پدر
پسر روح القدس
یاران مسیح تاریخ جهان ناظر اشکال متفاوت بیشماری از حکومتها بوده است . انواع رایج تر آنها دیکتاتوری های ناشی از حکومت نظامی ، جمهوری های منبعث از قانون ، مردم سالاری های متشکل از آرای اکثریت و دو نوع پادشاهی مشروطه ( که اختیارات پادشاه محدود می باشد ) و پادشاهی مطلقه ( که در آن کلام پادشاه به منزله قانون است ) می باشد .
ملکوت خدا از نوع پادشاهی مطلقه است . هیچ نهادی که از بیرون خدا را مقید کند ، وجود ندارد . خدا برای حکومت کردن بر زیر دستانش ، هیچ نیازی به جلب رضایت آنها ندارد . تصمیمات او نیازی به مراجعه به آرای عمومی یا کسب اکثریت آرا ندارند . کلام او به منزله قانون و حکومت او پادشاهی مطلقه است .
در هر حکومت پادشاهی ، خاصیت افتخار کردن به پادشاه و وفاداری به تاج و تخت ، به طرز غیر قابل تصوری اهمیت دارند . آن قدر که این دو عنصر در ملکوت خدا حیاتی اند ، در هیچ حکومت پادشاهی حیاتی نیستند . با این وصف گناه بنیادین نوع بشر در سر پیچی ما از افتخار کردن به خدائی که خداست و در عدم وفاداری ما به پادشاه پادشاهان نهفته است .
موضوع ملکوت خدا ، رشته ای حیاتی است که از اوائل عهد عتیق تا اواخر عهد جدید کشیده شده است . مطلب مزبور ، فرمانروائی خدا بر قوم خویش را بیان می کند . مسیحی که می آید با تشریفاتی در خور پادشاهان تدهین شده خدا به ناظرین معرفی می شوند ، پادشاهی که به عنوان شاه شاهان و خداوند خداوندان در آسمان بر سریر سلطنت نشانیده خواهد شد .
عهد عتیق به گونه ای به ملکوت اشاره می کند که انگار در آینده خواهد آمد . کلید عهد جدید ، اعلان یحیی تعمید دهنده است . حساسیت مقطع تاریخی ملکوت خدا با الفاظی نمادینی ، که هر دو گویای قریب الوقوع بودن آن هستند ، توضیح داده شده است . به مناسبت افتتاحیه عصر ملکوت خدا بود که نوید انجیل عهد جدید در شیپور جارچی دمیده شد . پیام یحیی که (( ملکوت نزدیک است )) ، حساسیت ایام را نشان می دهد . صراحت لهجهء مشهود در بشارت خود عیسی را نیز می توان در سایه اعلان مژده ملکوت تفسیر نمود . او اعلام می کند ملکوت ، قدرتمندانه از راه رسیده و در میان قوم خویش گسترده شده است . عیسی به هنگام صعود خویش به شاگردانش فرمان داد که در دنیا شاهدان او باشند . آنها باید به فرمانروائی عیسی به عنوان شاه شاهان شهادت دهند . مقام فعلی عیسی به عنوان پادشاه کیهانی ، از چشم ها دور مانده است . دنیا یا پادشاهی او را نادیده می انگارند یا به انکار آن می ایستد . این وظیفه کلیساست که به این ملکوت پنهان از دیده ها ، شهادتی عینی بدهد . عیسی ملکوت خدا را به مبارکی افتتاح کرد . او اینک در آسمان بر تخت نشسته است . البته او پادشاهی در تبعید را می ماند که معدودی از زیر دستان وفادار را در پیرامون خویش دارد و به گاه بازگشت خویش سلطنت خود را به تمامی آشکار خواهد نمود .
عهد جدید نشان می دهد که ملکوت خدا ، هم حاضر است و هم آتی . هم ( اینک ) در مورد ملکوت صدق می کند و هم ( نه هنوز ) . مسیحیان باید این دو جنبه را درک نمایند . نگریستن به ملکوت ، خواه به چشم چیزی نقدا" و کاملا" تحقق یافته ، خواه به دیده پدیده ای یکسره از آن آینده ، زیر پا نهادن پیام عهد جدید است . ما خادمان پادشاهی هستیم که از پیش برتخت نشسته است . با این وجود ما منتظر آن بازگشت پیروزمندانه و شکوهمند او هستیم و می دانیم که هر زانوئی در مقابل او خم خواهد شد .
پس میتوان ملکوت خدا را چنین خلاصه کرد
۱ ـ ملکوت خدا با سلطنت مطلقه خدا اداره می شود .
۲ ـ موضوع ملکوت خدا عهد عتیق و عهد جدید را به یکدیگر وصل می کند .
۳ ـ عهد جدید جشن افتتاحیه ملکوت خدا را با ظهور و حضور عیسی و بر تخت نشستن متعاقب او ، رسما" اعلام می کند .
۴ ـ ملکوت خدا فعلا" بر قرار است اما به هنگام بازگشت پر جلال او کاملا" برقرار خواهد شد .
مزامیر ۱۰ :
16 خداوند پادشاه است تا ابدالا´باد. امّتها از زمين او هلاك خواهند شد . 17 اي خداوند مسألت مسكينان را اجابت كردهاي ، دل ايشان را استوار نمودهاي و گوش خود را فراگرفتهاي ، 18 تا يتيمان و كوفتهشدگان را دادرسي كني . انساني كه از زمين است ، ديگر نترساند .
مزامیر ۲۲ :
27 جميع كرانههاي زمين متذكر شده، بسوي خداوند بازگشت خواهند نمود ، و همة قبايل امّتها به حضور تو سجده خواهند كرد . 28 زيرا سلطنت از آن خداوند است و او بر امّتها مسلط است . 29 همه متموّلان زمين غذا خورده ، سجده خواهند كرد ؛ و به حضور وي هر كه به خاك فرو ميرود ركوع خواهد نمود ؛ و كسي جان خود را زنده نخواهد ساخت . 30 ذريتي او را عبادت خواهند كرد و دربارة خداوند طبقة بعد را اِخبار خواهند نمود . 31 ايشان خواهند آمد و از عدالت او خبر خواهند داد قومي را كه متولد خواهند شد ، كه او اين كار كرده است .
دانیال ۲ :
44 و در ايّام اين پادشاهان خداي آسمانها سلطنتي را كه تا ابدالا´باد زايل نشود ، برپا خواهد نمود و اين سلطنت به قومي ديگر منتقل نخواهد شد ، بلكه تمامي آن سلطنتها را خرد كرده ، مغلوب خواهد ساخت و خودش تاابدالا´باد استوار خواهد ماند .
متی ۳ :
و در آن ايّام، يحيي تعميد دهنده در بيابان يهوديّه ظاهر شد و موعظه كرده، ميگفت: 2 «توبه كنيد، زيرا ملكوت آسمان نزديك است.3 زيرا همين است آنكه اشعياي نبي از او خبر داده، ميگويد: «صداي ندا كنندهاي در بيابان كه راه خداوند را مهيّا سازيد و طُرُق او را راست نماييد.» 4 و اين يحيي لباس از پشم شتر ميداشت و كمربند چرمي بر كمر، و خوراك او از ملخ و عسل برّي ميبود.5 در اين وقت، اورشليم و تمام يهوديّه و جميع حوالي اُردُنّ نزد او بيرون ميآمدند ، 6 و به گناهان خود اعتراف كرده، در اُرْدُن از وي تعميد مييافتند.7 پس چون بسياري از فريسيان و صدّوقيان را ديد كه بجهت تعميد وي ميآيند، بديشان گفت: «اي افعيزادگان، كِه شما را اعلام كرد كه از غضب آينده بگريزيد؟ 8 اكنون ثمره شايسته توبه بياوريد، 9 و اين سخن را بهخاطر خود راه مدهيد كه پدر ما ابراهيم است ، زيرا به شما ميگويم خدا قادر است كه از اين سنگها فرزندان براي ابراهيم برانگيزاند. 10 و الحال تيشه بر ريشه درختان نهاده شده است، پس هر درختي كه ثمره نيكو نياورد، بريده و در آتش افكنده شود. 11 من شما را به آب به جهت توبه تعميد ميدهم. ل'كن او كه بعد از من ميآيد از من تواناتر است كه لايق برداشتن نعلين او نيستم؛ او شما را به روحالقدس و آتش تعميد خواهد داد . 12 او غربال خود را در دست دارد و خرمن خود را نيكو پاك كرده، گندم خويش را در انبار ذخيره خواهد نمود ، ولي كاه را در آتشي كه خاموشي نميپذيرد خواهد سوزانيد .»
