تبليغاتX

 نوای انجیل 

نوای انجیل

پدر 

پسر                   روح القدس

یاران مسیح تعمید ، امضای پیمان با جوهر آئین های مقدس است . تعمید مهری است که خدا با دست بردن به آن ، قول خود به برگزیدگان را ممهور می کند ، قول اینکه آنها جزو پیمان فیض گشته اند .

تعمید مفاهیم متعددی دارد . در وهله نخست ، تعمید نشانه پاک شدن ما و چشم فرو بستن از گناهان ما است . تعمید همچنین علامتی دال بر تولد تازه توسط روح القدس ، دفن شدن و برخاستن به همراه مسیح ، مسکن روح القدس شدن ، فرزند خوانده خدا شدن و تقدیس شدن به دست روح القدس است . تعمید ، توسط مسیح بنیاد نهاده شد و اصلا" برای آن است که در نام پدر ، پسر و روح القدس داده شود . حالت ظاهری چیزی خود به خود یا به طرزی سحر آمیز ، واقعیاتی را که آن ظاهر باید از آنها حکایت کند ، به فرد منتقل نمی کند . بعنوان مثال ، با اینکه تعمید از تولد تازه حکایت می کند ، اما به خودی خود تولد تازه را به ارمغان نمی اورد . قدرت تعمید نه در آب بلکه در قدرت خدا است .

واقعیتی که آئین مقدس تعمید از آن حکایت می کند ، چه قبل از تعمید و چه بعد از آن ، می تواند در شخص تعمید گرفته وجود داشته باشد . در عهد عتیق ، ختنه علامت پیمان بود . ختنه در میان سایر چیزها ، علامتی دال بر ایمان بود که در مورد بزرگسالانی مثل ابراهیم ، ایمان پیش از آنکه علامت ختنه بیاید ، آمد . با این حال ، در مورد فرزندان ایمانداران ، علامت ختنه پیش از اعتراف آنها به ایمان داده شده بود ، کما اینکه در مورد اسحاق چنین بود . به همین نحو ، در پیمان تازه ایجاب می کند که تبدیل شدگان بزرگسال ، پس از اینکه به ایمان خود اعتراف کردند تعمید داده شوند در حالی بچه های آنها ، قبل از اعتراف ایمان ، تعمید می گیرند .

تعمید به مفهوم نوعی شستن با آب است . آئین تعمید می تواند با غوطه ور کردن ، فروبردن یا پاشیدن آب انجام شود . معادل یونانی تعمید می تواند به مفهوم هر یک از موارد سه گانه مذکور باشد .

اعتبار تعمید به شخصیت خادمی که تعمید می دهد یا به شخصیت کسی که تعمید می گیرد بستگی ندارد بلکه نشانه ای از وعده خدا مبنی بر نجات ، خطاب به همه کسانی است که به مسیح ایمان دارند . باید توجه داشته باشیم که تعمید ، قول خدا است . از آنجا که اعتبار قول خدا از این سرچشمه می گیرد که شخصیت خدا شایسته اعتماد است ، اعتبار تعمید از اعتبار قول و وعده خدا مایه می گیرد .

چون تعمید علامت وعده خداست ، نباید پیش از بک بار در مورد کسی اجرا شود . تعمید گرفتن بیش از یک بار ، سایه ای تردید بر تمامیت و صداقت وعده خدا می افکند . مسلما" آنانی که دو بار یا بیشتر تعمید گرفته اند قصد نداشته اند که تمامیت خدا را مورد تردید قرار دهند اما چنانچه عمل ایشان به دقت بررسی شود ، از چنان تردیدی خبر می دهد . در هر صورت ، تکلیف هر مسیحی این است که تعمید بگیرد . تعمید یک رسم بی معنا نیست بلکه از آئین های مقدسی است که توسط خداوند مقرر شده و به آن حکم داده است .

پس تعمید را می توان به طور خلاصه چنین بیان کرد.

۱ ـ تعمید ، امضاء پیمان تازه با جوهر آئین های مقدس است .

۲ ـ تعمید معانی متعددی دارد .

۳ ـ تعمید توسط مسیح بنیانگذاری شده و باید در نام پدر ، پسر و روح القدس ، با آب اجرا شود .

۴ ـ تعمید به طور خودکار تولد تازه را به همراه خود یا پشت سر خود نمی اورد .

۵ ـ تعمید را می توانباغوظه ور کردن ، پاشیدن ، یا فرو بردندر آب اجرا نمود .

۶ ـ اعتبار تعمید بر پایه تمامیت قول خدا است و فقط یک بار باید شخص را از آن برخوردار کرد .

رومیان ۴ :

11 و علامت‌ ختنه‌ را يافت‌ تا مُهر باشد بر آن‌ عدالت‌ ايماني‌ كه‌ در نامختوني‌ داشت‌ ، تا او همه‌ نامختونان‌ را كه‌ ايمان‌ آورند پدر باشد تا عدالت‌ براي‌ ايشان‌ هم‌ محسوب‌ شود ؛  12  و پدر اهل‌ ختنه‌ نيز يعني‌ آناني‌ را كه‌ نه‌ فقط‌ مختونند بلكه‌ سالك‌ هم‌ مي‌باشند بر آثار ايماني‌ كه‌ پدر ما ابراهيم‌ در نامختوني‌ داشت‌ .

