تبليغاتX

 نوای انجیل 

نوای انجیل

پدر

پسر             روح القدس

 

 کتب عهد قدیم

 

کتاب پیدایش

یاران مسیح کتاب پیدایش اولین کتاب ، کتاب مقدس است . که همانگونه که از اسمش پیداست ، از پیدایش عالم هستی سخن میگوید . در این کتاب میخوانیم که چگونه خداوند دنیا را آفرید و چگونه انسان را خلق می کند و در محیطی کامل و زیبا  قرار می دهد ، چگونه کناه وارد جهان می شود و سرانجام چگونه خدا برای نجات انسان گناهکار چاره ای می اندیشد . مطالبی که در این کتاب امده است عبارتند از آغاز تاریخ بشر ، آغاز هنر و صنایع دستی ، چگونگی پیدایش زبانها و قومهای گوناگون . از فصل دوازده به بعد ، مسیر کتاب متوجه قوم اسرائیل می شود . از اینجا به بعد داستان زندگی ابراهیم ، اسحاق ، یعقوب و پسرانش در کتاب ثبت شده است که در خاتمه با شرح زندگی یوسف در مصر به پایان می پذیرد .موضوع اصلی کتاب پیدایش که در سراسر این کتاب محسوس است ، این است که هر جند گناه انسانآنچه را که خدا خوب و زیبا آفریده بود خراب کرد ، اما خدا از فعالیت خود دست نکشیده است بلکه بدنبال بشر گمگشته است تا او را نجات دهد و رستگار سازد ، خدا بر عالم هستی مسلط است و تاریخ بشر را در مسیر منافع و نجات عزیزان خود به پیش می برد .

کتاب پیدایش دارای ۵۰ جزء و ۱۵۳۱ باب می باشد .

اولین باب (( در ابتدا خدا آسمان و زمین را آفرید )) و آخرین آن (( 26  و يوسف‌ مـرد در حيني‌ كه‌ صد و ده‌ ساله‌ بود. و او را حنـوط كرده‌، در زمين‌ مصـر در تابوت‌ گذاشتند . ))

کتاب خروج

کتاب خروج دومین کتاب  ، در بارهء خروج بنی اسرائیل از مصر است . موسی توسط خدا به رهبری بنی اسرائیل تعیین می شود تا آن را به سرزمین موعود ، یعنی کنعان ، هدایت کند . دوارده فصل اول کتاب از وضیعت اسفناک بنی اسرائیل که درمصر برده بودند ، سخن می گوید . خدا بر مصریان بلایایی می فرستد تا فرعون ، پادشاه مصر را مجبور کند که به بنی اسرائیل اجازه خروج دهد .  پس از خروج از مصر به دلیل نا اطاعتی از خداوند ، بنی اسرائیل به مدت چهار سال در بیابانهای بین مصر و کنعان سرگردان می شوند . ده فرمان را خداوند در این هنگام بر موسی نازل میکند  علاوه بر ده فرمان ، خداوند احکام و دستورات دیگری نیز به قوم بنی اسرائیل عنایت می کند تا آنها بدانند چگونه در طی سفر بیابانی خود زندگی کنند . بخش دیگری از کتاب در بارهءاحکام قربانی حیوانات به منظور آمرزش گناهکاران بود . ولی چنانکه بعد خواهیم خواند ، این قربانیها برای آمرزش و آزادی از گناه کافی نبود . در واقع این روش قربانی پیش در آمدی بود برای قربانی واقعی و موثری که خداوند برای همهء انسانها تدارک دیده بود . مرگ عیسی مسیح بروی صلیب ، همان قربانی واقعی است که قادر است همهء انسانها را از گناهانشان آزاد سازد .

کتاب خروج دارای ۴۰ جزء و ۱۲۰۴ باب می باشد .

