  پس‌ فرشته‌ نزد او داخل‌ شده‌ ، گفت ‌: « سلام‌ بر تو اي‌ نعمت‌ رسيده ‌، خداوند با توست‌ و تو در ميان‌ زنان‌ مبارك‌ هستي‌ . »  29  چون‌ او را ديد ، از سخن‌ او مضطرب‌ شده‌ ، متفكّر شد كه‌ اين‌ چه‌ نوع‌ تحيّت‌ است ‌.  30   فرشته‌ بدو گفت ‌: « اي‌ مريم‌ ترسان‌ مباش‌ زيرا كه‌ نزد خدا نعمت‌ يافته‌اي ‌.  31  و اينك‌ حامله‌ شده ‌،  پسري‌ خواهي‌ زاييد و او را عيسي‌ خواهي‌ ناميد .  32  او بزرگ‌ خواهد بود و به‌ پسر حضرت‌ اعلي‌' ،  مسمّي‌' شود ، و خداوند خدا تخت‌ پدرش‌ داود را بدو عطا خواهد فرمود .  33  و او بر خاندان‌ يعقوب‌ تا به‌ ابد پادشاهي‌ خواهد كرد و سلطنت‌ او را نهايت‌ نخواهد بود . »34  مريم‌ به‌ فرشته‌ گفت ‌: « اين‌ چگونه‌ مي‌شود و حال‌ آنكه‌ مردي‌ را نشناخته‌ام ‌؟ »  35  فرشته‌ در جواب‌ وي‌ گفت ‌: « روح‌القدس‌ بر تو خواهد آمد و قوّت‌ حضرت‌ اعلي‌ بر تو سايه‌ خواهد افكند ، ازآنجهت‌ آن‌ مولود مقدّس ‌، پسر خدا خوانده‌ خواهد شد .  36  و اينك‌ اليصابات‌ از خويشان‌ تو نيز در پيري‌ به‌ پسري‌ حامله‌ شده‌ و اين‌ ماه‌ ششم‌ است‌ ، مر او را كه‌ نازاد مي‌خواندند .  37  زيرا نزد خدا هيچ‌ امري‌ محال‌ نيست‌ . »  38  مريم‌ گفت ‌: « اينك‌ كنيز خداوندم ‌. مرا برحسب‌ سخن‌ تو واقع‌ شود . »  پس‌ فرشته‌ از نزد او رفت ‌.


انجیل لوقا ۲ :

 