رومیان ۱ :
21 زيرا هر چند خدا را شناختند، ولي او را چون خدا تمجيد و شكر نكردند بلكه در خيالات خود باطل گرديده ، دل بيفهم ايشان تاريك گشت .
یوحنا ۱۸ :
36 عيسي جواب داد كه «پادشاهي من از اين جهان نيست . اگر پادشاهي من از اين جهان ميبود ، خدّام من جنگ ميكردند تا به يهود تسليم نشوم . ليكن اكنون پادشاهي من از اين جهان نيست .»
نامه به عبرانیان ۱ :
8 اما در حقّ پسر: «اي خدا تخت تو تا ابدالا´باد است و عصاي ملكوت تو عصاي راستي است. 9 عدالت را دوست و شرارت را دشمن ميداري. بنابراين خدا، خداي تو، تو را به روغن شادماني بيشتر از رفقايت مسح كردهاست.» 10 و (نيز ميگويد:) «تو اي خداوند،در ابتدا زمين را بنا كردي و افلاك مصنوع دستهاي تو است. 11 آنها فاني، لكن تو باقي هستي و جميع آنها چون جامه منـدرس خواهد شد، 12 و مثل ردا آنها را خواهي پيچيد و تغيير خواهند يافت. لكن تو همان هستي و سالهاي تو تمام نخواهد شد.» 13 و به كدام يك از فرشتگان هرگز گفت: «بنشين به دست راست من تا دشمنان تو را پايانداز تو سازم»؟ 14 آيا همگي ايشان روحهاي خدمتگزار نيستند كه براي خدمت آناني كه وارث نجات خواهند شد، فرستاده ميشوند؟
(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))
پدر
پسر روح القدس
یاران مسیح کتاب انجیل و CD های زندگی مسیح موجود می باشد لطفا" با من تماس بگیرید تا شما را راهنمائی کنم . بر روی عکس یاهو در پائین این پست کلیک کنید .
(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))
پدر
پسر روح القدس
یاران مسیح امید چیست ؟ در این دنیا ما به خیلی چیزها (( امید )) بسته ایم . مثلا" امید داریم ماهانه چیزی به حقوقمان اضافه شود . امیدواریم که تیم منتخبمان قهرمان شود . امید های این چنینی ، بیان کننده تمایلات خود ما در مورد آینده هستند . ما به چیزهای امید می بندیم که اعتباری ندارد . ما نمی دانیم آیا آرزویمان برآورده می شود یا نه ، با این وصف ، ابراز امیدواری می کنیم که بر آورده شوند .
در هر حال وقتی کتاب مقدس در مورد امید صحبت می کند ، چیزی متفاوت با امیدهای مذکور می بینیم . امید از دیدگاه کتاب مقدس ، اعتقادی راسخ به این است که وعده های خدا در مورد آینده ، تحقق خواهد یافت . امید فقط بازتابی از آرزو نیست ، بلکه نوعی یقین نیز هست ، یقین به اموری که به وقوع خواهد پیوست . امید یکی از قابلیتهای مسیحی است زیرا پولس رسول آن را به موازات ایمان و محبت مطرح می کند چرا که آن سه در یک ردیف قرار دارند . امید همان ایمان است ، ایمانی به سوی آینده جهت گیری شده است .
در کتاب مقدس ، امید به دو طریق عنوان شده است . طریقی که کمتر به آن پرداخته شده ، به موضوع امید ما ختم می شود . مسیح ، امید ما است و امید ما حاکی از حیات جاودان . طریقی که بیشتر مورد استفاده قرار گرفته مختوم به حالتی از یقین است که به تحقق وعده های خدا چشم دوخته است . مسیحی به امید دعوت شده ، بدین معنا که مسیحی باید به قیام قوم خدا و آمدن ملکوت خدا یقین کامل داشته باشد . امید به طرزی ناگشودنی به آخرت شناسی گره خورده است .
پولس رسول به مسیحیان یاد آوری می کند که تا ملکوت در پری خویش بیاید ، ایمانداران فقط می توانند امیدی متقن داشته باشند . این امید نه بی پایه است و نه سست . هر چند که زندگی مسیحی بیشتر نشان رنج را بر خود دارد تا نشان شوکت را ، ولی اساس امید بر الوهیت نهاده شده است . اولا"شخص ایماندار ابتدا بر مرگ و قیام مسیح می نگرد . مرگ او تیره ترین ساعت شاگردان او بود . مسیحای موعود مرده بود و ملکوت او ، آن چنان که از ظاهر امر بر می آمد ، از دست رفته بود . باقیام ، آن یاءس به امید مبدل شد . امید مسیحی باید پا به پای رنج ، خواه رنج عظیم و خواه قلیل دوام بیاورد . خدا همواره کافی و وافی است . دوم اینکه فرد ایماندار بیعانهء روح القدس را به ازای ملکوت دارد . حضور روح القدس به ما اطمینان میدهد که ملکوت کاملا" به تحقق خواهد پیوست روح نه فقط نشانه ای دال بر امید است بلکه نگاه دارنده امید نیز هست . او ایفای نقش تسلی دهندهای را برعهده دارد که ایمانداران را به پایداری و امید تحریص می کند . این همان روحی است که ایمانداران را تشویق می کند به پدر رو کرده بگویند : (( ملکوت تو بیاید )) .
پس می توان امید را بطور خلاصه این چنین عنوان کرد .
۱ ـ امید از دید گاه کتاب مقدس بیشتر در اطراف یقین دور می زند تا آرزو .
۲ ـ امید ، قابلیت است نه ضعف .
۳ ـ ایمان ، اعتماد به چیزی است که نقدا" توسط خدا انجام شده است . امید ، اعتماد به چیزی است که خدا وعده می دهد آن را در آینده انجام دهد .
۴ ـ در کشاکش رنج ، قیام مسیح به ما امید می بخشد .
۵ ـ روح القدس ، یعنی همان تسلی دهنده ، ما را امیدوار می کند . حضور او تضمینی در مورد آمدن ملکوت خداست .
ایوب ۱۳ :
15 اگرچه مرا بكشد ، براي او انتظار خواهم كشيد . ليكن راه خود را به حضور او ثابت خواهم ساخت.
رومیان ۵ :
پس چونكه به ايمان عادل شمرده شديم ، نزد خدا سلامتي داريم بوساطت خداوند ما عيسي مسيح ، 2 كه به وساطت او دخول نيز يافتهايم بوسيله ايمان در آن فيضي كه در آنپايداريم و به اميد جلال خدا فخر مينماييم . 3 و نه اين تنها بلكه در مصيبتها هم فخر ميكنيم ، چونكه ميدانيم كه مصيبت صبر را پيدا ميكند ، 4 و صبر امتحان را و امتحان اميد را . 5 و اميد باعث شرمساري نميشود زيرا كه محبّت خدا در دلهاي ما به روحالقدس كه به ما عطا شد ريخته شده است . 6 زيرا هنگامي كه ما هنوز ضعيف بوديم ، در زمان معيّن، مسيح براي بيدينان وفات يافت .
رومیان ۸ :
18 زيرا يقين ميدانم كه دردهاي زمان حاضر نسبت به آن جلالي كه در ما ظاهر خواهد شد هيچ است . 19 زيرا كه انتظار خلقت، منتظر ظهور پسران خدا ميباشد ، 20 زيرا خلقت، مطيع بطالت شد ، نه به اراده خود ، بلكه بخاطر او كه آن را مطيع گردانيد ، 21 در اميد كه خودِ خلقت نيز از قيد فساد خلاصي خواهد يافت تا در آزادي جلال فرزندان خدا شريك شود . 22 زيرا ميدانيم كه تمام خلقت تا الا´ن با هم در آه كشيدن و درد زه ميباشند . 23 و نه اين فقط ، بلكه ما نيز كه نوبر روح را يافتهايم ، در خود آه ميكشيم در انتظار پسرخواندگي يعني خلاصي جسم خود . 24 زيرا كه به اميد نجات يافتيم ، لكن چون اميد ديده شد ، ديگر اميد نيست ، زيرا آنچه كسي بيند چرا ديگر در اميد آن باشد ؟ 25 امّا اگر اميد چيزي را داريم كه نميبينيم ، با صبر انتظار آن ميكشيم .
اول قرنتیان ۴ :
8 الحال سير شده و دولتمند گشتهايد و بدون ما سلطنت ميكنيد؛ و كاشكه سلطنت ميكرديد تا ما نيز با شما سلطنت ميكرديم . 9 زيرا گمان ميبرم كه خدا ما رسولان را آخر همه عرضه داشت مثل آناني كه فتواي موت بر ايشان شده است ، زيرا كه جهان و فرشتگان و مردم را تماشاگاه شدهايم . 10 ما بهخاطر مسيح جاهلهستيم ، لكن شما در مسيح دانا هستيد؛ ما ضعيف لكن شما توانا؛ شما عزيز امّا ما ذليل . 11 تا به همين ساعت گرسنه و تشنه و عريان و كوبيده و آواره هستيم ، 12 و به دستهاي خود كار كرده ، مشقّت ميكشيم و دشنام شنيده ، بركت ميطلبيم و مظلوم گرديده ، صبر ميكنيم . 13 چون افترا بر ما ميزنند ، نصيحت ميكنيم و مثل قاذورات دنيا و فضلاتِ همهچيز شدهايم تا بهحال .