رومیان ۶ :

 3  يا نمي‌دانيد كه‌ جميع‌ ما كه‌ در مسيح‌ عيسي‌ تعميد يافتيم ‌، در موت‌ او تعميد يافتيم ‌؟  4  پس‌ چونكه‌ در موت‌ او تعميد يافتيم ‌، با او دفن‌ شديم‌ تا آنكه‌ به‌ همين‌ قسمي‌ كه‌ مسيح‌ به‌ جلال‌ پدر از مردگان‌ برخاست‌ ، ما نيز در تازگي‌ حيات‌ رفتار نماييم‌ .

اول قرنتیان ۱۲ :

12  زيرا چنانكه‌ بدن‌ يك‌ است‌ و اعضاي‌ متعدّد دارد و تمامي‌ اعضاي‌ بدن‌ اگرچه‌ بسيار است‌ يكتن‌ مي‌باشد ، همچنين‌ مسيح‌ نيز مي‌باشد . 13 زيرا كه‌ جميع‌ ما به‌ يك‌ روح‌ در يك‌ بدن‌ تعميد يافتيم ‌، خواه‌ يهود ، خواه‌ يوناني‌ ، خواه‌ غلام‌ ، خواه‌ آزاد و همه‌ از يك‌ روح‌ نوشانيده‌ شديم‌ . 14 زيرا بدن‌ يك‌ عضو نيست‌ بلكه‌ بسيار است‌ .

کولسیان ۲ :

11  و در وي‌ مختون‌ شده‌ايد ، به‌ ختنه‌ ناساخته‌ به‌ دست‌ يعني‌ بيرون‌ كردن‌ بدن‌ جسماني ‌، بوسيله‌ اختتان‌ مسيح ‌. 12  و با وي‌ در تعميد مدفون‌ گشتيد كه‌ در آن‌ هم‌ برخيزانيده‌ شديد به‌ ايمان‌ بر عمل‌ خدا كه‌ او را از مردگان‌ برخيزانيد .  13  و شما را كه‌ در خطايا و نامختوني‌ جسم‌ خود مرده‌ بوديد ، با او زنده‌ گردانيد چونكه‌ همه‌ خطاياي‌ شما را آمرزيد ، 14 و آن‌ دستخطّي‌ را كه‌ ضدّ ما و مشتمل‌ بر فرايض‌ و به‌ خلاف‌ ما بود ، محو ساخت‌ و آن‌ را به‌صليب‌ خود ميخ‌ زده ‌، از ميان‌ برداشت ‌.  15  و از خويشتن‌ رياسات‌ و قوّات‌ را بيرون‌ كرده ‌، آنها را علانيةً آشكار نمود ، چون‌ در آن‌ بر آنها ظفر يافت .

تیطس ۳ :

3  زيرا كه‌ ما نيز سابقاً بي‌فهم‌ و نافرمانبردار و گمراه‌ و بنده‌ انواع‌ شهوات‌ و لذّات‌ بوده ‌، در خُبث‌ و حسد بسر مي‌برديم‌ كه‌ لايق‌ نفرت‌ بوديم‌ و بر يكديگر بغض‌ مي‌داشتيم ‌.  4  ليكن‌ چون‌ مهرباني‌ و لطف‌ نجات‌دهنده‌ ما خدا ظاهر شد ،  5  نه‌ به‌ سبب‌ اعمالي‌ كه‌ ما به‌ عدالت‌ كرده‌ بوديم ‌، بلكه‌ محض‌ رحمت‌ خود ما را نجات‌ داد به‌ غسل‌ تولّد تازه‌ و تازگي‌اي‌ كه‌ از روح‌القدس‌ است ‌؛  6  كه‌ او را به‌ ما به‌ دولتمندي‌ افاضه‌ نمود ، به‌ توسّط‌ نجات‌دهنده‌ ما عيسي‌ مسيح‌ ،  7  تا به‌ فيض‌ او عادل‌ شمرده‌ شده ‌، وارث‌ گرديم‌ بحسب‌ اميد حيات‌ جاوداني ‌.

(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد )) 

لینک ثابت نوشته شده در  2006/8/16ساعت 10:41  توسط عاشق مسیح  | 

پدر

پسر            روح القدس

یاران مسیح ، دوستان زیادی سوالاتی در مورد حواریون از اینجانب کرده بودند . خواستم در مورد رسولان و حواریون عیسی مسیح بنویسم تا دوستانی که اطلاعاتی در این مورد ندارند آگاه شوند باشد که فیض خداوند با این عزیزان هم باشد .

یاران مسیح از آنجا که دوازده تن از آنانی که شاگردان مسیح بودند بعدا" رسولان او شدند ، دو اصطلاح شاگرد و رسول ، اغلب با یکدیگر اشتباه می شوند . هر چند که این دو اصطلاح ، به جای یکدیگر مورد استفاده قرار میگیرند اما نمی توان گفت که دقیقا" مترادف هستند . طبق تعریف کتاب مقدس ، شاگرد یعنی  ( فرا گیرنده ) ، کسی که از تعلیم و تربیت عیسی پیروی می کند . با اینکه رسولان هم شاگرد بودند ولی هر شاگردی رسول محسوب نمی شود .