 و در آن‌ ايّام‌ حكمي‌ از اوغُسْطُس‌ قيصر صادر گشت‌ كه‌ تمام‌ ربع‌ مسكون‌ رااسم‌نويسي‌ كنند .  2  و اين‌ اسم‌نويسي‌ اوّل‌ شد ، هنگامي‌ كه‌ كيرينيوس‌ والي‌ سوريّه‌ بود .  3  پس‌ همه‌ مردم‌ هر يك‌ به‌ شهر خود براي‌ اسم‌نويسي‌ مي‌رفتند .  4  و يوسف‌ نيز از جليل‌ از بلده‌ ناصره‌ به‌ يهوديّه‌ به‌ شهر داود كه‌ بيت‌لحم‌ نام‌ داشت ‌، رفت ‌. زيرا كه‌ او از خاندان‌ و آل‌ داود بود .  5  تا نام‌ او با مريم‌ كه‌ نامزد او بود و نزديك‌ به‌ زاييدن‌ بود ، ثبت‌ گردد .  6  و وقتي‌ كه‌ ايشان‌ در آنجا بودند ، هنگام‌ وضع‌ حمل‌ او رسيده ‌،  7  پسر نخستين‌ خود را زاييد . و او را در قنداقه‌ پيچيده ‌، در آخور خوابانيد . زيرا كه‌ براي‌ ايشان‌ در منزل‌ جاي‌ نبود  . ۸  و در آن‌ نواحي ‌، شبانان‌ در صحرا بسر مي‌بردند و در شب‌ پاسباني‌ گله‌هاي‌ خويش‌ مي‌كردند .  9  ناگاه‌ فرشته‌ خداوند بر ايشان‌ ظاهر شد و كبريايي‌ خداوند بر گرد ايشان‌ تابيد و بغايت‌ ترسان‌ گشتند .  10  فرشته‌ ايشان‌ را گفت ‌: « مترسيد ، زيرا اينك‌ بشارتِ خوشيِ عظيم‌ به‌ شما مي‌دهم‌ كه‌ براي‌ جميع‌ قوم‌ خواهد بود .  11  كه‌ امروز براي‌ شما در شهر داود ، نجات‌ دهنده‌اي‌ كه‌ مسيح‌ خداوند باشد متولّد شد .  12  و علامت‌ براي‌ شما اين‌ است‌ كه‌ طفلي‌ در قنداقه‌ پيچيده‌ و در آخور خوابيده‌ خواهيد يافت‌ . »  13  در همان‌ حال‌ فوجي‌ از لشكر آسماني‌ با فرشته‌ حاضر شده‌ ، خدا را تسبيح‌ كنان‌ مي‌گفتند :  14  « خدا را در اعلي‌'عليّيّن‌ جلال‌ و بر زمين‌ سلامتي‌ و در ميان‌ مردم‌ رضامندي‌ باد . »  15  و چون‌ فرشتگان‌ از نزد ايشان‌ به‌ آسمان‌ رفتند ،  شبانان‌ با يكديگر گفتند : « الا´ن‌ به‌ بيت‌لحم‌ برويم‌ و اين‌ چيزي‌ را كه‌ واقع‌ شده‌ و خداوند آن‌ را به‌ ما اعلام‌ نموده‌ است‌ ببينيم‌ . » 16 پس‌ به‌ شتاب‌ رفته ‌، مريم‌ و يوسف‌ و آن‌ طفل‌ را در آخور خوابيده‌ يافتند .  17  چون‌ اين‌ را ديدند ، آن‌ سخني‌ را كه‌ درباره‌ طفل‌ بديشان‌ گفته‌ شده‌ بود ، شهرت‌ دادند .  18  و هر كه‌ مي‌شنيد از آنچه‌ شبانان‌ بديشان‌ گفتند ، تعجّب‌ مي‌نمود .  19  امّا مريم‌ در دل‌ خود متفكّر شده‌ ، اين‌ همه‌ سخنان‌ را نگاه‌ مي‌داشت‌ .  20  و شبانان‌ خدا را تمجيد و حمدكنان‌ برگشتند ، به‌سبب‌ همه‌ آن‌ اموري‌ كه‌ ديده‌ و شنيده‌ بودند چنانكه‌ به‌ ايشان‌ گفته‌ شده‌ بود .

 

((  فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))

لینک ثابت نوشته شده در  2006/12/4ساعت 16:42  توسط عاشق مسیح  | 

پدر

 

       پسر         روح القدس

 

 کتب عهدجدید

 

 

 کتاب انجیل متی

 

عیسی مسیح در زمانی تولد یافت که قوم اسرائیل در زیر سلطهء امپراطوری روم بود . بهمین دلیل آنان مجبور بودند به رومی ها باج و خراج بدهند . در نظر بنی اسرائیل کثیف ترین شغل را کسانی داشتند که مامور بودند این باج را برای دولت روم وصول کنند . آنها را باجگیر می نامیدند ، و متی یکی از آنان بود . ولی هنگامی که عیسی او را دید ، از وی دعوت کرد او را پیروی کند . متی از زندگی کثیف خود دست کشید و یکی از دوازده شاگرد عیسی شد و این انجیل را چند سال پس از صعود استاد خود به آسمان نوشت . موضوع اصلی این انجیل شناسانیدن معنی واقعی  (( ملکوت خداوند )) به مردم است که اغلب نظریاتی غلط در بارهء آن داشتند . این کتاب از نسب نامهء عیسی مسیح شروع می شود  و همچنین حرفها ، خطبه ها ، معجزه های عیسی مسیح ، به صلیب کشیدن ، زنده شدن و به آسمان رفتن عیسی مسیح را وصف می کند . در ضمن (( موعظهء سرکوه )) عیسی که از معروفترین خطابه های تاریخ است ، در این انجیل یافت می شود .