 اولین باب (( و اين‌ است‌ نامهاي‌ پسران‌ اسرائيل‌ كه‌ به‌مصر آمدند، هر كس‌ با اهل‌ خانه‌اش‌ همراه‌ يعقوب‌ آمدند )) و آخرین باب ((  38  زيرا كه‌ در روز، ابر  خداوند  بر مسكن‌ و در شب‌، آتش‌ بر آن‌ مي‌بود، در نظر تمامي‌ خاندان‌ اسرائيل‌، در همة‌ منازل‌ ايشان‌ ))

کتاب لاویان

کتاب لاویان سومین کتاب عهد عتیق است . برخی این کتاب را ، کتاب راهنمای کاهنان نیز مینامند . زیرا مراسم مذهبی که توسط کاهنان اجرا می شد در این کتاب آمده است . کلمه لاویان از نام قبیله لاوی گرفته شده است . همهء کاهنان اسرائیل از این قبیله بودند و کتاب لاویان راموسی به هنگام سفر بیابانی بنی اسرائیل نوشته است . هفت فصل اول کتاب در خصوص شیوهء قربانی برای گناهان کاهنان و مردم دیگر نوشته شده است . بقیهء فصول کتاب از قواعد مربوط به خوراک پاک و ناپاک ، و نیز مقدس داشتن روز سبت  و رفتار درست و نادرست سخن می گوید . فصل شانزدهم از اهمیت خاصی برخوردار است . در این فصل مراسمی که در بارهء روز معروف کفاره توسط کاهن اعظم اجرا می شود ، نوشته شده است . در کتاب لاویان خداوند به قوم خود وعده می دهد که همراه آنان باشد . (( در میان شما راه خواهم رفت و خدای شما خواهم بود و شما قوم من خواهید بود )). کلمهء مقدس در این کتاب بارها بکار رفته است ، تا نشان دهد خدا چگونه است و چه رفتاری از قوم خود انتظار دارد . خداوند به آنان می گوید که حفظ احکام و مراسم او باید جرئی از زندگی قوم او باشد .

کتاب لاویان ۲۷ جزء و۹۲۵ باب می باشد .

 (( و  خداوند  موسي‌ را خواند، و او را از خيمة اجتماع‌ خطاب‌ كرده‌، گفت ))‌ اولین باب و  آخرین باب این است (( اين‌ است‌ اوامري‌ كه‌  خداوند  به‌ موسي‌ براي‌ بني‌اسرائيل‌ در كوه‌ سينا امر فرمود ))۰

(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))

لینک ثابت نوشته شده در  2006/9/20ساعت 16:38  توسط عاشق مسیح  | 

پدر

پسر          روح القدس

یاران مسیح قبلا" در مورد کتاب مقدس مختصرا"نوشته بودم . ولی از این به بعد کاملا" در مورد کتب و شرح کتب کتاب مقدس شرح خواهم داد .

کتاب مقدس از دو قسمت عهد قدیم و عهد جدید تشکیل شده است .

۱ ـ کتاب عهد قدیم دارای ۳۹ کتب نیز می باشد که اولین آن پیدایش و آخرین آن ملاکی است ، کتب عهد قدیم از زمان پیدایش تا زمان قبل از ظهور عیسی مسیح بوده است .

پنج کتاب اول ( عبارتند از پیدایش ، خروج ، لاویان ، اعداد و تثنیه ) که در واقع قانون خداوند است .

دوازده کتاب بعد که عبارتند از ( یوشع ، داوران ، روت ، اول سموئیل ، دوم سموئیل ، اول پادشاهان ، دوم پادشاهان ، اول تواریخ ، دوم تواریخ ، عزرا ، نحیما و استر ) می باشد که تمامی آنها تاریخی هستند و تاریخ را بازگو می گند .

پنج کتاب ( ایوب ، مزامیر ، امثال سلیمان ، جامعه و غزل غزلهای سلیمان ) اشعار و دعا ها نیز هستند .

هفده کتاب آخر ( اشعیاء ، ارمیا ، مراثی ارمیا ، حزقیال ، دانیال ، هوشع ، یوئیل ، عاموس ، عوبدیا ، یونس ، میکاه ، ناحوم ، حبقوق ، صفنیا ، حجی ، زکریا و ملاکی ) بزرگترین و کوچکترین پیامبران آن زمان بودند .

۲ ـ کتاب عهد جدید دارای ۲۷ کتب میباشد که انجیل متی اولین آن و مکاشفه یوحنا آخرین نیز می باشد .

چهار کتاب اول ( انجیلهای متی ، مرقس ، لوقا و یوحنا ) که حواریون عیسی مسیح آنها را به تحریر در آورده اند .

اعمال رسولان کتاب دیگری است در مورد تاریخ و اتفاقات حواریون مسیح است .