رسولان در کلیسای عهد جدید از مقام ویژه ای برخوردار هستند . اصطلاح رسول ، به مفهوم ( فرستاده شده ) است . به هر صورت از لحاظ فنی ، رسول چیزی بیش از پیغام بر بود . او ماموریت تام داشت تا به جای کسی که او را فرستاده سخن بگوید و نمایندهء او باشد . در عهد جدید ، رسول اعظم ، خود عیسی است او از جانب پدر فرستاده شد و به همین خاطر انکار عیسی انکار پدری او بود که او را فرستاده بود .

رسولان هم به همین ترتیب مستقیما" توسط مسیح دعوت شده و ماموریت یافته بودند و به اختیار و اقتدار او سخن می گفتند . انکار اختیار و اقتدار رسولان ، انکار اختیار و اقتدار مسیح ، فرستنده ایشان است .

در عهد جدید ، دوازده شاگرد به عنوان رسول ماموریت یافتند . پس از مرگ یهودا ، همچنان که در اعمال رسولان مندرج است ، کلیسا با انتخاب متیاس ، جای خالی او را پر کرد . عیسی ، پولس را به عنوان رسول ویژه غیر یهودیان به آن عده افزود . از آنجا که پولس همه شرایط مطرح شده در اعمال برای تصدی رسالت حائز نبود ، رسالت او مباحثاتی را برانگیخت . ملاک های رسالت عبارت بودند از :

۱ ـ شاگرد عیسی بودن در زمان خدمت زمینی او

۲ ـ  شاهد عینی قیام بودن

۳ ـ خوانده شدن و ماموریت یافتن توسط خود مسیح

پولس قبلا" شاگرد نبود و رویای او از مسیح قیام کرده ، پس از صعود عیسی دست داد . پولس بر خلاف سایر شاگردان که شاهد عینی قیام بودند ، به آن شکل شاهد قیام نبود . با همه این احوال ، پولس مستقیما" توسط مسیح ، به تصدی آن مقام فرا خوانده شد . فراخوان او از سوی سایر رسولان تائید شد چرا که رسالت او جای تردید نداشت و روا بود زیرا که خدا معجزاتی از طریق او انجام می داد ، معجزاتی که اقتدار او را به عنوان رسول مکاشفه ، تصدیق می کردند . از اواخر قرن اول یعنی از دورانی که دیگر آن جاذبه های رسولی در کار نبود ، پدران کلیسا ، اختیار و اقتدار خود را فرع بر اختیار و اقتدار رسولان اصلی می دانستند . از آنجا که هیچکس نمی تواند از عهده ملاک های کتاب مقدس به مقام رسالت بر آید ، یا چون پولس توسط رسولان اصلی تائید شود ، امروز هیچ رسول رسمی زنده ای در کار نیست . امروز یگانه منبع موثق رسولی برای ما ، کتاب مقدس است .

پس رسولان را چنین می توان خلاصه کرد .

۱ ـ اصطلاحات شاگرد و رسول مترادف نیستند . شاگرد یعنی فرا گیرنده و رسول یعنی شخصی که با اختیار و اقتدار فرستاده شده تا بجای فرستندهء خود سخن بگوید .

۲ ـ عیسی ( رسول پدر ) بود .

۳ ـ ملاکهای کتاب مقدس برای رسالت عبارتند از : الف ) شاگرد عیسی بودن   ب ) شاهد عینی قیام عیسی بودن  ج ) دعوت مستقیم از جانب مسیح

۴ ـ رسول شدن پولس ، همتائی نداشت و می بایست توسط سایر رسولان تائید شود .

۵ ـ از جنبه کتاب مقدس ، امروزه هیچ رسولی وجود ندارد .

۶ ـ مرجع رسولی ، امروزه در کتاب مقدس یافت می شود .

رومیان ۱ :

۱پولس‌، غلام‌ عيسي‌ مسيح‌ و رسول‌ خوانده شده‌ و جدا نموده‌ شده‌ براي‌ انجيل‌ خدا ، 2 كه‌ سابقاً وعده‌ آن‌ را داده‌ بود به‌ وساطت‌ انبياي‌ خود در كتب‌ مقدّسه ‌،  3  درباره‌ پسر خود كه‌ بحسب‌ جسم‌ از نسل‌ داود متولّد شد ،  4  و بحسب‌ روح‌ قدّوسيّتْ پسر خدا به‌ قوّت‌ معروف‌ گرديد از قيامت‌ مردگان‌ يعني‌ خداوند ما عيسي‌ مسيح‌ ، 5 كه‌ به‌ او فيض‌ و رسالت‌ را يافتيم‌ براي‌ اطاعت‌ ايمان‌ در جميع‌ امّت‌ها به‌خاطر اسم‌ او ،  6  كه‌ در ميان‌ ايشان‌ شما نيز خوانده‌ شده‌ عيسي‌ مسيح‌ هستيد ،

رومیان ۱۱ :

 13  زيرا به‌ شما اي‌ امّت‌ها سخن‌ مي‌گويم‌ . پس‌ از اين‌ روي‌ كه‌ رسول‌ امّت‌ها مي‌باشم‌ خدمت‌ خود را تمجيد مي‌نمايم ‌،  

اول قرنتیان ۹ :

 2  هرگاه‌ ديگران‌ را رسول‌ نباشم‌ ، البتّه‌ شما را هستم‌ زيرا كه‌ مُهر رسالت‌ من‌ در خداوند شما هستيد . 