 

انجیل متی دارای ۲۸ جزء و ۱۰۷۰ باب می باشد .

 

اولین باب آن ((   كتاب‌نسب‌نامه‌عيسي‌مسيح‌بـن‌داود بـن ابراهيم‌: )) و آخرین باب آن ((  20  و ايشان‌را تعليـم‌دهيـد كه‌همه‌امـوري‌را كه‌به‌شما حكم‌كرده‌ام‌حفظ‌كنند. و اينك‌مـن‌هـر روزه‌تا انقضاي‌عالم‌همراه‌شما مي‌باشـم‌.» آميـن‌. ))

 

کتاب انجیل مرقس

 

هنگامی که عیسی از شهر به شهر و ده به ده می گشت تا کسانی را که زیر دردهای زندگی می نالیدند ، آسایش و آرامش بخشد ، مرقس نوجوانی بیش نبود ولی پس از چندی او باشاگرد معروف عیسی ، پطروس آشنا شد و او را در رسانیدن خبر خوش عیسی به مردم همراهی کرد . مرقس با الهام روح خدا زندگی خستگی ناپذیر عیسی را در این انجیل با زبانی زنده تعریف می کند . در این کتاب عیسی را می بینیم که دلش برای همه می سوزد ، و بقدری سرگرم خدمت به خلق است که فرصت غذا خوردن پیدا نمیکند ، سر انجام با نثار جان خود آزادی واقعی را برای کردم ستمدیده و خمیده در زیر بار گناه به ارمغان  می آورد . کتاب مرقس از ظهور یحیی تعمید دهنده  شروع می شود . معجزات عیسی را یکایک شرح می دهد .

 

کتاب انجیل مرقس دارای ۱۶ جزء و  ۶۷۸ باب می باشد .

 

اولین باب آن ((  ابتداي‌انجيل‌عيسي‌مسيح‌پسر خدا. )) و آخرین باب آن ((   20  و ايشان‌بيرون‌رفته‌، در هر جا موعظه‌مي‌كردند و خداوند با ايشان‌كار مي‌كرد و به‌آياتي‌كه‌همراه‌ايشان‌مي‌بود، كلام‌را ثابت‌مي‌گردانيد.)) می باشد .

 

کتاب انجیل لوقا

 

لوقا پزشک بود و اغلب با پولس رسول همسفر می شد تا در رسانیدن پیام مسیح به مردم او را یاری دهد . در ضمن تاریخ نویس هم بود ، و به همین جهت است که در این انجیل ، سرگذشت عیسی مسیح را با رعایت دقیق ترتیب رویداها بیان می کند . و باز در این انجیل است که ما با عیسای روبرو می شویم که همه را محبت می کند ، چون برای او فقیر و پولدار ، فرمانده و فرمانبر ، ارباب و غلام ، زن و مرد ، دیندار و بی دین ، .......... تفاوتی نمی کنند . همه محتاج محبتند ، و او سر چشمهء محبت است . عیسی بقدری با اشخاص مختلف می آمیخت که او را دوست گناهکاران لقب داده بودند ، چون به گفتهء خودش ، او طبیبی بود که برای دردمندان آمده بود . بزرگترین درد انسان گناه است . کتاب لوقا از تولد یحیی شروع می شود و کلیهء معجزات و خطبه ها در آن به تصویر آمده است . همچنین مصلوب شدن و زنده شدن عیسی در این کتاب آشکارا به چشم می خورد .

 

کتاب انجیل لوقا دارای ۲۴ جزء و ۱۱۵۱ باب می باشد .