سیزده کتاب  ( رومیان ، اول قرنتیان ، دوم قرنتیان ، غلاطیان ، افسسیان ، کولسیان ، اول تسالونیکیان ، دوم تسالونیکیان ، اول تیموتاوس ، دوم تیموتاوس ،تیطس و فلیمون ) نامه های پولس رسول به شهر ها و نواحی مختلف آن زمان بوده است .

هشت کتا ب ( عبرانیان ، یعقوب ، اول پطرس ، دوم پطرس ، اول یوحنا ، دوم یوحنا ، سوم یوحنا و یهودا ) نامه های دیگر حواریون عیسی مسیح بوده است .

آخرین کتاب که از اسمش معلوم است مکاشفه یوحنا نام دارد . که این کتاب در مورد رویای و آینده نگری یوحنا بحث می کند و تا بحال هم افراد مختلفی آن را تفسیر کرده اند ولی باز هم نتوانستند آن را کشف کنند . در قسمتهای بعدی به شرح کامل کتب کتاب مقدس خواهم پرداخت .

((فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))

لینک ثابت نوشته شده در  2006/9/12ساعت 19:54  توسط عاشق مسیح  | 

پدر

پسر             روح القدس

یاران مسیح قضیه شایستگی و فیض در مرکز مباحثه تاریخی بین الهیات کاتولیک روم و پروتستان قرار دارد . یکی از عمده اظهارات نهضت اصلاح طلبی sola gratia  ( نجات فقط به واسطه فیض خدا ) بود . ایمانداران هیچ نوعی لیاقتی را که از خود ایشان باشد به پیشگاه داوری خدا نمی آورند بلکه منحصرا" بر رحمت و فیض خدا توکل دارند .

بنا به تعریف ، شایستگی یا لیاقت همان چیزی است که کسب می شود یا حق شخص است . عدالت حکم می کند که حق آنچنانکه شایسته است ادا شود و حق چیزی است که در ازای انجام یک مهم به کسی تعلق می گیرد . اگر آن حق ادا نشود ، ظلمی روا داشته شده است .  

الهیات کاتولیک روم ، در قالبهای متمایز ، از شایستگی سخن می گوید . قالب اول ، شایستگی بسزا است یعنی شایستگی در چنان حدی که ملزم می کند پاداشی به آن تعلق گیرد . در قالب دوم ، صحبت از شایستگی متناسب است که این نوع شایستگی ، به والائی شایستگی بسزا نیست اما با وجود این ، (بی مناسبت نیست یا بهتر است ) که خدا پاداشی به آن دهد . شایستگی متناسب با انجام کارهای نیکو به همراه آئین توبه ، کسب  می شود . نوع سوم شایستگی ، شایستگی فوق از انتظار است که چیزی فراتر و بالاتر از حد اقتضای وظیفه است . این نوع شایستگی عمیق را مقدسین کسب کرده اند . این نوع شایستگی به خزانه مربوطه واریز می شود ، خزانه ای که کلیسا می تواند از آن برداشت کند و به حساب آنانی بگذارد  که فاقد شایستگی کافی برای ورود به آسمان هستند .

الهیات پروتستان با انکار هر سه مورد شایستگی فوق و ( اعتراض ) به آنها ، اعلام می کند که تنها لیاقتی که می تواند به ما تعلق گیرد ، شایستگی مسیح است . شایستگی مسیح ، به واسطه فیض و از طریق ایمان نصیب ما می شود . فیض همان لطف بلا استحقاق خداست که به تصمیم خدا در مورد ما بستگی دارد .

درست است که برخی مواد جذب بدن ما می شوند اما فیض نه ماده است و نه می تواند در جان ما جا خوش کند . ما در فیض رشد می کنیم اما نه بخاطر اینکه چند گونه ماده ، به مقادیر مختلف در ما وجود دارند بلکه به واسطه مدد پر از لطف روح القدس که با عمل فیاض خود نسبت به ما و بر ما ، در ما ساکن می شود . منابع فیض بخشی که خدا به ما عطا می کند تا در زندگی مسیحی ما را یاری کنند عبارتند از متون مقدس ، آئین های مقدس ، دعا ، مشارکت و خوراکی که کلیسا می دهد .

پس میتوان شایستگی و فیض را این چنین خلاصه کرد .

۱ ـ نجات ما به واسطه فیض است .