اول قرنتیان ۱۵ :

 9  زيرا من‌ كهترين‌ رسولان‌ هستم‌ و لايق‌ نيستم‌ كه‌ به‌ رسول‌ خوانده‌ شوم ‌، چونكه‌ بركليساي‌ خدا جفا مي‌رسانيدم‌ . 

نامه به عبرانیان ۳ :

۱بنابراين ‌، اي‌ برادران‌ مقدّس‌ كه‌ در دعوت سماوي‌ شريك‌ هستيد ، در رسول‌ و رئيس‌ كَهَنَة‌ اعتراف‌ ما يعني‌ عيسي‌ تأمّل‌ كنيد ، 

(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))

لینک ثابت نوشته شده در  2006/8/10ساعت 15:49  توسط عاشق مسیح  | 

پدر 

پسر              روح القدس

یاران مسیح عدالت ، کلمه ای است که هر روزه آن را در روابط شخصی خویش ، در قراردادهای اجتماعی ، در امور قانون گزاری و در احکامی که از سوی دادگاهها صادر می شوند می شنویم .  کلمهء عدالت در عین حال که پیش پا افتاده  ومعمولی به نظر می رسد اما به همان اندازه تمام فلاسفه ای را که در پی تعریف مناسبی از آن هستند ، گیج و سر در گم کرده است .

گاهی اوقات عدالت را با آنچه که تملک شده یا لایق طرف بوده است ، مرتبط می دانیم یامساوی می گیریم . گاهی از اشخاص حرف می زنیم که بخاطر تنبیه شدن یا پاداش گرفتن ، دقیقا" به لیاقتشان رسیده اند . البته پاداش همیشه به نسبت شایستگی داده نمی شود . فرض کنید که یک مسابقه زیبائی ترتیب داده شده و قرار است که به زیباترین شخص ، جایزه ای تعلق می گیرد . وقتی که آن زیبائی جایزه را می برد ، بخاطر این نیست که چیزی شایسته در زیبا بودن وجود دارد . در عوض ، عدالت هنگامی رعایت می شود که کسی که زیباتر پنداشته شده ، با دریافت جایزه ، سزاوارانه پاداش می گیرد . اگر داوران ( به دلایل سیاسی یا به خاطر گرفتن رشوه ) به کسی رای می دادند که زیباترین جلوه را نمی داشت ، آن وقت نتیجهء مسابقه نا عادلانه می بود .

به دلایلی نظیر دلایل فوق الذکر ، ارسطو عدالت را چنین تعریف کرد : ( دادن حق شخص به او ) . (حـق ) را می توان بنا به یک محظور اخلاقی یا یک توافق قبلی تعیین نمود . اگر کسی بیش از آن حدی تنبیه شود که جرم او اقتضا می کند ، تنبیه مزبور نا عادلانه است . اگر کسی پاداشی دریافت کند که کمتر از استحقاق او باشد ، آن پاداش غیر عادلانه است .

حالاکه این طور است پس رحمت چه ارتباطی با عدالت دارد ؟

هر چند که رحمت و عدالت گاهی اشتباها" در جای یکدیگر قرار داده می شوند  اما بدیهی است که دو امر متفاوت هستند . رحمت وقتی شامل حال شخصی می شود که یا پاداشی بیش از استحقاق خود دریافت کند یا مجازاتی کمتر از آنچه را که  مستحق آن بوده تحمل نماید . خدا با رحمت خویش عدالت خود را معتدل می کند . فیض او اساسا" نوعی رحمت است . وقتی خدا از مجازاتی که شایستهء آن هستیم خود داری می کند ، یا هنگامی که به پرستش و عبادت انسان که وظیفهء ماست  و به همین خاطر شایستهء هیچ پاداشی نیست ، پاداش می دهد  ، به ما فیض می بخشد  . رحمت همواره به اختیار خداست . او هرگز مجبور نیست که رحیم باشد . خدا این حق را برای خود محفظ می دارد که فیض خویش را موافق اراده نیکوی خود اعمال نماید .

مردم اغلب گله می کنند که خدا منصف نیست چرا که فیض یا رحمت خود را به تساوی بر همه مردم نثار نمی کند . ما شکایت می کنیم که اگر خدا کسی را عفو می کند پس چرا خود را  مجبور به عفو همه نمی داند . با این وصف ، به وضوح در متون مقدس می بینیم که خدا با همه به مساوات رفتار نمی کند . او به طریقی خود را بر ابراهیم مکشوف ساخت که به سایر بت پرستان دنیای باستان مکشوف نساخت . او از سر فیض ، به طریقی بر پولس ظاهر شد که به یهودای اسخریوطی ظاهر نگشت .  