 

اولین باب آن ((  از آنجهت‌كه‌بسياري‌دست‌خود را دراز كردند به‌سوي‌تأليف‌حكايت‌آن‌اموري‌كه‌نزد ما به‌اتمام‌رسيد،  )) و آخرین باب آن (( 53  و پيوسته‌در هيكل‌مانده‌، خدا را حمد و سپاس‌مي‌گفتند. آمين‌.))

 

کتاب انجیل یوحنا

 

مردم اغلب می پرسند : عیسی کیست ؟ چرا او را فرزند خدا می گویند ؟ یوحنا ، این شاگرد عیسی که سراسر وجودش با محبت خدا آمیخته بود ، شخصیت واقعی عیسی را در این انجیل نمایان می سازد . او که بیش از دیگران با عیسی بوده ، بدون شک بیش از هر کسی شایسته است استاد خود را توصیف نماید . در این انجیل ، یوحنا آن پیوستگی را که عیسی با خدا دارد با زبانی شیوا و عرفانی شرح می دهد . یوحنا از به دنیا آمدن مسیح آغاز می کند . درانجیل یوحنا ،  نان حقیقی ، شبان نیکو ، محبت ، راه و راستی ، تاک حقیقی ، مصلوب شدن و زنده شدن عیسی به وضوح آشکارا است .

 

کتاب انجیل یوحنا دارای ۲۱ جزء و ۸۷۷ باب می باشد .

 

اولین باب آن ((  در ابتدا كلمه‌بود و كلمه‌نزد خدا بود و كلمه‌خدا بود . )) و آخرین باب آن ((  25  و ديگر كارهاي‌بسيار عيسي‌بجا آورد كه‌اگر فرداً فرداً نوشته‌شود گمان‌ندارم‌كه‌جهان‌هم‌گنجايش‌نوشته‌ها را داشته‌باشد . ))

 

(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))

لینک ثابت نوشته شده در  2006/12/3ساعت 14:3  توسط عاشق مسیح  | 

پدر

 

پسر           روح القدس

 

کتاب یونس

 

یونس نبی از جانب خداوند ماموریت می یابد تا به نینوا ، پایتخت آشور برود و مردم آنجا را بسوی خداوند هدایت کند . اما یونس از این کار سر باز می زند ، زیرا اهالی آنجا دشمنان اسرائیل بودند و آرزوی یونس این بود که خداوند آنان را مجازات کند . بنابراین ، بجای رفتن به نینوا ، یونس راهی ترشیش می شود . امادر طی سفر دریائی ، خداوند حوادثی پیش می اورد که یونس مجبور می شود فرمان خدا را اجرا کند و به نینوا برود . مردم نینوا در اثر شنیدن کلام خدا از یونس نبی ، از گناهان خود توبه می کنند و به سوی خداوند بازگشت می نمایند . یونس از این نتیجهء کار ناراحت می شود و به خدا شکایت می کند . خداوند به یونس یاد می دهد که برای مردمی که او آفریده ارزش قائل شود ، زیرا او تبعیضی برای مردم قائل نیست . کتاب یونس در ضمن به ما می آموزد که فرار از حضور خداوند کار بی نتیجه ای است ، بهتر آنست که خواست او را در زندگی خود انجام دهیم .

 

کتاب یونس دارای ۴ جزء و ۴۸ باب می باشد .

 

اولین باب آن ((  و كلام‌  خداوند  بر يونس‌بن‌اَمِتّاي‌نازل‌شده‌، گفت‌: )) وآخرین باب آن (( 11  و آيا دل‌من‌به‌جهت‌نينوا شهر بزرگ‌نسوزد كه‌در آن‌بيشتر از صد و بيست‌هزار كس‌مي‌باشند كه‌در ميان‌راست‌و چپ‌تشخيص‌نتوانند داد و نيز بهايم‌بسيار ؟ » )) می باشد .