اول قرنتیان ۱۳ :
13 و الحال اين سه چيز باقي است : يعني ايمان و اميد و محبّت . امّا بزرگتر از اينها محبّت است .
دوم قرنتیان ۴ :
7 ليكن اين خزينه را در ظروف خاكي داريم تا برتري قوّت از آن خدا باشد نه از جانب ما. 8 در هرچيز زحمت كشيده، ولي در شكنجه نيستيم؛ متحيّر ولي مأيوس ني؛ 9 تعاقب كرده شده، ليكن نه متروك؛ افكنده شده، ولي هلاك شده ني؛ 10 پيوسته قتل عيسي خداوند را در جسد خود حمل ميكنيم تا حيات عيسي هم در بدن ما ظاهر شود. 11 زيرا ما كه زندهايم، دائماً بخاطر عيسي به موت سپرده ميشويم تا حيات عيسي نيز در جسد فاني ما پديد آيد. 12 پس موت در ما كار ميكند ولي حيات در شما 13 امّا چون همان روح ايمان را داريم، بحسب آنچه مكتوب است «ايمان آوردم پس سخن گفتم»، ما نيز چون ايمان داريم ، از اينرو سخن ميگوييم. 14 چون ميدانيم او كه عيسي خداوند را برخيزانيد ، ما را نيز با عيسي خواهد برخيزانيد و با شما حاضر خواهد ساخت. 15 زيرا كه همه چيز براي شما است تا آن فيضي كه بوسيله بسياري افزوده شده است، شكرگزاري را براي تمجيد خدا بيفزايد. 16 از اين جهت خسته خاطر نميشويم، بلكه هرچند انسانيّتِ ظاهري ما فاني ميشود، ليكن باطن روز بروز تازه ميگردد . 17 زيرا كه اين زحمتِ سبكِ ما كه براي لحظهاي است، بار جاوداني جلال را براي ما زياده و زياده پيدا ميكند . 18 در حالي كه ما نظر نميكنيم به چيزهاي ديدني، بلكه به چيزهاي ناديدني، زيراكه آنچه ديدني است، زماني است و ناديدني جاوداني .
دوم قرنتیان ۵ :
7 زيرا كه به ايمان رفتار ميكنيم نه به ديدار .
تیطس ۲ :
11 زيرا كه فيض خدا كه براي همه مردم نجاتبخش است، ظاهر شده ، 12 ما را تأديب ميكند كه بيديني و شهوات دنيوي را ترك كرده، با خردانديشي و عدالت و دينداري در اين جهان زيست كنيم . 13 و آن اميد مبارك و تجلي جلال خداي عظيم و نجاتدهنده خود ما عيسي مسيح را انتظار كشيم ، 14 كه خود را در راه ما فدا ساخت تا ما را از هر ناراستي برهاند و امّتي براي خود طاهر سازد كه ملِك خاصّ او و غيور در اعمال نيكو باشند . 15 اين را بگو و نصيحت فرما و در كمال اقتدار توبيخ نما و هيچكس تو را حقير نشمارد .
عبرانیان ۶ :
18 تا به دو امر بيتغيير كه ممكن نيست خدا در آنها دروغ گويد، تسلّي قوي حاصل شود براي ما كه پناه برديم تا به آن اميدي كه درپيش ما گذارده شده است تمسّك جوييم، 19 و آن را مثل لنگري براي جان خود ثابت و پايدار داريم كه در درون حجاب داخل شده است، 20 جايي كه آن پيشرو براي ما داخل شد يعني عيسي كه بر رتبه ملكيصِدِق، رئيس كَهَنَه گرديد تا ابدالا´باد.
رساله اول یوحنا ۳ :
ملاحظه كنيد چه نوع محبّت پدر به ما داده است تا فرزندان خدا خوانده شويم؛ و چنين هستيم و از اين جهت دنيا ما را نميشناسد زيرا كه او را نشناخت. 2 اي حبيبان، الا´ن فرزندان خدا هستيم و هنوز ظاهر نشده است آنچه خواهيم بود؛ لكن ميدانيم كه چون او ظاهر شود، مانند او خواهيم بود زيرا او را چنانكه هستخواهيم ديد. 3 و هركس كه اين اميد را بر وي دارد، خود را پاك ميسازد چنانكه او پاك است.
(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))
پدر
پسر روح القدس
یاران مسیح ، در هنر ، تصویر سازی کاری از مقوله زیبا شناسی است . نقاشی ، پیکر تراشی و نظایر آنها ، اغلب به تقلید می پردازند . ما از طریق مهارت خویش ، به تجسم اشیائی دست می زنیم که آنها را از زندگی واقعی گرفته ایم . هنرمند نهائی خداست . او هنگامی که طرح کائنات را در انداخت ، نقش خویش را چنان بر آن گذاشت که آسمانها جلال او را بیان کنند و فلک از عمل دستهایش خبر دهد .
هنگامی که خدا مخلوقاتی را ساخت که زمین و دریا را پر کردند ، به خلقتی یگانه دست زد که قرار بود به طرزی بی همتا ، به شباهت خود او باشد . اینکه کتاب مقدس می گوید که ما به صورت و شباهت خدا ساخته شده ایم ، برخی را به این نتیجه رسانده که (( به صورت خدا بودن )) و (( به شباهت خدا بودن )) با هم تفاوت دارند . البته ساختار زبان کتاب مقدس نشان می دهد که به صورت و به شباهت ، هر دو به یک مفهوم اشاره می کنند . ما تمثالهای خدا هستیم ، مخلوقاتی ساخته شده با ظرفیتی بی همتا تا آینه شخصیت خدا باشیم و او را منعکس کنیم . خلق شدن به شباهت خدا ، معمولا" به این معنی است که ما مثل خدا هستیم . هر چند که او خالق است و ما مخلوق و هر چند که خدا از لحاظ ذات ، قدرت و جلال ، بسیار فراتر از ماست اما با تمام اینها ، جنبه هائی وجود دارد که در آنها مثل او هستیم . می توان بین ما و خدا ، مقایسه هائی انجام داد . خدا وجودی هوشمند و اخلاقی است ، ما نیز عاملانی اخلاقی هستیم که یک ذهن ، یک قلب و یک اراده در ما وجود دارد . آن امکانات به ما اجازه می دهند که آینهء تقدس خدا باشیم ، یعنی همان چیزی باشیم که وظیفهء اصلی ماست .
اصطلاح (( آدم )) هنگامی که در عبارات کتاب مقدس به کار رفته است ، به مفهوم (( نوع بشر )) می باشد . نوع بشر ، چه نر و چه ماده هر دو به شباهت خدا آفریده شده اند . بخشی از آن شباهت همانا دعوت از نوع بشر برای حکمرانی بر زمین و تسلط بر آن است . ما خوانده شده ایم تا به عنوان جانشینان خدا ، زمین را بپوشانیم ، پر کنیم و نگاه داریم . ما اینجا فرا خوانده شده ایم تا چهره حکمرانی عادل خدا بر کائنات را بازتاب دهیم . او هرگز چیزی را که زیر حکم اوست چپاول یا استثمار نمی کند بلکه بر عکس ، با دادگری و مهربانی سلطنت می کند . در سقوط آدم ، اتفاقی ترسناک افتاد زیرا بر چهره خدائی که انسان را به شکل خود ساخته بود ، خدشه ای عمیق وارد آمد . توان ما برای آینه داری تقدس او به نحوی آسیب دید که دیگر آن آینه کدر شده است . در هر حال ، آن سقوط ، انسانیت ما را نابود نکرد . با اینکه در آن سقوط توان ما از لحاظ منعکس کردن تقدس خدا از دست رفت ، اما ما هنوز هم انسان هستیم . هنوز هم ذهنی و قلبی و اراده ای داریم . هنوز هم مهر خالق خود را برپیشانی داریم . احیای کامل شباهتی که انسانها سابقا" با خدا داشتند ، کاری است که مسیح از عهده آن بر آمده است .
می توان انسانها ، آفریده شده به شباهت خدا را چنین خلاصه کرد .
۱ ـ خدا انسانها را چه مذکر و چه مونث به صورت و شباهت خویش آفرید .