پولس از خدا فیض دریافت کرد اما یهودای اسخر یوطی با عدالت او روبرو شد . رحمت و فیض قالبهای هستند که نا عادلانه به نظر می رسند اما اعمال ظالمانه نیستند . اگر مجازات یهودا بیش از استحقاق وی می بود ، آن وقت دلیلی برای شکایت می داشت پولس فیض در یافت کرد اما مستلزم آن نیست که یهودا هم فیض دریافت کند . اگر خدا ملزم به روا داشتن فیض باشد ، اگر خدا مجبور باشد که فیض ببخشد ، پس دیگر موضوع نه موضوع فیض بلکه موضوع عدالت است .

از دیدگاه کتاب مقدس ، دادگری در قالب عدالت می گنجد . وقتی خدا داد گر باشد ، همان کاری می کند که عادلانه است .

پس عدالت خدا را چنین خلاصه می کنیم .

۱ ـ دادگری مستلزم همان چیزی است که حق بشمار می رود .

۲ ـ دادگری از دیدگاه کتاب مقدس ، بسته به عدالت است یعنی به انجام آنچه که درست است .

۳ ـ ظلم ، خارج از نظام عدالت و زیر پا گذاشتن آن است . رحمت هم خارج از نظام عدالت است اما زیر پا گذاشتن آن نیست .

پیدایش : ۱۸

 25  حاشا از تو كه‌ مثل‌ اين‌ كار بكني‌ كه‌ عادلان‌ را با شريران‌ هلاك‌ سازي‌ و عادل‌ و شرير مساوي‌ باشند. حاشا از تو! آيا داور تمام‌ جهان‌، انصاف‌ نخواهد كرد؟» 

خروج : ۳۴

 6  و  خداوند  پيش‌ روي‌ وي‌ عبور كرده‌، ندا درداد كه‌ «يهوه‌، يهوه‌، خداي‌ رحيم‌ و رئوف‌ و ديرخشم‌ و كثير احسان‌ و وفا؛  7  نگاه‌ دارندة‌ رحمت‌ براي‌ هزاران‌، و آمرزندة‌ خطا و عصيان‌ و گناه‌؛ لكن‌ گناه‌ را هرگز بي‌سزا نخواهد گذاشت‌، بلكه‌ خطاياي‌ پدران‌ را بر پسران‌ و پسران‌ پسران‌ ايشان‌ تا پشت‌ سوم‌ و چهارم‌ خواهد گرفت‌.» 

نحمیا : ۹

 32  و الا´ن‌ اي‌ خداي‌ ما، اي‌ خداي‌ عظيم‌ و جبّار و مهيب‌ كه‌ عهد و رحمت‌ را نگاه‌ مي‌داري‌، زنهار تمامي‌ اين‌ مصيبتي‌ كه‌ بر ما و بر پادشاهان‌ و سروران‌ و كاهنان‌ و انبيا و پدران‌ ما و بر تمامي‌ قوم‌ تو از ايام‌ پادشاهان‌ اَشُّور تا امروز مستولي‌ شده‌ است‌، در نظر تو قليل‌ ننمايد.  33  و تو در تمامي‌ اين‌ چيزهايي‌ كه‌ بر ما وارد شده‌ است‌ عادل‌ هستي‌، زيرا كه‌ تو به‌ راستي‌ عمل‌ نموده‌اي‌، اما ما شرارت‌ ورزيده‌ايم‌. 

مزامیر : ۱۴۵

17   خداوند  عادل‌ است‌ در جميع‌ طريق‌هاي‌ خود و رحيم‌ در كّل‌ اعمال‌ خويش‌. 