 

کتاب میکاه

 

این کتاب کمی پیش از سقوط حکومت شمالی اسرائیل در ۷۲۲ . ق . م .نوشته شده است . میکاه ، مانند سایر انبیاء در این کتاب بر ضد گناهان اسرائیل سخن می گوید ، اما در عین حال از آینده ای خبر می دهد که در آن برکت خدا شامل حال قومش خواهد شد . گناهانی که خدا را خشمگین می ساخت عبارت بود از بت پرستی ، بهره کشی از فقرا و سر پیچی از دستورات خداوند . میکاه پیشگوئی می کند که اورشلیم و سامره ، پایتختهای یهودا و اسرائیل ، بدست دشمنان ویران خواهد شد . در مقابل این تصویر تاریک ، میکاه از نقشهء خداوند برای نجات بشر نیز سخن می گوید . مسیح موعود خواهد آمد تا نقشهء نجاتی را که خداوند طرح کرده ، به اجرا در آورد . میکاه تنها نبی است که محل تولد مسیح را پیشگوئی کرده است . میکاه یاد آوری میکند که هر چند خداوندگناهان قوم خود را می بیند ، اما او کسانی را که توبه می کنند دوست دارد و آنان را می بخشد .

 

کتاب میکاه دارای ۷ جزء و۱۰۵ باب می باشد .

 

اولین باب آن (( كلام‌  خداوند  كه‌بر ميكاهِ مورَشَتي‌در ايّام يوتام‌و آحاز و حِزْقيا، پادشاهان‌يهودا نازل‌شد و آن‌را درباره‌سامره‌و اورشليم‌ديد. )) و آخرین باب آن ((  20  امانت‌را براي‌يعقوب‌و رأفت‌را براي‌ابراهيم‌بجا خواهي‌آورد چنانكه‌در ايّام‌سَلَف‌براي‌پدران‌ما قَسَم‌خوردي‌. ))

 

کتاب ناحوم

 

در بارهء نویسندهء این کتاب ، ناحوم نبی ، اطلاع دقیقی در دست نیست . همین قدر می دانیم که او اهل مکانی به نام القوش بوده است . کتاب او سر شار از توصیفهائی است در بارهء قدرت و مهربانی خداوند . ناحوم راجع به سقوط امپراطوری آشور پیشگوئی می کند . یک قرن پس از سفر یونس نبی به نینوا ، پایتخت آشور ، این پیشگوئی بوسیله ناحوم اعلام می شود . اکنون دیگر اهالی نینوا حالت توبه کار خود را از دست داده اند و بیش از پیش فاسد و ظالم شده اند . آنها به قدرت امپراطوری خود می بالند و آن را بی زوال می دانند . اما در سال ۶۱۲ . ق . م . حدود پنجاه سال پس از پیشگوئی ناحوم ، امپراطوری عظیم آشور در مقابل بابل به زانو در آمد . شهر نینوا چنان با خاک یکسان شد ، که تا ۲۵۰۰ سال هیچ آثاری از وجود آن در صحنهء روزگار پیدا نبود . تا اینکه سر انجام باستانشناسان به کشف خرابه های آن نایل آمدند . این کتاب آشکار می سازد که خدای قادر مطلق بر تمام دنیا مسلط است و می توان به او اعتماد کرد که آنچه به او می گوید به عمل می آورد .

 

کتاب ناحوم دارای ۳ جزء و ۴۷ باب می باشد .

 

اولین باب آن (( وَحي‌درباره‌نينـوي‌. كتاب‌رويـاي‌ناحُوم‌اَلْقوشي‌. غضب‌خدا بر نينوا )) و آخرین باب آن (( 
19  براي‌شكستگي‌تو التيامي‌نيست‌و جراحت‌تو علاج‌نمي‌پذيرد و هر كه‌آوازه‌تو را مي‌شنود بر تو دستك‌مي‌زند، زيرا كيست‌كه‌شرارت‌تو بر او علي‌الّدوام‌وارد نمي‌آمد؟ ))

 