۲ ـ بین خدا و انسانها نسبت هائی وجود دارد که گفت و شنود بین دو طرف را میسر می سازد .
۳ ـ انسانها همانند خدا ، فاعلانی اخلاقی هستند که امکاناتی از قبیل فکر و اراده دارند .
۴ ـ انسانها خوانده شده اند تا بر زمین تسلط داشته باشند .
۵ ـ در هنگام فاجعهء سقوط آدم ، تصویر خدا در انسانها آسیب دید .
۶ ـ مسیح تصویر دقیق خداست که ما را تا پری تصویر خدا باسازی و احیا می کند .
پیدایش ۱ :
26 و خدا گفت : «آدم را بصورت ما و موافق شبيه ما بسازيم تا بر ماهيان دريا و پرندگان آسمان و بهايم و بر تمامي زمين و همة حشراتي كه بر زمين ميخزند ، حكومت نمايد . »
27 پس خدا آدم را بصورت خود آفريد . او را بصورت خدا آفريد. ايشان را نر و ماده آفريد .
رومیان ۸ :
29 زيرا آناني را كه از قبل شناخت، ايشان را نيز پيش معيّن فرمود تا به صورت پسرش متشكّل شوند تا او نخستزاده از برادران بسيار باشد .
اول قرنتیان ۱۵ :
42 به همين نهج است نيز قيامت مردگان . در فساد كاشته ميشود ، و در بيفسادي برميخيزد ؛ 43 در ذلّت كاشته ميگردد و در جلال برميخيزد ؛ در ضعف كاشته ميشود و در قوّت برميخيزد ؛ 44 جسم نفساني كاشته ميشود و جسم روحاني برميخيزد . اگر جسم نفساني هست، هرآينه روحاني نيز هست. 45 و همچنين نيز مكتوب است كه انسان اوّل يعني آدم نفس زنده گشت، امّا آدم آخر روح حياتبخش شد . 46 ليكن روحاني مقدّم نبود بلكه نفساني و بعد از آن روحاني . 47 انسان اوّل از زمين است خاكي ؛ انسان دوّم خداوند است از آسمان . 48 چنانكه خاكي است،خاكيان نيز چنان هستند و چنانكه آسماني است ، آسمانيها همچنان ميباشند . 49 و چنانكه صورت خاكي را گرفتيم ، صورت آسماني را نيز خواهيم گرفت .
۵۰ ليكن اي برادران اين را ميگويم كه گوشت و خون نميتواند وارث ملكوت خدا شود و فاسد وارث بيفسادي نيز نميشود . 51 همانا به شما سرّي ميگويم كه همه نخواهيم خوابيد ، ليكن همه متبدّل خواهيم شد . 52 در لحظهاي ، در طُرفةالعيني ، به مجرّد نواختن صور اخير، زيرا كَرِنّا صدا خواهد داد ، و مردگان ، بيفساد خواهند برخاست و ما متبدّل خواهيم شد . 53 زيرا كه ميبايد اين فاسد بيفسادي را بپوشد و اين فاني به بقا آراسته گردد . 54 امّا چون اين فاسد بيفسادي را پوشيد و اين فاني به بقا آراسته شد ، آنگاه اين كلامي كه مكتوب است به انجام خواهد رسيد كه «مرگ در ظفر بلعيده شده است . 55 اي موت نيش تو كجا است و اي گور ظفر تو كجا ؟ » 56 نيش موت گناه است و قوّت گناه ، شريعت . 57 ليكن شكر خدا راست كه ما را بواسطه خداوند ما عيسي مسيح ظفر ميدهد .
58 بنابراين اي برادرانِ حبيبِ من پايدار و بيتشويش شده ، پيوسته در عمل خداوند بيفزاييد ، چون ميدانيد كه زحمت شما در خداوند باطل نيست .
کولسیان ۱ :
15 و او صورت خداي ناديده است ، نخستزاده تمامي آفريدگان .
رساله به عبرانیان ۱ :
3 كه فروغ جلالش و خاتم جوهرش بوده و به كلمـه قوّت خود حامـل همه موجودات بـوده ، چـون طهـارت گناهـان را به اتمـام رسانيـد ، به دست راست كبريـا در اعلـيعلّييّن بنشست ،
(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))
پدر
پسر روح القدس
یاران مسیح کتاب انجیل و CD های زندگی مسیح موجود می باشد لطفا" با من تماس بگیرید تا شما را راهنمائی کنم . بر روی عکس یاهو در پائین این پست کلیک کنید .
(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))
پدر
پسر روح القدس
یاران مسیح برای ما امری عادی شده که این جمله را بشنویم که (( مردم ذاتا" خوب هستند )) ای کاش با پذیرفتن مضنون شعار مزبور و اینکه هیچکس کامل نیست ، شرارت نوع بشر به حداقل می رسید اما افسوس که چنین نیست و کسی هم نیست که بپرسد اگر مردم به نیکوئی تمایل دارند پس چرا گناه بدین سان جهان شمول است ؟
اغلب می شنویم که به خاطر همین تاثیر منفی جامعه بر ما است که همه به گناه افتاده ایم . بدین ترتیب ، تقصیر نه بر گردن طبیعت ما بلکه بر گردن شرایط ما می افتد . این توجیهی که برای جهان شمولی گناه عنوان می شود این سوال را به ذهن متبادر می کند که اگر جامعه افراد را تباه میکند و نه افراد جامعه را ، پس ابتدا جامعه در کجا تباه شده ؟ مگر جامعه پیش از وجود افراد هم بوده است ؟ اگر مردم ، خوب یا معصوم به دنیا می آمدند ، لااقل توقع داشتیم که در صدی از ایشان نیکو و بی گناه بمانند . در آن صورت می بایست بتوانیم جوامعی را پیدا کنیم که تباه نشده باشند ، جوامعی که در آنها ، شرایط به عوض اینکه تابع گناهکاری شود مطیع بی گناهی باشد . با تمام آنچه که گفته شده ، آنکه بیش از همه خود را وقف عدالت کرده ، از ته دل می گوید که هنوز همه می توانند کسی را پیدا کنند که برای تسویه جریمه گناه ، تدارکی دیده باشد .
حال که میوه در سرتاسر جهان چیزی جز تباهی نیست ، پس بنگریم و ریشه مساله را در درخت پیدا کنیم . عیسی مسیح نشان داد که درخت خوب ، میوه بد به بار نمی آورد . کتاب مقدس به وضوح تعلیم می دهد که والدین اصلی ما یعنی آدم و حوا در گناه افتادند . به تبع آن ، هر بنی آدمی با میراثی از طبیعت گناهکار و تباه ، زاده شده است . اگر کتاب مقدس هم این مطلب را با این صراحت تعلیم نمی داد ، ما خود می بایست با توجه به حقیقت بارز جهان شمولی گناه ، منطقا" به همین نتیجه میرسیدیم .
با همه این احوال ، موضوع سقوط آدم ، فقط در مقولهء استنتاج منطقی نمی گنجد بلکه نکته و نقطه ای از مکاشفهء آسمانی است . قضیه مزبور حول محوری می چرخد که ما آن را گناه اصلی می خوانیم . گناه اصلی ، در درجه اول بر گناه اصلی و نخستین که آدم و حوا مرتکب شدند ، دلالت نمی کند بلکه بر موقعیت سقوط کرده ای که ما در آن بدنیا آمدهایم ، دلالت دارد .
متون مقدس به وضوح شهادت می دهند که آن سقوط اتفاق افتاده است . اما چگونگی و ماهیت این سقوط ویرانگر مطلبی است که حتی در میان متفکران اصلاح گرا ، مورد بحث است . (( والدین ما در خوردن میوه ممنوعه ، با حیله گری و وسوسه شیطان فریفته شدند و گناه کردند . خدا موافق رای حکیمانه و مقدس خویش ، به این گناه ایشان راضی بود و اگر وقوع آن را اجازه داد بدین منظور بود که آن را برای جلال خویش به کار ببرد . و این چنین بود که آن سقوط اتفاق افتاد . به هر حال ، پیامدهای گناه ، بسیار فراتر از آدم وحوا را در بر گرفت . نتایج سقوط آن دو نه تنها گریبان نوع بشر را گرفت بلکه بلای جان همهء بنی آدم شد . همهء ما در آدم گناهکار هستیم . نمی توانیم بپرسیم که انسان از چه موقع تبدیل به گنهکار می شود ؟ زیرا حقیقت این است که انسانها در حالتی از گناه کاری پا به عرصه وجود می گذارند . انسانها به خاطر اشتراکی که با آدم دارند ، در نظر خدا گناهکار هستند )) . اعتقاد نامه وست مینیستر
گناه کار بودن ما به این خاطر نیست که مرتکب گناه می شویم بلکه چون گناه کار هستیم مرتکب گناه می شویم .