رومیان : ۹

   14  پس‌ چه‌ گوييم‌؟ آيا نزد خدا بي‌انصافي‌ است‌؟ حاشا!  15  زيرا به‌ موسي‌ مي‌گويد: «رحم‌ خواهم‌ فرمود بر هر كه‌ رحم‌ كنم‌ و رأفت‌ خواهم‌ نمود بر هر كه‌ رأفت‌ نمايم‌.»  16  لاجرم‌ نه‌ از خواهش‌ كننده‌ و نه‌ از شتابنده‌ است‌، بلكه‌ از خداي‌ رحم‌ كننده‌.  17  زيرا كتاب‌ به‌ فرعون‌ مي‌گويد: «براي‌ همين‌ تو را برانگيختم‌ تا قوّت‌ خود را در تو ظاهر سازم‌ و تا نام‌ من‌ در تمام‌ جهان‌ ندا شود.»  18  بنابراين‌ هر كه‌ را مي‌خواهد رحم‌ مي‌كند و هر كه‌ را مي‌خواهد سنگدل‌ مي‌سازد. 19 پس‌ مرا مي‌گويي‌: «ديگر چرا ملامت‌ مي‌كند؟ زيرا كيست‌ كه‌ با اراده‌ او مقاومت‌ نموده‌ باشد؟» 20  ني‌ بلكه‌ تو كيستي‌ اي‌ انسان‌ كه‌ با خدا معارضه‌ مي‌كني‌؟ آيا مصنوع‌ به‌ صانع‌ مي‌گويد كه‌ چرا مرا چنين‌ ساختي‌؟  21  يا كوزه‌گر اختيار بر گِل‌ ندارد كه‌ از يك‌ خميره‌ ظرفي‌ عزيز و ظرفي‌ ذليل‌ بسازد؟  22  و اگر خدا چون‌ اراده‌ نمود كه‌ غضب‌ خود را ظاهر سازد و قدرت‌ خويش‌ را بشناساند، ظروف‌ غضب‌ را كه‌ براي‌ هلاكت‌ آماده‌ شده‌ بود، به‌ حلم‌ بسيار متحمّل‌ گرديد ،  23  و تا دولت‌ جلال‌ خود را بشناساند بر ظروف‌ رحمتي‌ كه‌ آنها را از قبل‌ براي‌ جلال‌ مستعّد نمود ،  24  و آنها را نيز دعوت‌ فرمود يعني‌ ما نه‌ از يهود فقط‌ بلكه‌ از امّت‌ها نيز .  25  چنانكه‌ در هوشع‌ هم‌ مي‌گويد: «آناني‌ را كه‌ قوم‌ من‌ نبودند، قوم‌ خود خواهم‌ خواند و او را كه‌ دوست‌ نداشتم‌ محبوبه‌ خود. 26 و جايي‌ كه‌ به‌ ايشان‌ گفته‌ شد كه‌ شما قوم‌ من‌نيستيد، در آنجا پسران‌ خداي‌ حّي‌ خوانده‌ خواهند شد.»  27  و اشعيا نيز در حقّ اسرائيل‌ ندا مي‌كند كه‌ «هرچند عدد بني‌اسرائيل‌ مانند ريگ‌ دريا باشد، لكن‌ بقيّة‌ نجات‌ خواهند يافت‌ ؛  28  زيرا خداوند كلام‌ خود را تمام‌ و منقطع‌ ساخته‌، بر زمين‌ به‌ عمل‌ خواهد آورد.»  29  و چنانكه‌ اشعيا پيش‌ اخبار نمود كه‌ «اگر ربّالجنود براي‌ ما نسلي‌ نمي‌گذارد ، هرآينه‌ مثل‌ سدوم‌ مي‌شديم‌ و مانند غَمورَه‌ مي‌گشتيم‌.» 3۰  پس‌ چه‌ گوييم‌؟ امّت‌هايي‌ كه‌ در پي‌عدالت‌ نرفتند، عدالت‌ را حاصل‌ نمودند، يعني‌ عدالتي‌ كه‌ از ايمان‌ است‌ .  31  لكن‌ اسرائيل‌ كه‌ در پي‌ شريعت‌ عدالت‌ مي‌رفتند، به‌ شريعت‌ عدالت‌ نرسيدند .  32  از چه‌ سبب‌؟ از اين‌ جهت‌ كه‌ نه‌ از راه‌ ايمان‌ بلكه‌ از راه‌ اعمالِ شريعت‌ آن‌ را طلبيدند، زيرا كه‌ به‌ سنگ‌ مصادم‌ لغزش‌ خوردند . 33 چنانكه‌ مكتوب‌ است‌ كه‌ «اينك‌ در صهيون‌ سنگي‌ مصادم‌ و صخره‌ لغزش‌ مي‌نهم‌ و هر كه‌ بر او ايمان‌ آورد، خجل‌ نخواهد گرديد .»

(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))

لینک ثابت نوشته شده در  2006/8/5ساعت 4:14  توسط عاشق مسیح  | 

پدر   

پسر    روح القدس

یاران مسیح میانجی یعنی کسی که هنگام مشاجره و نزاع ، خود را وسط می اندازد ، کسی است که بین دو یا چند شخص یا گروه که مشغول جدال می باشند ، قرار می گیرد و سعی می کند که آنها را دوباره آشتی دهد . در اصطلاحات کتاب مقدسی ، انسانها طوری توصیف شده اند که انگار در دشمنی با خود هستند . ما عصیان می کنیم ، سر به شورش بر می داریم و از اطاعت حکم خدا سر باز می زنیم . یکی از پیامدهای این رفتار آن است که غضب خدا بر ما نازل می شود . برای اینکه این وضعیت مصیبت بار تغییر کند یا اینکه از عواقب آن خلاص گردیم ، لازم است که دوباره با خدا آشتی داده شویم .

خدای پدر به منظور تشویق ما به آشتی دوباره ، پسر خود را فرستاد تا برای ما میانجی گری کند . مسیح برای ما یادآور همان عظمت آسمانی خود خداست . در واقع او خدای مجسم است . آری او طبیعت انسانی بر خود گرفت و از سر عهد ، خود را در مقابل الزامات حکم خدا خاضع نمود .