۲ ـ ما هیچ لیاقتی که از آن خود ما باشد و به واسطه آن خدا ناچار باشد که ما را نجات دهد ، نداریم .

۳ ـ الهیات کاتولیک روم ، شایستگی را به سه فقره تقسیم کرده است که عبارتند از شایستگی بسزا ، شایستگی متناسب و شایستگی فوق از انتظار . آئین پروتستان هر سه مورد فوق را رد می کند .

۴ ـ فیض ، لطف یا مرحمت بلا استحقاق خدا نسبت به ماست .

یوحنا  : ۱۵

 «من‌ تاك‌ حقيقي‌ هستم‌ و پدر من‌ باغبان است‌.  2  هر شاخه‌اي‌ در من‌ كه‌ ميوه‌ نياورد، آن‌ را دور مي‌سازد و هر چه‌ ميوه‌ آرد آن‌ را پاك‌ مي‌كند تا بيشتر ميوه‌ آورد.  3  الحال‌ شما به‌سبب‌ كلامي‌ كه‌ به‌ شما گفته‌ام‌ پاك‌ هستيد.  4  در من‌ بمانيد و من‌ در شما. همچنانكه‌ شاخه‌ از خود نمي‌تواند ميوه‌ آورد اگر در تاك‌ نماند، همچنين‌ شما نيز اگر در من‌ نمانيد.  5  من‌ تاك‌ هستم‌ و شما شاخه‌ها. آنكه‌ در من‌ مي‌ماند و من‌ در او، ميوه‌ بسيار مي‌آورد زيرا كه‌ جدا از من‌ هيچ‌ نمي‌توانيد كرد.  6  اگر كسي‌ در من‌ نماند، مثل‌ شاخه‌ بيرون‌ انداخته‌ مي‌شود و مي‌خشكد و آنها را جمع‌ كرده‌، در آتش‌ مي‌اندازند و سوخته‌ مي‌شود.  7  اگر در من‌ بمانيد و كلام‌ من‌ در شما بماند، آنچه‌ خواهيد بطلبيد كه‌ براي‌ شما خواهد شد.  8  جلال‌ پدر من‌ آشكارا مي‌شود به‌ اينكه‌ ميوه‌ بسيار بياوريد و شاگرد من‌ بشويد. 

رومیان :۴

 پس‌ چه‌ چيز را بگوييم‌ كه‌ پدر ما ابراهيم بحسب‌ جسم‌ يافت‌؟  2  زيرا اگر ابراهيم‌ به‌ اعمال‌ عادل‌ شمرده‌ شد، جاي‌ فخر دارد امّا نه‌ در نزد خدا.  3  زيرا كتاب‌ چه‌ مي‌گويد؟ «ابراهيم‌ به‌خدا ايمان‌ آورد و آن‌ براي‌ او عدالت‌ محسوب‌ شد.»
4  لكن‌ براي‌ كسي‌ كه‌ عمل‌ مي‌كند، مزدش‌ نه‌ از راه‌ فيض‌ بلكه‌ از راه‌ طلب‌ محسوب‌ مي‌شود.  5  و امّا كسي‌ كه‌ عمل‌ نكند، بلكه‌ ايمان‌ آورد به‌ او كه‌ بي‌دينان‌ را عادل‌ مي‌شمارد، ايمان‌ او عدالت‌ محسوب‌ مي‌شود.  6  چنانكه‌ داود نيز خوش‌حالي‌ آن‌ كس‌ را ذكر مي‌كند كه‌ خدا براي‌ او عدالت‌ محسوب‌ مي‌دارد، بدون‌ اعمال‌:  7  «خوشابحال‌ كساني‌ كه‌ خطاياي‌ ايشان‌ آمرزيده‌ شد و گناهانشان‌ مستور گرديد؛  8  خوشابحال‌ كسي‌ كه‌ خداوند گناه‌ را به‌ وي‌ محسوب‌ نفرمايد.»