پس بطور خلاصه می توان گناه اصلی را به پنچ قسمت توضیح داد .
۱ ـ جهان شمولی گناه را نمی توان به حساب عوامل اجتماع یا محیطی گذاشت .
۲ ـ جهان شمولی گناه را تنها از طریق سقوط نوع بشر می توان توضیح داد .
۳ ـ گناه اصلی ، نه بر نخستین گناه بلکه بر نتیجه آن گناه دلالت می کند .
۴ ـ همهء مردم با طبیعتی گناه آلود یا (( گناه اصلی )) زاده شده اند .
۵ ـ ما سرا پا گناه هستیم چرا که طبیعتا" گناهکاریم .
پیدایش ۳ :
و مار از همة حيوانات صحرا كه خداوند خدا ساخته بود، هُشيارتر بود. و به زن گفت: «آيا خدا حقيقتاً گفته است كه از همة درختان باغ نخوريد؟» 2 زن به مار گفت: «از ميوة درختان باغ ميخوريم، 3 لكن از ميوة درختي كهدر وسط باغ است، خدا گفت از آن مخوريد و آن را لمس مكنيد، مبادا بميريد.» 4 مار به زن گفت: «هر آينه نخواهيد مرد، 5 بلكه خدا ميداند در روزي كه از آن بخوريد، چشمان شما باز شود و مانند خدا عارف نيك و بد خواهيد بود.» 6 و چون زن ديد كه آن درخت براي خوراك نيكوست و بنظر خوشنما و درختي دلپذير و دانشافزا، پس از ميوهاش گرفته، بخورد و به شوهر خود نيز داد و او خورد. 7 آنگاه چشمان هر دوِ ايشان باز شد و فهميدند كه عريانند. پس برگهاي انجير به هم دوخته، سترها براي خويشتن ساختند.
8 و آواز خداوند خدا را شنيدند كه در هنگام وزيدن نسيم نهار در باغ ميخراميد، و آدم و زنش خويشتن را از حضور خداوند خدا در ميان درختان باغ پنهان كردند. 9 و خداوند خدا آدم را ندا در داد و گفت: «كجا هستي؟» 10 گفت: «چون آوازت را در باغ شنيدم، ترسان گشتم، زيرا كه عريانم. پس خود را پنهان كردم.» 11 گفت: «كه تو را آگاهانيد كه عرياني؟ آيا از آن درختي كه تو را قدغن كردم كه از آن نخوري، خوردي؟» 12 آدم گفت: «اين زني كه قرين من ساختي، وي از ميوة درخت به من داد كه خوردم.» 13 پس خداوند خدا به زن گفت: «اين چه كار است كه كردي؟» زن گفت: «مار مرا اغوا نمود كه خوردم.»
14 پس خداوند خدا به مار گفت: «چونكه اين كار كردي، از جميع بهايم و از همة حيوانات صحرا ملعونتر هستي! بر شكمت راه خواهي رفت و تمام ايام عمرت خاك خواهي خورد. 15 و عداوت در ميان تو و زن، و در ميان ذُرّيَت تو وذريت وي ميگذارم؛ او سر تو را خواهد كوبيد و تو پاشنة وي را خواهي كوبيد.» 16 و به زن گفت: «اَلَم و حمل تو را بسيار افزون گردانم؛ با الم فرزندان خواهي زاييد و اشتياق تو به شوهرت خواهـد بود و او بر تو حكمراني خواهد كرد.» 17 و به آدم گفت: «چونكه سخن زوجهات را شنيـدي و از آن درخت خـوردي كه امـر فرمـوده، گفتم از آن نخـوري، پـس بسبب تـو زميـن ملعون شـد، و تمام ايام عمـرت از آن با رنـج خواهي خورد. 18 خار و خس نيز برايت خواهد رويانيد و سبزههاي صحرا را خواهي خورد، 19 و به عرق پيشانيات نان خواهي خورد تا حيني كه به خاك راجع گردي، كه از آن گرفته شدي زيرا كه تو خاك هستي و به خاك خواهي برگشت.»
20 و آدم زن خود را حوا نام نهاد، زيرا كه او مادر جميع زندگان است. 21 و خداوند خدا رختها براي آدم و زنش از پوست بساخت و ايشان را پوشانيد. 22 و خداوند خدا گفت: «همانا انسان مثل يكي از ما شده است، كه عارف نيك و بد گرديده. اينك مبادا دست خود را دراز كند و از درخت حيات نيز گرفته بخورَد، و تا به ابد زنده ماند.» 23 پس خداوند خدا، او را از باغ عدن بيرون كرد تا كار زميني را كه از آن گرفته شده بود، بكند. 24 پس آدم را بيرون كرد و به طرف شرقي باغ عدن، كروبيان را مسكن داد و شمشير آتشباري را كه به هر سو گردش ميكرد تا طريق درخت حيات را محافظت كند.
مزامیر ۵۱ :
5 اينك در معصيت سرشته شدم و مادرم در گناه به من آبستن گرديد.
ارمیا ۱۷ :
9 دل از همه چيز فريبندهتر است و بسيار مريض است كيست كه آن را بداند؟ 10 من يهوه تفتيش كننده دل و آزماينده گُردهها هستم تا بهر كس بر حسب راههايش و بر وفق ثمره اعمالش جزا دهم.»
رومیان ۳ :
10 چنانكه مكتوب است كه «كسي عادل نيست، يكي هم ني. 11 كسي فهيم نيست، كسي طالب خدا نيست. 12 همه گمراه و جميعاً باطل گرديدهاند. نيكوكاري نيست يكي هم ني. 13 گلوي ايشان گور گشاده است و به زبانهاي خود فريب ميدهند. زهر مار در زير لب ايشان است، 14 و دهان ايشان پر از لعنت و تلخي است. 15 پايهاي ايشان براي خون ريختن شتابان است. 16 هلاكت و پريشاني در طريقهاي ايشان است، 17 و طريق سلامتي را ندانستهاند. 18 خدا ترسي در چشمانشان نيست.»
19 الا´ن آگاه هستيم كه آنچه شريعت ميگويد، به اهل شريعت خطاب ميكند تا هر دهاني بسته شود و تمام عالم زير قصاص خدا آيند. 20 از آنجا كه به اعمال شريعت هيچ بشري در حضور او عادل شمرده نخواهد شد، چونكه از شريعت دانستن گناه است.21 لكن الحال بدون شريعت، عدالت خدا ظاهر شده است، چنانكه تورات و انبيا بر آنشهادت ميدهند؛ 22 يعني عدالت خدا كه بوسيلة ايمان به عيسي مسيح است، به همه و كلّ آناني كه ايمان آورند. زيرا كه هيچ تفاوتي نيست، 23 زيرا همه گناه كردهاند واز جلال خدا قاصر ميباشند، 24 و به فيض او مجّاناً عادل شمرده ميشوند به وساطت آن فديهاي كه در عيسي مسيح است. 25 كه خدا او را از قبل معيّن كرد تا كفّاره باشد به واسطه ايمان بهوسيلة خون او تا آنكه عدالت خود را ظاهر سازد، بهسبب فرو گذاشتن خطاياي سابق در حين تحمّل خدا، 26 براي اظهار عدالت خود در زمان حاضر، تا او عادل شود و عادل شمارد هركسي را كه به عيسي ايمان آورد.
تیطس ۱ :
15 هرچيز براي پاكان پاك است، ليكن آلودگان و بيايمانان را هيچچيز پاك نيست، بلكه فهم و ضمير ايشان نيز ملوّث است؛ 16 مدّعيِ معرفت خدا ميباشند، امّا به افعال خود او را انكار ميكنند، چونكه مكروه و متمرّد هستند و بجهت هر عمل نيكو مردود.
(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))
پدر
پسر روح القدس
یاران مسیح انسان با اعمال نیکوی خویش نمی تواند وارد ملکوت خدا شود . زیرا در روح مرده است و اعمال نیکو نقشی در حیات ابدی ندارد . انسان به وسیله گناه که تخطی از قوانین معیارهای خداست از دور افتاده و از کاملیتی که شریعت خدا از بشر می خواهد سقوط کرده است . مجازات گناه ، دوری ابدی از حضور خدا یعنی مرگ است و هیچ نیکوکاری بزرگی نمی تواند این مجازات را لغو کند .
عیسی مسیح به این جهان آمد تا انسان گناهکار را با خدا آشتی دهد و برای گناهان بشر بمیرد . مرگ او بر صلیب ، عدالت خدا را به تحقق رساند ، مجازات گناهان را پرداخت و دری به سوی بهشت بر ما گشود . با ایمان به مسیح ، با اعتراف به گناهکار بودن خود و پذیرفتن بخشش مسیح ، از آن در عبور خواهید کرد . وقتی مسیح را بپذیرید ، عطیهء حیات ابدی را پذیرفته اید .