کار مسیح برای برقراری آشتی مجدد این چنین آغاز نشد که او خواسته باشد پدر را قانع کند که غضب خود را کنار بگذارد . در عوض ، رایزنی ازلی الوهیت ، بر سر آمدن پسر به عنوان میانجی ما ، بین پدر و پسر توافق کامل وجود داشت . هیچ فرشته ای نمی توانست خدا را به اندازه کافی به ما معرفی کند ، فقط خود خدا می توانست این کار را انجام دهد . در تن گیری پسر خدا ، او طبیعت انسان را بر خود گرفت تا رهانیدن ذریت سقوط کرده آدم را عملی سازد . مسیح با اطاعت کامل خود ، از عهدهء الزامات حکم خدا بر آمد و برای ما شایسته حیات جاودانی شد . او با گردن نهادن به کفاره بر روی صلیب ، الزامات غضب خدا علیه ما را بر خود گرفت . مسیح واجبات آسمانی جهت آشتی مجدد را چه از جنبه مثبت و چه از جنبه منفی ، بر عهده گرفت . او با خون خود و شفاعت هر روز لاینقطع برای ما و به عنوان کاهن اعظم ما ، امکان بستن پیمان تازه ای با خدا را برای ما فراهم آورد .

میانجی موثر کسی است که قادر باشد بین طرفین متخاصم یا بیگانه ، صلح بر قرار کند . این همان نقشی است که عیسی به عنوان میانجی کامل ما ایفا کرد . پولس اظهار کرد که ما از طریق کار مسیح مبنی بر برقرار کردن آشتی مجدد ، با خدا در صلح هستیم .

کار میانجی گرانه مسیح ، از کار همه میانجی کنندگان دیگر برتر است . موسی میانجی پیمان قدیم بود . او به عنوان واسط خدا ، با دادن احکام به اسرائیلیان ، خادم خدا بود . البته همانطور که مولف عبرانیان اظهار می دارد عیسی از موسی برتر است .

پس می توان عیسی مسیح به عنوان میانجی را به طور خلاصه این چنین بیان کرد .

۱ ـ میانجی برای فراهم آوردن امکان آشتی مجدد بین طرفینی که بیگانه شده اند ، کار می کند .

۲ ـ مسیح به عنوان خدا ـ انسان ، ما را دوباره با پدر آشتی می دهد .

۳ - پسر و پدر در ازل با هم توافق داشته اند که مسیح میانجی ما باشد .

۴ - کار میانجی گری مسیح ، برتر از اعمال انبیا ، فرشتگان و موسی است .

رومیان ۵ :

 ۱ پس‌ چونكه‌ به‌ ايمان‌ عادل‌ شمرده‌ شديم‌ ، نزد خدا سلامتي‌ داريم‌ بوساطت‌ خداوند ما عيسي‌ مسيح‌ 

رومیان ۸ :

 33  كيست‌ كه‌ بر برگزيدگان‌ خدا مدّعي‌ شود ؟  آيا خدا كه‌ عادل‌ كننده‌ است ‌؟  34  كيست‌ كه‌ بر ايشان‌ فتوا دهد ؟  آيا مسيح‌ كه‌ مُرد بلكه‌ نيز برخاست ‌، آنكه‌ به‌ دست‌ راست‌ خدا هم‌ هست‌ و ما را نيز شفاعت‌ مي‌كند ؟   

اول تیموتائوس ۲ :

 5  زيرا خدا واحد است‌ و در ميان‌ خدا و انسان‌ يك‌ متوسّطي‌ است‌ يعني‌ انساني‌ كه‌ مسيح‌ عيسي‌ باشد ،  6  كه‌ خود را در راه‌ همه‌ فدا داد ، شهادتي‌ در زمان‌ معيّن ‌. 

نامه به عبرانیان ۳ :

 3  زيرا كه‌ اين‌ شخص‌ لايق‌ اكرامي‌ بيشتر از موسي‌ شمرده‌ شد به‌ آن‌ اندازه‌اي‌ كه‌ سازنده‌ خانه‌ را حرمت‌ بيشتر از خانه‌ است‌ . 4 زيرا هر خانه‌اي‌ بدست‌ كسي‌ بنا مي‌شود ، لكن‌ باني‌ همه‌ خداست ‌.  5  و موسي‌ مثل‌ خادم‌ در تمام‌ خانه‌ او امين‌ بود تا شهادت‌ دهد بر چيزهايي‌ كه‌ مي‌بايست‌ بعد گفته‌ شود .  6  و اما مسيح‌ مثل‌ پسر بر خانه‌ او . و خانه‌ او ما هستيم‌ بشرطي‌ كه‌ تا به‌ انتها به‌ دليري‌ و فخرِ اميدِ خود متمسّك‌ باشيم‌ .

نامه به عبرانیان ۷ :

20  و بقدر آنكه‌ اين‌ بدون‌ قسم‌ نمي‌باشد .  21  زيرا ايشان‌ بي‌قسم‌ كاهن‌ شده‌اند و ليكن‌ اين‌ با قسم‌ از او كه‌ به‌ وي‌ مي‌گويد : « خداوندقسم‌ خورد و تغيير اراده‌ نخواهد داد كه‌ تو كاهن‌ ابدي‌ هستي‌ بر رتبه‌ ملكيصدق ‌.»  22  به‌ همين‌ قدر نيكوتر است‌ آن‌ عهدي‌ كه‌ عيسي‌ ضامن‌ آن‌ گرديد .  23  و ايشان‌ كاهنان‌ بسيار مي‌شوند ، از جهت‌ آنكه‌ موت‌ از باقي‌ بودن‌ ايشان‌ مانع‌ است‌ . 24  لكن‌ وي‌ چون‌ تا به‌ ابد باقي‌ است‌ ، كهانت‌ بي‌زوال‌ دارد .  25  از اين‌ جهت‌ نيز قادر است‌ كه‌ آناني‌ را كه‌ بوسيله‌ وي‌ نزد خدا آيند ، نجات‌ بي‌نهايت‌ بخشد ، چونكه‌ دائماً زنده‌ است‌ تا شفاعت‌ ايشان‌ را بكند .