کتاب حبقوق

حبقوق نبی این کتاب را احتمالا" بین سالهای ۶۰۵ و ۵۸۶ ق . م . نوشته است  . در کتابش سوال مطرح می کند مبنی بر اینکه قوم چرا قوم یهود تا این حد پلید و گناهکار شده اند . او از آنان می خواهد که توبه کنند و از شرارت خود دست بر دارند والا خداوند دشمن شمالی آنان ، بابلیها  را می فرستد تا سرزمین یهود را با خاک یکسان کنند . در ضمن حبقوق اضافه می کند که خداوند به موقع خود بابلی ها را نیز که بدتر از یهودیان هستند نابود خواهد کرد . حبقوق همچنین یاد آور می شود که در زحمات و مشکلات باید بخاطر داشت که خداوند امین و  قادر است و باید به او اعتماد داشت . حبقوق در کتابش سوالاتی مطرح می کند و منتظر می پاسخ گوید .در آخرین فصل کتاب ، حبقوق دعای خود را بصورت سرودی ارائه می دهد . کلمات این سرود حاکی از ایمان حبقوق است به خدائی  که با قدرت خویش عالم هستی  را اداره می کند و بر آن تسلط کامل دارد . با وجود مشکلات و نا کامی های زندگی ، ایمان حبقوق محکم و پابرجاست و او را در شادی خداوند سر شار می سازد .

کتاب حبقوق دارای ۳ جزء و ۵۶ باب می باشد . 

 

 اولین باب آن (( وحي‌ كه‌ حَبَقُّوق‌ نبّي‌ آن‌ را ديد. فرياد حبقوق‌ )) و آخرین باب آن ((  19  يهوه‌  خداوند قوّت‌ من‌ است‌ و پايهايم‌ را مثل‌ پايهاي‌ آهو مي‌گرداند و مرا بر مكان‌هاي‌ بلندم‌ خرامان‌ خواهد ساخت‌. براي‌ سالار مغنيّان‌ بر ذوات‌ اوتار . ))

 

کتاب صفنیای نبی

 

صفنیای نبی احتمالا" در حدود ۶۲۵ ق . م . این کتاب را نوشته است . پوشیای پادشاه تا حدی تاثیر نوشته های صفنیا بود که در سرزمین خود دست به اصلاحات مذهبی زد . صفنیا در این کتاب پیشگوئی می کند که یهودا و سایر قومهایی که عدالت را رعایت نمی کنند مورد داوری و مجازات خداوند قرار خواهند گرفت . این داوری علاوه بر یهودا شامل فلسطین  ، موآب ، مصر و آشور نیز خواهد شد . او به بنی اسرائیل یاد آور می شود که اگر بسوی خداوند بازگشت کنند و او را اطاعت نمایند ، می توانند از این داوری و مجازات جان سالم بدر برند . آخرین مبحث کتاب ، در بارهء شکوه و قدرت بنی اسرائیل است که خداوند مجددا" آن را نصیب این قوم خواهد ساخت هنگامی که آنان را از دست دشمنانشان نجات دهد .

 

کتاب صفنیای نبی دارای ۳ جزء و ۵۳ باب می باشد .

اولین باب آن (( كلام‌  خداوند  كه‌ در ايّام‌ يُوشّيا ابن‌ آمون‌،پادشاه‌ يهودا، بر صَفَنْيا ابن‌ كوشي‌ ابن‌ جَدَلْيا ابن‌ اَمَرْيا ابن‌ حِزْقِيّا نازل‌ شد. )) و آخرین باب آن ((  20  در آن‌ زمان‌ شما را در خواهم‌ آورد و در آن‌ زمان‌ شما را جمع‌ خواهم‌ كرد زيرا خداوند  مي‌گويد: حيني‌ كه‌ اسيران‌ شما را بنظر شما باز آورم‌، آنگاه‌ شما را در ميان‌ تمامي‌ قوم‌هاي‌ زمين‌ محلّ اسم‌ و تسبيح‌ خواهم‌ گردانيد . ))