پذیرش مسیح یعنی ایمان به اینکه او پسر خدا است که بجای شما و بخاطر گناهان شما بر صلیب جان داد و روز سوم از مردگان برخاست تا نجات و حیات ابدی را به شما ارزانی دارد . می توانید مطمئن باشید که اگر از مسیح بخواهید وارد زندگی شما شود ، خواهد آمد و در شما ساکن خواهد شد . اگر تصمیم گرفته اید مسیح را به عنوان نجات دهنده خود بپذیرید ، ابدیت شما با خدا تحقق یافته است .
خدایا به خوبی می دانم که به نجات دهنده احتیاج دارم . می دانم که گناه من به اندازه ای بزرگ هست که مرا از ورود به بهشت محروم کند . خدایا این را هم میدانم که هیچ کاری نمی توانم انجام دهم تا راه ورود به ملکوت تو را بیابم . پدرآسمانی ، هم اکنون تمامی اعتماد و توکل خود را بر مرگ مسیح بر صلیب به عنوان کفارهء گناهانم قرار می دهم ، زیرا ایمان دارم اعمال من هیچ هستند و نجات من از کاری است که تو دو هزار سال پیش برای من انجام دادی .
رساله اول یوحنا ۵ :
11 و آن شهادت اين است كه خدا حيات جاوداني به ما داده است و اين حيات، در پسر اوست. 12 آنكه پسر را دارد حيات را دارد و آنكه پسر خدا را ندارد، حيات را نيافته است.
(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))
پدر
پسر روح القدس
یاران مسیح خداوند با ما است و خداوند دعا های ما را می شنود و آن ها را پاسخ می دهد عباس دوست مسیحی ما از زندان آزاد شد و خداوند دعا های ما را شنید . به شکر خداوند این خانواده شاد شدند و ما هم در شادی آنها شریک هستیم همچنان برای یاران مسیح در دعا هستیم .![]()
![]()
(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))
پدر
پسر روح القدس
یاران مسیح امروز یکی از هموطنان مسیحی در اینجا دستگیر شده است . احتمال برگشت به ایران را دارد . این دوست هموطن مسیحی ۸ ماه پیش ایماندار شده و ۲ هفته قبل تعمید دیده است به اتفاق همسرش و دختر کوچولویش که ۲ سال دارد . از شما مسیحیان با ایمان می خواهم که برای این خانواده دست به دعا شوید و از پدر آسمانی بخواهیم برای اینها آنچه که خیر و صلاح است عطا نماید .
(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))
پدر
پسر روح القدس
یاران مسیح گناه چیست ؟ گناه را میتوان به کمانداری تشبیه کرد که تیری از کمان رها می کند و خطا میرود . البته موضوع این نیست که ناکامی در زدن به چشم هدف ، نقض یک اصل اخلاقی خطیر است . تعریف گناه از دیدگاه کتاب مقدس ، (( بی توجهی به معیار )) است .
(( معیار )) خدا در صدور حکم ، عدالت اوست . حکم خدا بیانگر عدالت او و برای رفتار ما بالاترین قاعده و معیار است . ما هنگامی که گناه می کنیم که نسبت به تطابق خویش با آن قاعده یا معیار ، کم توجهی یا کم دقتی می کنیم . اینکه می گوئیم (( هیچکس کامل نیست )) یا (( بشر جایزالخطاست )) فقط برای این است که به فراگیر بودن گناه اعتراف کرده باشیم . همه ما گناهکارانی محتاج نجات هستیم .
در تعریف گناه گفته اند : (( هر گونه نیاز به تطابق با یکی از احکام خدا یا تجاوز از هر یک از آنها به عنوان قاعده ای برای مخلوق معقول صادر شده است . )) این تعریف حاوی سه بعد خطیر است .
نخست اینکه گناه ، عدم یا نیاز به تطابق است . مطابقت نداشتن با حکم خدا ، گناه است . قصور در انجام آنچه خدا به آن فرمان داده ، گناهی است از سر غفلت . اگر خدا به ما فرمان می دهد همسایه خود را محبت کنیم و ما از محبت همسایهء خویش قاصریم ، گناه کرده ایم .
دوم اینکه تجاوز از حکم خدا نیز گناه شمرده شده است . تجاوز از حکم یعنی عبور کردن از مرزهای آن ، یعنی پشت سر گذاشتن حدود آن . از اینرو است که گناه را (( تخطی )) می خوانیم و آن هنگامی است که بجای پا گذاشته ایم که نباید می گذاشتیم . در چنین مواقعی ، آن گناه در زمره گناهان ارتکابی قرار می گیرد . گناه ارتکابی ، گناهی است که خدا آن را ممنوع کرده است .
سوم اینکه گناه اقدامی است که به دست یک مخلوق معقول انجام می شود . ما بعنوان مخلوقاتی که به شباهت خدا آفریده شده ایم فاعلانی اخلاقی و آزاد هستیم . به خاطر اینکه ما صاحب فکر و اراده هستیم ، توان اقدام اخلاقی را داریم . وقتی کاری می کنیم که می دانیم خطاست ، نافرمانی از حکم خدا و گناه را برگزیده ایم .
به هر حال و با وجود اینها ، کتاب مقدس برخی گناهان را در قالب گناهانی شنیع تر از بقیه ذکر می کند . شرارت درجاتی دارد ، حتی اگر به این مفهوم باشد که در پیشگاه عدالت خدا ، درجاتی از مجازات تعیین گردد . همچنین کتاب مقدس در مرد مجازاتی که از گناهان پر شمار گریبانگیر انسان می شود ، به ما هشدار می دهد .
با هر گناهی که می کنیم ، به جرم خویش می افزائیم و خود را در معرض غضب خدا قرار میدهیم . با همه این اوصاف ، فیض خدا بیشتر از مجموع تمام گناهان ما است . کتاب مقدس گناه را جدی می گیرد چرا که گناه ، جدا خدا و انسانها را تحت تاثیر قرار می دهد .هنگامی که علیه خدا گناه می کنیم ، حرمت تقدس او را نگاه نمی داریم . وقتی که ضد همسایه خود گناه می ورزیم ، حرمت انسانیت او را حفظ نمی کنیم .
پس معنی و مفهوم گناه را می توان چنین خلاصه کرد .
۱ ـ مفهوم گناه از دیدگاه کتاب مقدس ، بی توجهی به معیار عدالت خداست .
۲ ـ همهء انسانها گناهکارند .
۳ ـ گناه شامل قصور در تطابق با حکم خدا (( غفلت )) و تجاوز از حکم اوست ((ارتکاب )) .
۴ ـ فقط فاعلان اخلاقی را می توان به خاطر گناه ، مجرم به حساب آورد .
۵ ـ ارتکاب هر گناه ، مجازات سنگین تری را گریبانگیر انسان می کند .
۶ ـ گناه ، حرمت خدا و مردم را می شکند .
رومیان : ۲
۱ لهذا اي آدمي كه حكم ميكني، هر كهباشي عذري نداري زيرا كه به آنچه بر ديگري حكم ميكني، فتوا بر خود ميدهي، زيرا تو كه حكم ميكني، همان كارها را به عمل ميآوري . 2 و ميدانيم كه حكم خدا بر كنندگانِ چنين اعمال بر حقّ است . 3 پس اي آدمي كه بر كنندگانِ چنين اعمال حكم ميكني و خود همان را ميكني ، آيا گمان ميبري كه تو از حكم خدا خواهي رست ؟ 4 يا آنكه دولت مهرباني و صبر و حلم او را ناچيز ميشماري و نميداني كه مهرباني خدا تو را به توبه ميكشد ؟ 5 و بهسبب قساوت و دل ناتوبهكار خود، غضب را ذخيره ميكني براي خود در روز غضب و ظهور داوري عادله خدا 6 كه به هر كس برحسب اعمالش جزا خواهد داد: 7 امّا به آناني كه با صبر در اعمال نيكو طالب جلال و اكرام و بقايند، حيات جاوداني را؛ 8 و امّا به اهل تعصّب كه اطاعت راستي نميكنند بلكه مطيع ناراستي ميباشند ، خشم و غضب 9 و عذاب و ضيق بر هر نَفْس بشري كه مرتكب بدي ميشود، اوّل بر يهود و پس بر يوناني؛ 10 لكن جلال و اكرام و سلامتي بر هر نيكوكار، نخست بر يهود و بر يوناني نيز .