نامه به عبرانیان ۹ :

11  ليكن‌ مسيح‌ چون‌ ظاهر شد تا رئيس‌ کهنه نعمتهاي‌ آينده‌ باشد ، به‌ خيمه‌ بزرگتر و كاملتر و ناساخته‌شده‌ به‌ دست‌ يعني‌ كه‌ از اين‌ خلقت‌ نيست ‌،  12  و نه‌ به‌ خون‌ بزها و گوساله‌ها، بلكه‌ به‌ خون‌ خود ، يك‌ مرتبه‌ فقط‌ به‌ مكان‌ اقدس‌ داخل‌ شد و فديه‌ ابدي‌ را يافت ‌.  13  زيرا هر گاه‌ خون‌ بزها و گاوان‌ و خاكستر گوساله‌ چون‌ بر آلودگان‌ پاشيده‌ مي‌شود ، تا به‌ طهارت‌ جسمي‌ مقدّس‌ مي‌سازد ،  14  پس‌ آيا چند مرتبه‌ زياده ‌، خون‌ مسيح‌ كه‌ به‌ روح‌ ازلي‌ خويشتن‌ را بي‌عيب‌ به‌ خدا گذرانيد ، ضمير شما را از اعمال‌ مرده‌ طاهر نخواهد ساخت‌ تا خداي‌ زنده‌ را خدمت‌ نماييد ؟ 15  و از اين‌ جهت‌ او متوسط‌ عهد تازه‌اي‌ است‌ تا چون‌ موت‌ براي‌ كفّاره‌ تقصيرات‌ عهد اول‌ بوقوع‌ آمد ، خوانده‌شدگان‌ وعده‌ ميراث‌ ابدي‌ را بيابند .  16  زيرا در هر جايي‌ كه‌ وصيّتي‌ است‌ ، لابدّ است‌ كه‌ موتِ وصيّت‌كننده‌ را تصوّر كنند ،  17 زيرا كه‌ وصيّت‌ بعد از موت‌ ثابت‌ مي‌شود ؛ زيرا مادامي‌ كه‌ وصيّت‌كننده‌ زنده‌ است‌ ، استحكامي‌ ندارد .  18  و از اينرو ، آن‌ اول‌ نيز بدون‌ خون‌ برقرار نشد .  19  زيرا كه‌ چون‌ موسي‌ تمامي‌ احكام‌ را بحسب‌ شريعت‌ به‌ سمع‌ قوم‌ رسانيد ، خون‌ گوساله‌ها و بزها را با آب‌ و پشم‌ قرمز و زوفا گرفته‌ ، آن‌ را بر خود كتاب‌ و تمامي‌ قوم‌ پاشيد ؛ 20 و گفت ‌: « اين‌ است‌ خون‌ آن‌ عهدي‌ كه‌ خدا با شما قرار داد .»  21  و همچنين‌ خيمه‌ و جميع‌ آلات‌خدمت‌ را نيز به‌ خون‌ بيالود .  22  و بحسب‌ شريعت‌ ، تقريباً همه‌ چيز به‌ خون‌ طاهر مي‌شود و بدون‌ ريختن‌ خون‌ ، آمرزش‌ نيست‌ .

(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))

لینک ثابت نوشته شده در  2006/7/27ساعت 18:28  توسط عاشق مسیح  | 

پدر      

پسر     روح القدس

یاران مسیح سلام و درود خداوند با شما باد .

گروهی ساخته ایم به نام ( گروه نوای انجیل ) این گروه متعلق به نوای انجیل می باشد .

چنانچه من و یا شما خبر های جدیدی در مورد مسیحیت داریم را در این گروه بنویسیم تا تمامی دوستان از آن خبر ها اطلاع حاصل کنند .

باشد تا خبر های جدید و خوشحال کننده در این گروه نوشته شود .

و اگر دوستانی مایل هستند که برایشان دعا شود در این گروه بنویسید

اگر تمایل به عضو شدن داخل این گروه را دارید بر روی عکس یا  بنر زیر کلیک کنید

کلیک کنید و در گروه ما عضو بشوید

کلیک کنید و داخل گروه من عضو بشوید
کلیک کنید و داخل گروه ما عضو بشوید
 
(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))
لینک ثابت نوشته شده در  2006/7/27ساعت 16:41  توسط عاشق مسیح  | 


کلیک کنید و داخل گروه من عضو بشوید
کلیک کنید و داخل گروه ما عضو بشوید
لوگو دوستان


 

 نوای انجیل