کتاب حجی نبی

این کتاب راحجی نبی در حدود ۵۲۰ ق . م . نوشته است. در این زمان یهودیان از تبعید در بابل به سرزمین خود بازگشته و در اورشلیم مشغول بازسازی خانهء خدا بودند . اما پیش از اینکه باسازی خانهء خدا تکمیل شود ، مردم آن را نیمه کاره رها می کنند و به مسائل دیگر می پردازند . همسایگان بد اندیش یهودیان نیز با سخنان دروغ خود سعی می کنند آنان را دلسرد کنند و بترسانند . از طرف دیگر اردشیر پادشاه  نیز دستور می دهد تا باسازی خانهء خدا متوقف شود . برخی از مردم یهود نیز لب به شکایت می گشایند که این ساختمان مانند ساختمانی که سلیمان شصت و شش سال پیش بجهت خانهء خدا ساخته بود ، زیبا و پر شکوه نخواهد بود . آنها به فکر ساختن خانه های زیبا برای خود می افتند و ساختمان خانهء خدا را نیمه کاره می گذارند . در نتیجه خداوند خشکسالی می فرستد و محصول آنان را از بین می برد . مردم فقیر می شوند و حتی لباس کافی ندارند تا خود را گرم کنند . در این زمان حجی نبی با پیامی از جانب خداوند ظاهر می شود و یهودیان را ترغیب و تشویق می کند تا کار بازسازی خانهء خدا را دوباره شروع کنند . خداوند به آنان می گوید که باید بزرگترین هدف آنان باشد و آنان باید سخت کار کنند تا ساختمان آن را تکمیل نمایند تا بتوانند مکانی برای عبادت خود داشته باشند . رویدادهای کتاب حجی به خواننده یاد آور می شود  که باید خداوند را بیش از هر چیز و هر کس دوست داشت .

 

کتاب حجی نبی دارای ۲ جزء و ۳۸ باب می باشد .

 

اولین باب آن ((  در روز اوّل‌ ماه‌ ششم‌ از سال‌ دوّمِ داريوش پادشاه‌، كلام‌ خداوند به‌ واسطه‌ حَجَّي‌نبي‌ و به‌ زَرُبّابِل‌ بن‌ شألْتِيئِيل‌ والي‌ يهودا و به‌ يَهُوْشَع‌ بن‌ يَهُوصادق‌ رئيس‌ كَهَنه‌ رسيده‌، گفت‌: )) و آخرین باب آن ((  23  يهوه‌ صبايوت‌مي‌گويد: در آن‌ روز اي‌ بنده‌ من‌ زَرُبابِل‌ بن‌ شَاَلْتيئيل‌، تو را خواهم‌ گرفت‌ و خداوند مي‌گويد كه‌ تو را مثل‌ نگين‌ خاتم‌ خواهم‌ ساخت‌ زيرا كه‌ من‌ تو را برگزيده‌ام‌. قول‌ يهوه‌ صبايوت‌ اين‌ است‌. ))

 کتاب زکریای نبی

کتاب زکریای نبی به لحاظ پیشگویی های زیادی که در بارهء مسیح موعود کرده ، از معروفیت خاصی برخوردار است . حجی و زکریا همزمان بوده اند . هر دو نقش بسیار مهمی در تشویق مردم جهت باسازی خانهء خدا داشتند . یهودیانی که تازه از اسارت در بابل آزاد شده و به سرزمین خود بازگشته بودند ، نیاز به سخنان تشویق آمیز این انبیا داشتند تا بتوانند در برابر مشکلات دوام بیاورند . سر انجام بنای خانهء خدا ، پس از چهل سال تکمیل می شود . زکریا به مردم یاد آور می شود که مسیح موعود در راه است . هنگامی که او بیاید ، بر تمام دنیا سلطنت خواهد کرد و صلح و آرامش را بوجود خواهد آورد . بخشی از پیشگویهای زکریا ، پس از ۵۰۰ سال با آمدن عیسی مسیح جامهء عمل پوشید . بخش دیگر این پیشگوی ها نیز در زمان ظهور ثانوی مسیح انجام خواهد گرفت . کتاب زکریا دارای هشت رویاء است . این رویا ها گویای این واقعیت هستند که خدای قادر مطلق بر آنچه تا بحال اتفاق افتاده وآنچه در آینده رخ خواهد داد ، مسلط است .