رومیان :۵

 پس‌ چونكه‌ به‌ ايمان‌ عادل‌ شمرده‌ شديم‌،نزد خدا سلامتي‌ داريم‌ بوساطت‌ خداوند ما عيسي‌ مسيح‌،  2  كه‌ به‌ وساطت‌ او دخول‌ نيز يافته‌ايم‌ بوسيله‌ ايمان‌ در آن‌ فيضي‌ كه‌ در آن‌پايداريم‌ و به‌ اميد جلال‌ خدا فخر مي‌نماييم‌.  3  و نه‌ اين‌ تنها بلكه‌ در مصيبتها هم‌ فخر مي‌كنيم‌، چونكه‌ مي‌دانيم‌ كه‌ مصيبت‌ صبر را پيدا مي‌كند، 4 و صبر امتحان‌ را و امتحان‌ اميد را.  5  و اميد باعث‌ شرمساري‌ نمي‌شود زيرا كه‌ محبّت‌ خدا در دلهاي‌ ما به‌ روح‌القدس‌ كه‌ به‌ ما عطا شد ريخته‌ شده‌ است‌. 

دوم قرنتیان : ۵

 17  پس‌ اگر كسي‌ در مسيح‌ باشد، خلقت‌ تازه‌اي‌ است‌؛ چيزهاي‌ كُهنه‌ درگذشت‌، اينك‌ همه‌ چيز تازه‌ شده‌ است‌.  18  و همه‌ چيز از خدا كه‌ ما را بواسطه‌ عيسي‌ مسيح‌ با خود مصالحه‌ داده‌ و خدمت‌ مصالحه‌ را به‌ ما سپرده‌ است‌. 19 يعني‌ اينكه‌ خدا در مسيح‌ بود و جهان‌ را با خود مصالحه‌ مي‌داد و خطاياي‌ ايشان‌ را بديشان‌ محسوب‌ نداشت‌ و كلام‌ مصالحه‌ را به‌ ما سپرد.

افسسیان ۲ :

 8  زيرا كه‌ محض‌ فيض‌ نجات‌ يافته‌ايد، بوسيله‌ ايمان‌ و اين‌ از شما نيست‌ بلكه‌ بخشش‌ خداست‌،  9  و نه‌ از اعمال‌ تا هيچ‌كس‌ فخر نكند.  10  زيرا كه‌ صنعت‌ او هستيم‌، آفريده‌ شده‌ در مسيح‌ عيسي‌ براي‌ كارهاي‌ نيكو كه‌ خدا قبل‌ مهيّا نمود تا در آنها سلوك‌ نماييم‌.

تیطس ۳ :

  4  ليكن‌ چون‌ مهرباني‌ و لطف‌ نجات‌دهنده‌ ما خدا ظاهر شد،  5  نه‌ به‌ سبب‌ اعمالي‌ كه‌ ما به‌ عدالت‌ كرده‌ بوديم‌، بلكه‌ محض‌ رحمت‌ خود ما را نجات‌ داد به‌ غسل‌ تولّد تازه‌ و تازگي‌اي‌ كه‌ از روح‌القدس‌ است‌؛  6  كه‌ او را به‌ ما به‌ دولتمندي‌ افاضه‌ نمود، به‌ توسّط‌ نجات‌دهنده‌ ما عيسي‌ مسيح‌،  7  تا به‌ فيض‌ او عادل‌ شمرده‌ شده‌، وارث‌ گرديم‌ بحسب‌ اميد حيات‌ جاوداني‌. 

((  فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))

لینک ثابت نوشته شده در  2006/9/1ساعت 17:11  توسط عاشق مسیح  | 

پدر

پسر               روح القدس

یاران مسیح ، عیسی در تعالیم خود فرمود که تا وقتی ایمان ما مثل کودکان نباشد به هیچ وجه وارد ملکوت آسمان نخواهیم شد . ایمانی مثل ایمان کودک ، پیش شرط عضویت در ملکوت خداست . با این وصف ، بین ایمانی بی آلایش مثل ایمان کودک با ایمان بچگانه یعنی رشد نیافته ، تفاوتهائی وجود دارد . کتاب مقدس از ما می خواهد تا در شرارت ، بچه باشیم ولی در فهم ، رشید . ایمان نجات بخش ، امری سهل اما ممتنع است .

از آنجا که کتاب مقدس چنین تعلیم می دهد که عادل شمرده شدن تنها محض ایمان است و نیز اینکه ایمان شرط لازم برای نجات است ، ضرورت دارد که بفهمیم چه چیزی متضمن ایمان نجات بخش است . یعقوب به روشنی توضیح میدهد که ایمان نجات بخش ، با چه چیزی مغایرت دارد . یعقوب اعتراف ایمان را از واقعیت ایمان تفکیک می کند . با اینکه از ما خواسته شده که حتما" ایمان خود را اعتراف کنیم ، اما اعتراف خالی ، به خودی خود ، هیچکس را نجات نمی دهد . کتاب مقدس روشن میکند که هر چند اشخاص میتوانند با لبهایشان از مسیح تجلیل کنند اما قلبهایشان می تواند از او دور باشد . عبادت خالی از میوه ، ربطی به ایمان نجات بخش ندارد .