11 زيرا نزد خدا طرفداري نيست،
رسالهء یعقوب : ۱
12 خوشابحال كسي كه متحمّل تجربه شود ، زيرا كه چون آزموده شد ، آن تاج حياتي را كه خداوند به محبّان خود وعده فرموده است خواهد يافت . 13 هيچكس چون در تجربه افتد ، نگويد: «خدا مرا تجربه ميكند»، زيرا خدا هرگز از بديها تجربه نميشود و او هيچكس را تجربه نميكند . 14 لكن هركس در تجربه ميافتد وقتي كه شهوت وي او را ميكَشَد و فريفته ميسازد . 15 پس شهوت آبستن شده، گناه را ميزايد و گناه به انجام رسيده، موت را توليد ميكند.
رسالهء اول یوحنا : ۱
8 اگر گوييم كه گناه نداريم خود را گمراه ميكنيم و راستي در ما نيست . 9 اگر به گناهان خود اعتراف كنيم، او امين و عادل است تا گناهان ما را بيامرزد و ما را از هر ناراستي پاك سازد . 10 اگر گوييم كه گناه نكردهايم، او را دروغگوميشماريم و كلام او در ما نيست .
(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))
پدر
پسر روح القدس
ای خداوند و نجات دهنده من ، در بازوان تو در امانم . اگر در آغوش تو باشم از هیچ چیز نمی ترسم و اگر رهایم کنی هیچ امیدی ندارم . هیچ چیز در باره آینده نمی دانم ، ولی بر تو توکل دارم . از تو می طلبم که هر آنچه برایم خیر و نیکوئی است به من عطا کنی و هر آنچه نجات مرا به مخاطره می اندازد از من دور نمائی ، همهء اینها را به تو می سپارم . زیرا تو دانای اسراری ، من نیستم . اگر مرا به رنج و اندوه مبتلا کنی ، فیض خود را نیز به من عطا کن تا تحمل کنم . مرا از خشم و خود خواهی محافظت فرما . اگر در این دنیا به من سلامتی و قدرت و کامیابی می دهی ، باز هم نگاهبان من باش ، مبادا این عطایای بزرگ مرا از تو دور کنند . عطا کن تا تو را بشناسم ، به تو ایمان داشته باشم ، تو را محبت کنم ، تو را خدمت نمایم و تا زمانی که در این دنیا هستم جلال تو را بسرایم ، با تو و برای تو زیست کنم و نمونه شایسته ای برای اطرافیان خود باشم ، عطا کن در زمانی و شیوه ای بمیرم که برای تمجید و ستایش تو بهترین باشد و برای نجات من نیکوترین . آمین
((فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))
پدر
پسر روح القدس
ای پدر آسمانی ، ای عیسیء خداوند من به تو محتاج ام خود شاهد و گواه هستی قبلا یک ذره ای ایمان نداشتم . اما حال که یک ایماندار هستم ، بزرگی و جلال تو را دیده ام . ای پدر از زمانی که کوچکترین ذره ای ، از ایمان به تو در دلم افتاد ، تو ای پدر با من بودی در تمام مراحل در سختیهایم و مشکلاتم ، خوشیهایم ، در زمانی که خندان بودم و در زمانی که گریانم ، در زمانی که پول داشتم و در زمانی که نداشتم . بعد از ایمانم با تو بودم ای پدر با تو راز و نیاز می کردم ای پدر ، قانون الهی را از موسی گرفتم ای پدر ، صبر را از ایوب به من دادی ای پدر ، دعا و نیایش را از دانیال گرفتم ای پدر و معجره ها را از عیسی مسیح ام دیده ام .حال با چشمان پر از اشک ، با دستان باز ، با قلبی گرفته از غصه و درد و با لبی خندان به درگاهت می ایم ای پدر . تو آگاهی از من و خانوادهء من از تو می خواهم ای پدر مرا کمکم کنی و ما را یاری دهی ، ما در ایمان قوی هستیم . زیرا سه شرط اول را میدانم ایمان ، امید ، محبت ومحبت بالاترین اینهاست . ای پدر محبت خود را به من و خانواده ام بیشتر بفرما . ای پدر درب خانه ات را بسوی من بازکردی ، از تو میخواهم برایمان این درب رحمت و برکتت را بیشتر باز کنی ای پدر تو را دوست دارم و از تو مدد می خواهم . ای پدر هر آنچه که بخیر و صلاح خودت هست بر من و خانواده ام عطا فرم . آمین
ای عیسای خداوند من به تو محتاجم سپاسگزارم که بر روی صلیب بخاطر گناهان من جان دادی . اینک قلب خود را به روی تو می گشایم ، و تو را به عنوان نجات دهنده و خداوند خود می پذیرم . پس عنان زندگی من را به دست بگیر و از من انسانی بساز که مقبول تو باشم . آمین
محتاج دعای شما یاران مسیح هستم تا بلکه گرهء این مشکل با دعای شما باز شود .
(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))
پدر
پسر روح القدس
یاران مسیح خدا توسط قانون خود بر کائنات فرمان می راند و طبیعت اساسا تحت فرمانروائی اوست ، فرمانروائی که از قبل فکر همهء امور را کرده است . آنچه که اصطلاحا قوانین طبیعت نامیده می شوند ، صرفا بیانگر طریق عادی خدا برای ساماندهی کائنات خویش هستند و آن (( قوانین )) مبین ارادهء مقتدرانهء او می باشند .
خدا در مقابل هیچ قانونی که خارج از او باشد ، پاسخگو نیست و هیچ قاعدهء مستقل غیر الهی که خدا مجبور به تبعیت از آن باشد وجود ندارد . در عوض خدا به خودی خود ، قانون است . این فقط به آن معناست که خدا مطابق شخصیت اخلاقی عمل می کند . شخصیت خود او فقط از جنبهء اخلاقی کامل نیست بلکه قاعدهء نهائی کمال نیز هست . اقدامات او از آنجا کامل است که ماهیت او کامل است و او همواره موافق ماهیت خویش اقدام می کند . بنابراین خدا هرگز مستبد ، بولهوس ، یا دمدمی مزاج نیست . او همواره همان کاری را می کند که درست است .
قانون خدا ، قاعدهء نهائی عدالت و عالی ترین عرف تعیین درست و غلط است . خدا بعنوان صاحب اختیار ما ، این اقتدار را دارد که تنگناهائی بر ما تحمیل کند ، ما را به اطاعت فرمان دهد و باطن ما را مقید سازد . او همچنین این قدرت و حق را دارد که وقتی قانون او را زیر پا می گذاریم ، نا فرمانی را مکافات دهد .
ما خود مختار نیستیم یعنی اینکه ما نمی توانیم مطابق احکام خودمان زندگی کنیم . حکومتی که با اخلاق بنی آدم جور در می اید ، هترونومی است . شکل خاصی از هترونومی ، تئونومی یعنی زیستن در سایهءقانون خداست .
اتونوم یا خود مختار = خود گردان (( قانون خویش ))
هترونوم = مقید به حکومت شخص دیگر (( قانون دیگران ))
تئونوم = معتقد به حکومت الهی (( قانون خدا ))
پس قانون خدا را می توان بطور اختصار چنین وصف کرد .
۱ ـ خدا توسط قانون بر کائنات حکم می راند .
۲ ـ خدا این حق را دارد که محظوراتی بر مخلوقات خود تحمیل کند .
۳ ـ خدا مطابق حکم شخصیت خویش عمل می کند .
۴ ـ خدا حکم اخلاقی خویش را بر وجدان ما و در متون مقدس مکشوف می کند .
۵ ـ فقط خدا این اقتدار را دارد که قوانین خود را ملغی نماید .
خروج ۲۰ :
۱و خدا تكلم فرمود و همة اين كلماترا بگفت:
2 «من هستم يهوه، خداي تو، كه تو را از زمينمصر و از خانة غلامي بيرون آوردم. 3 تو را خدايان ديگر غير از من نباشد.
4 «صورتي تراشيده و هيچ تمثالي از آنچه بالا در آسمان است، و از آنچه پايين در زمين است، و از آنچه در آب زير زمين است، براي خود مساز. 5 نزد آنها سجده مكن، و آنها را عبادت منما، زيرا من كه يهوه، خداي تو ميباشم، خداي غيور هستم، كه انتقام گناه پدران را از پسران تا پشت سوم و چهارم از آناني كه مرا دشمن دارند ميگيرم. 6 و تا هزار پشت بر آناني كه مرا دوست دارند و احكام مرا نگاه دارند، رحمت ميكنم.
7 «نام يهوه، خداي خود را به باطل مبر، زيرا خداوند كسي را كه اسم او را به باطل بَرَد، بيگناه نخواهد شمرد.