 

کتاب زکریای نبی دارای ۱۴ جزء و ۲۱۱ باب می باشد .

 

اولین باب آن ((  در ماه‌ هشتم‌ از سال‌ دوّم‌ داريوش‌، كلام‌ خداوند  بر زَكَرّيا ابن‌ بَرَكيّا ابن‌ عدُّوي‌ نبي‌ نازل‌ شده‌، گفت‌:  )) و آخرین باب آن ((  21 بلكه‌ همه‌ ديگهايي‌ كه‌ در اورشليم‌ و يهودا مي‌باشد، مقدّسِ يهوه‌ صبايوت‌ خواهد بود و همه‌ كساني‌ كه‌ قرباني‌ مي‌گذرانند آمده‌، از آنها خواهند گرفت‌ و در آنها طبخ‌ خواهند كرد و در آنوقت‌ بار ديگر هيچ‌ كنعاني‌ در خانه‌ يهوه‌ صبايوت‌ نخواهد بود . ))

 

کتاب ملاکی نبی

 

ملاکی نبی حدود صد سال پس از حجی و زکریا می زیسته است . در این کتاب ، او از کاهنان می خواهد تا وظایف خود را در قبال خانهء خدا با صداقت و جدیت انجام دهند . در این زمان ، بنای خانهء خدا تکمیل شده بود ، ولی مردم و حتی کاهنان نسبت به عبادت خداوند سست شده بودند . عده ای از مردم هدایا و ده بر یک  در آمد خود را به خداوند تقدیم نمی کردند ، و یا حیوانات معیوب را برای قربانی به خانهء خدا می آوردند . ملاکی این عده را که با راستی و صداقت خداوند را عبادت نمی کنند سرزنش می کند و به آنان یاد آور می شود که خداوند آنان را تنبیه خواهد کرد ، مگر اینکه آنان از کارهای زشت خود دست بردارند و توبه کنند . در این کتاب ملاکی بجهت توصیف مطالب خود ، پرسشهای بسیاری را مطرح می کند ، از جمله اینکه چرا خداوند ما را ترک گفته است ؟ او از ما چه می خواهد ؟ چگونه او را از خود خسته کرده ایم ؟ هنگامی که او ظاهر شود چه کسی میتواند زنده بماند ؟ مگر ممکن است انسان خدا را گول زند ؟ در خاتمهء کتاب خود ، ملاکی از آمدن مسیح موعود خبر می دهد . او به مردم یاد اور می شود که خداوند به فکر آنان است . با  کتاب ملاکی عهد عتیق به پایان می رسد ، و جهان در انتظار آمدن مسیح چهار صد سال بدون پیامی از انبیا باقی می ماند . پس از این دورهء ((  چهار صد سال سکوت )) ، یحیی نبی ظاهر می شود و عیسی مسیح را به عنوان بره ای که برای آمرزش گناه مردم  دنیا قربانی می شود ، به مردم معرفی می کند . 

 

کتاب ملاکی نبی دارای ۴ جزء و ۵۵ باب می باشد . 

 

اولین باب آن ((  وَحْيِ كلام‌  خداوند  درباره‌ اسرائيل‌ به‌واسطه‌ مَلاكي‌ . )) و آخرین باب آن ((  6  و او دل‌ پدران‌ را بسوي‌ پسران‌ و دل‌ پسران‌ را بسوي‌ پدران‌ خواهد برگردانيـد، مبـادا بيايـم‌ و زمين‌ را به‌ لعنت‌ بزنـم‌ . ))

(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))

لینک ثابت نوشته شده در  2006/11/29ساعت 17:24  توسط عاشق مسیح  | 


کلیک کنید و داخل گروه من عضو بشوید
کلیک کنید و داخل گروه ما عضو بشوید
لوگو دوستان


 

 نوای انجیل