ایمان نجات بخش ، مرکب از آگاهی ، پذیرش ذهنی و اعتماد شخصی است .

ایمان نجات بخش به محتوا بستگی دارد . با اعتقاد به بر حق بودن هر چیزی ، نمی توان عادل شمرده شد . برخی می گویند : (( دلتان صاف باشد ، مهم نیست به چه ایمان دارید )) . چنین تصوری ، از اساس مخالف تعلیم کتاب مقدس است . کتاب مقدس چنین تعلیم میدهد که محتوای اعتقاد اشخاص ، عمیقا" مهم است . عادل شمرده شدن ، با ارادت تنها میسر نیست . ممکن است ما ارادتمند در خطا باشیم . آموزه صحیح ، دست کم از لحاظ حقایق اساسی انجیل ، جزو ضروری ایمان نجات بخش است .ما به انجیل و به شخص و کار مسیح ایمان داریم . این باور ، بخش لایتجزای ایمان نجات بخش است . اگر آموزه ما از اساس مبتنی بر ارتداد و بدعت باشد ، نجات یافته نخواهیم بود . بطور مثال اگر بگوئیم که به مسیح ایمان داریم ولی الوهیت او را انکار کنیم ، فاقد آن ایمانی هستیم که شخص را عادل می کند . هر چند که داشتن درکی درست از حقایق اساسی انجیل برای نجات یافتن لازم است اما کافی نیست . دانشجوئی که در اثر اشراف بر الهیات مسیحی ، در امتحانات مربوطه عالی ترین نمره را به خود اختصاص می دهد ، ممکن است خود حقیقت الهیات مسیحی را قبول نداشته باشد . ایمان نجات بخش ، شامل موافقت ذهنی با حقیقت انجیل است .

ممکن است اشخاص انجیل را درک کنند و حقیقت آن را هم تائید نمایند اما باز هم دستشان از ایمان نجات بخش کوتاه باشد . شیطان می داند که انجیل بر حق است ولی با تمام وجود از آن بیزار است . ایمان نجات بخش ، عنصری از اعتماد را هم در خود دارد . ایمان نجات بخش با توکل و چشم امید داشتن به انجیل بی ارتباط نیست . ما می توانیم باور داشته باشیم که یک صندلی ، وزن ما را تحمل می کند اما تا روی آن ننشینیم ، اعتماد خود را نسبت به آن نشان نداده ایم .

 اعتماد همان قدر از مقوله اراده است که از مقوله ذهن . داشتن ایمان نجات بخش ایجاب می کند که حقیقت انجیل را دوست داشته باشیم و بخواهیم طبق آن زندگی کنیم . در آن صورت ، شیرینی و محبوبیت مسیح را در قلبهای خود خواهیم پذیرفت .

اگر بخواهیم از جنبه فنی به قضیه نگاه کنیم ، اعتماد شخصی می تواند به عنوان فرع موافقت ذهنی یا جزوی از برنامه موافقت ذهنی پدید آید . شیطان ممکن است با حقیقت داشتن جنبه های معینی از امور مربوط به عیسی ابراز موافقت کند اما با همه آنها موافق نیست . او با محبوبیت مسیح موافق نیست . البته ما چه موافقت ذهنی را از اعتمادشخصی متمایز بدانیم و چه آن دو را مرکب بشماریم ، این واقعیت همچنان به جای خود محفوظ است که ایمان نجات بخش ، مستلزم همان چیزی است که لوتر آن را ایمان زنده ، اعتمادی حیاتی و شخصی به مسیح به عنوان نجات دهنده و خداوند نامید .

پس ایمان نجات بخش را می توان به طور خلاصه این چنین بیان کرد .

۱ ـ ایمان نجات بخش ، کودکانه یعنی بی آلایش است اما بچگانه یعنی رشد نایافته نیست .

۲ ـ هیچکس با اعتراف خالی به ایمان ، عادل شمرده نمی شود .

۳ ـ ایمان نجات بخش ، مستلزم موافقت ذهنی با حقیقت انجیل است .

۴ ـ ایمان نجات بخش ، با اعتماد شخصی به مسیح و محبت به او عجین است .

متی ۱۸ :

۱  در همان‌ ساعت ‌، شاگردان‌ نزد عيسي‌آمده‌ ، گفتند : «چه‌ كس‌ در ملكوت‌ آسمان‌ بزرگتر است ‌؟»  2  آنگاه‌ عيسي‌ طفلي‌ طلب‌ نموده‌ ، در ميان‌ ايشان‌ برپا داشت‌  3  و گفت‌ : « هرآينه‌ به‌ شما مي‌گويم‌ تا بازگشت‌ نكنيد و مثل‌ طفلِ كوچك‌ نشويد ، هرگز داخل‌ ملكوت‌ آسمان‌ نخواهيد شد .  4  پس‌ هر كه‌ مثل‌ اين‌ بچه‌ كوچك‌ خود را فروتن‌ سازد ، همان‌ در ملكوت‌ آسمان‌ بزرگتر است‌ .  5  و كسي‌ كه‌ چنين‌ طفلي‌ را به‌ اسم‌ من‌ قبول‌ كند ، مرا پذيرفته‌ است‌ . 

رومیان ۱۰ :

5  زيرا موسي‌ عدالت‌ شريعت‌ را بيان‌ مي‌كند كه‌ « هر كه‌ به‌ اين‌ عمل‌ كند ، در اين‌ خواهد زيست ‌.»  6  لكن‌ عدالت‌ ايمان‌ بدينطور سخن‌ مي‌گويد كه‌ « در خاطر خود مگو كيست‌ كه‌ به‌ آسمان‌ صعود كند يعني‌ تا مسيح‌ را فرود آورد ، 7 يا كيست‌ كه‌ به‌ هاويه‌ نزول‌ كند يعني‌ تا مسيح‌ را از مردگان‌ برآورد .»  8  لكن‌ چه‌ مي‌گويد ؟ اينكه‌ « كلام‌ نزد تو و در دهانت‌ و در قلب‌ تو است‌ يعني‌ اين‌ كلام‌ ايمان‌ كه‌ به‌ آن‌ وعظ‌ مي‌كنيم‌ .»  9  زيرا اگر به‌ زبان‌ خود عيسي‌ خداوند را اعتراف‌ كني‌ و در دل‌ خود ايمان‌ آوري‌ كه‌ خدا او را از مردگان‌ برخيزانيد ، نجات‌ خواهي‌ يافت ‌.  10  چونكه‌ به‌ دل‌ ايمان‌ آورده‌ مي‌شود براي‌ عدالت‌ و به‌ زبان‌ اعتراف‌ مي‌شود بجهت‌ نجات ‌.  11  و كتاب‌ مي‌گويد « هر كه‌ به‌ او ايمان‌ آورد خجل‌ نخواهد شد .»  12  زيرا كه‌ در يهود و يوناني‌ تفاوتي‌ نيست‌ كه‌ همان‌ خداوند ، خداوند همه‌ است‌ و دولتمند است‌ براي‌ همه‌ كه‌ نام‌ او را مي‌خوانند .  13  زيرا هر كه‌ نام‌ خداوند را بخواند نجات‌ خواهد يافت‌.

افسسیان ۲ :

 4  ليكن‌ خدا كه‌ در رحمانيّت‌ ، دولتمند است‌ ، از حيثيّتِ محبّتِ عظيمِ خود كه‌ با ما نمود ،  5  ما را نيز كه‌ در خطايا مرده‌ بوديم‌ با مسيح‌ زنده‌ گردانيد ، زيرا كه‌ محض‌ فيض‌ نجات‌ يافته‌ايد .  6  و با او برخيزانيد و در جايهاي‌ آسماني‌ در مسيح‌ عيسي‌ نشانيد .  7  تا در عالم‌هاي‌ آينده‌ دولت‌ بي‌نهايت‌ فيض‌ خود را به‌ لطفي‌ كه‌ بر ما در مسيح‌ عيسي‌ دارد ظاهر سازد .  8  زيرا كه‌ محض‌ فيض‌ نجات‌ يافته‌ايد ، بوسيله‌ ايمان‌ و اين‌ از شما نيست‌ بلكه‌ بخشش‌ خداست‌ ،  9  و نه‌ از اعمال‌ تا هيچ‌كس‌ فخر نكند .  10  زيرا كه‌ صنعت‌ او هستيم‌ ، آفريده‌ شده‌ در مسيح‌ عيسي‌ براي‌ كارهاي‌ نيكو كه‌ خدا قبل‌ مهيّا نمود تا در آنها سلوك‌ نماييم‌ .

اول تسالونیکیان ۲ :

13  و از اين‌ جهت‌ ما نيز دائماً خدا را شكر مي‌كنيم‌ كه‌ چون‌ كلام‌ خدا را كه‌ از ما شنيده‌ بوديد يافتيد ، آن‌ را كلام‌ انساني‌ نپذيرفتيد، بلكه‌ چنانكه‌ في‌الحقيقة‌ است‌ ، كلام‌ خدا كه‌ در شما كه‌ ايماندار هستيد عمل‌ مي‌كند . 

نامه یعقوب ۲ :

14  اي‌ برادران‌ من ‌، چه‌ سود دارد اگر كسي‌ گويد : « ايمان‌ دارم ‌» وقتي‌ كه‌ عمل‌ ندارد ؟   آيا ايمان‌ مي‌تواند او را نجات‌ بخشد ؟  15  پس‌ اگر برادري‌ يا خواهري‌ برهنه‌ و محتاج‌ خوراك‌ روزينه‌ باشد  ،  16  و كسي‌ از شما بديشان‌ گويد : « به‌ سلامتي‌ برويد و گرم‌ و سير شويد »، ليكن‌ مايحتاج‌ بدن‌ را بديشان‌ ندهد ، چه‌ نفع‌ دارد ؟ 17 همچنين‌ ايمان‌ نيز اگر اعمال‌ ندارد ، در خود مرده‌ است‌ .  18  بلكه‌ كسي‌ خواهد گفت‌ : « تو ايمان‌ داري‌ و من‌ اعمال‌ دارم‌ . ايمان‌ خود را بدون‌ اعمال‌ به‌ من‌ بنما و من‌ ايمان‌ خود را از اعمال‌ خود به‌ تو خواهم‌ نمود .»  19  تو ايمان‌ داري‌ كه‌ خدا واحد است ‌؟ نيكو مي‌كني‌ ! شياطين‌ نيز ايمان‌ دارند ومي‌لرزند !  20  و ليكن‌ اي‌ مرد باطل‌ ، آيا مي‌خواهي‌ دانست‌ كه‌ ايمان‌ بدون‌ اعمال‌ ، باطل‌ است‌ ؟
21  آيا پدر ما ابراهيم‌ به‌ اعمال‌ ، عادل‌ شمرده‌ نشد وقتي‌كه‌ پسر خود اسحاق‌ را به‌ قربانگاه‌ گذرانيد ؟  22  مي‌بيني‌ كه‌ ايمان‌ با اعمال‌ او عمل‌ كرد و ايمان‌ از اعمال‌ ، كامل‌ گرديد .  23  و آن‌ نوشته‌ تمام‌ گشت‌ كه‌ مي‌گويد : « ابراهيم‌ به‌ خدا ايمان‌ آورد و براي‌ او به‌ عدالت‌ محسوب‌ گرديد »، و دوست‌ خدا ناميده‌ شد .  24  پس‌ مي‌بينيد كه‌ انسان‌ از اعمال‌ عادل‌ شمرده‌ مي‌شود ، نه‌ از ايمان‌ تنها .  25  و همچنين‌ آيا راحاب‌ فاحشه‌ نيز از اعمال‌ عادل‌ شمرده‌ نشد وقتي‌ كه‌ قاصدان‌ را پذيرفته‌ ، به‌ راهي‌ ديگر روانه‌ نمود ؟  26  زيرا چنانكه‌ بدن‌ بدون‌ روح‌ مرده‌ است ‌، همچنين‌ ايمان‌ بدون‌ اعمال‌ نيز مرده‌ است ‌.

(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))

لینک ثابت نوشته شده در  2006/8/26ساعت 15:36  توسط عاشق مسیح  | 


کلیک کنید و داخل گروه من عضو بشوید
کلیک کنید و داخل گروه ما عضو بشوید
لوگو دوستان


 

 نوای انجیل