8 «روز سَبَّت را ياد كن تا آن را تقديس نمايي. 9 شش روز مشغول باش و همة كارهاي خود را بجا آور. 10 اما روز هفتمين، سَبَّتِ يهوه، خداي توست. در آن هيچ كار مكن، تو و پسرت و دخترت و غلامت و كنيزت و بهيمهات و مهمان تو كه درون دروازههاي تو باشد. 11 زيرا كه در شش روز، خداوند آسمان و زمين و دريا و آنچه را كه در آنهاست بساخت، و در روز هفتم آرام فرمود. از اين سبب خداوند روز هفتم را مبارك خوانده، آن را تقديس نمود.
12 پدر و مادر خود را احترام نما، تا روزهايتو در زميني كه يهوه خدايت به تو ميبخشد، دراز شود.
13 «قتل مكن.
14 «زنا مكن.
15 «دزدي مكن.
16 «بر همساية خود شهادت دروغ مده.
17 «به خانة همساية خود طمع مورز، و به زن همسايهات و غلامش و كنيزش و گاوش و الاغش و به هيچ چيزي كه از آن همساية تو باشد، طمع مكن.»
مزامیر ۱۱۵ :
3 اما خداي ما در آسمانهاست. آنچه را كه اراده نمود، به عمل آورده است.
انجیل متی ۵ :
17 «گمان مبريد كه آمدهام تا تورات يا صُحُف انبيا را باطل سازم. نيامدهام تا باطل نمايم بلكه تا تمام كنم. 18 زيرا هر آينه به شما ميگويم، تا آسمان و زمين زايل نشود، همزه يا نقطهاي از تورات هرگز زايل نخواهد شد تا همه واقع شود. 19 پس هر كه يكي از اين احكام كوچكترين را بشكند و به مردم چنين تعليم دهد، در ملكوت آسمان كمترين شمرده شود. امّا هر كه بعمل آورد و تعليم نمايد، او در ملكوت آسمان بزرگ خوانده خواهد شد. 20 زيرا به شما ميگويم، تا عدالت شما بر عدالت كاتبان و فريسيان افزون نشود، به ملكوت آسمان هرگز داخل نخواهيد شد.
رومیان ۷ :
7. پس چه بگوئیم ؟ آیا شریعت گناهکار است ؟ بهیچ وجه ! اگر شریعت نبود من گناه را نمیشناختم . مثلا اگر شریعت نگفته بود: « طمع نکن » ، من هرگز نمیدانستم طمع کردن چیست .
8. گناه با استفاده از این قانون هر نوع طمعکاری در زندگی من پدید آورد زیرا گناه بدون شریعت مثل جسد بیجان است.
9. خود من زمانی بی خبر از شریعت زنده بودم اما همینکه این حکم شریعت آمد گناه جان تازه ای گرفت
10. و من مردم و شریعت که قرار بود بحیات منجر شود در مورد من مرگ ببار آورد.
11. زیرا گناه با استفاده از آن حکم شریعت مرا فریب داده کشت.
12. بنابرین شریعت به خودی خود مقدس است و تمام احکام آن مقدس و عادلانه و نیکو است .
13. آیا مقصود این است که چیزی نیکو موجب مرگ من شد ؟ بهیچ وجه ! گناه این کار را کرد تا ماهیت واقعی آن آشکار شود. گناه با استفاده از یک چیز نیکو موجب مرگ من شد تا بوسیلۀ این حکم شریعت ، پستی و شرارت بیحد گناه معلوم گردد.
14. ما میدانیم که شریعت روحانی است اما من نفسانی هستم و مانند برده ای بگناه فروخته شده ام .
15. نمی دانم چه کار می کنم زیرا آنچه را که دلم میخواهد انجام نمیدهم بلکه بر خلاف ، چیزی را که از آن تنفر دارم بعمل می آورم .
16. وقتی کاری میکنم که نمیخواهم بکنم ، این نشان میدهد که من با حقانیت شریعت موافقم.
17. پس در واقع من آن کسیکه این عمل را انجام میدهد نیستم بلکه این گناه است که در من بسر میبرد.
18. میدانم که در من یعنی در طبیعت نفسانی من جائی برای نیکوئی نیست زیرا اگر چه میل به نیکی کردن در من هست ولی قدرت انجام آنرا ندارم.
19. آن نیکی ای را که میخواهم ، انجام نمیدهم بلکه کار بدی را که نمیخواهم ، بعمل می آورم.
20. اگر کاری را که نمی خواهم ، انجام میدهم دیگر کنندۀ آن کار من نیستم بلکه گناه است که در من بسر میبرد.
21. پس باین قاعدۀ کلی پی میبرم که : هر وقت میخواهم کاری نیکو انجام دهم فقط شرارت از من سر می زند.
22. باطنأ از شریعت خدا لذت میبرم،
23. ولی میبینم فرمان دیگری بر بدن من حاکم است که با فرمان حاکم برذهن من می جنگند و مرا اسیر فرمان گناه می سازد ـ یعنی اعضای بدن مرا مطیع خود نموده است .
24. من چه آدم بدبختی هستم ! این بدن ، مرا بسوی مرگ می کشاند.کی میتواند مرا از دست آن ـ آزاد سازد ؟
25. خدا را بوسیله خداوند ما عیسی مسیح شکر میکنم که چنین کاری را کرده است . خلاصه در حالیکه طبیعت نفسانی من بندۀ گناه است با عقل خود شریعت خدا را بندگی میکنم.
غلاطیان ۳ :
23 امّا قبل از آمدن ايمان، زير شريعت نگاه داشته بوديم و براي آن ايماني كه ميبايست مكشوف شود، بسته شده بوديم. 24 پس شريعت لالاي ما شد تا به مسيح برساند تا از ايمان عادل شمرده شويم. 25 ليكن چون ايمان آمد، ديگر زير دست لالا نيستيم.
پسران خدا
26 زيرا همگي شما بوسيله ايمان در مسيح عيسي، پسران خدا ميباشيد. 27 زيرا همه شما كه در مسيح تعميد يافتيد، مسيح را در بر گرفتيد. 28 هيچ ممكن نيست كه يهود باشد يا يوناني و نه غلام و نه آزاد و نه مرد و نه زن، زيرا كه همه شما در مسيح عيسي يك ميباشيد. 29 امّا اگر شما از آنِ مسيح ميباشيد، هرآينه نسل ابراهيم و برحسب وعده، وارث هستيد.
(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))
پدر
پسر روح القدس
یاران مسیح وجدان نقش مهمی در حیات مسیحی بر عهده دارد . با این وجود داشتن درکی صحیح از مقوله وجدان ، مطلبی حیاتی است . غالبا وجدان را ندائی درونی توصیف کرده اند ، ندائی الهی که از طریق اذهان ما ، ما را به گناه متهم می کند یا عذرهائی برای آن می تراشد . وجدان شامل دو عنصر است : ۱ ـ آگاهی یا اطلاع باطنی از حق و ناحق ۲ ـ قابلیت ذهنی برای بکار بردن قوانین ، معیار ها و قواعد در موقعیتهای خطیر .
مردم اخلاقا مسئولیت دارند که از وجدان خویش تبعیت کنند . اگرکسی برخلاف وجدان عمل کند ، گناه کرده است . لوتر در بیانیه ورمس (( diet of worms )) اظهار داشت : (( وجدان من اسیرکلام خداست ......... عمل کردن بر خلاف وجدان ، نه درست است و نه ایمن )) . این پاسخ لوتر ، دو اصل کتاب مقدسی مهم را بیان می کند : نخست اینکه وجدان بایستی از کلام خدا تغذیه کند یا (( مقید )) به آن باشد . ممکن است که وجدان با اطلاعات غلط گمراه شود یا به سبب گناهان پی در پی ، خاموش یا تضعیف گردد . می توانیم توسط گناهی که به آن عادت کرده ایم یا در اثر گناهی که مقبولیت اجتماعی دارد ، چنان سخت دل شویم که ندای وجدان در گلو خفه کنیم و بدون احساس پشیمانی مرتکب گناه شویم . از طرف دیگر اگر وجدان ما را قانع کند که چیزی غیر مشروع یا گناه آلود است ، هر چند هم آن چیز به واقع گناهکارانه نباشد ، دست زدن به آن برای ما همچنان خطاست . دست زدن به کاری که ما خود آن را شریرانه می دانیم ، حتی اگر حقیقتا شریرانه هم نباشد ، ارتکاب گناه است .
پس می توان وجدان انسان را به سه بخش خلاصه کرد .
۱ ـ وجدان فقط هنگامی راهنمای خوبی است که آگاهی و تربیت مورد نیاز آن را از خدا گرفته باشیم .
۲ ـ وجدان ، ندای اخلاقی در درون ماست که اقدامات ما را یا زیر سوال می برد یا توجیه می کند .
۳ ـ هر اقدامی که بر خلاف وجدان باشد ، نوعی گناه است .
انجیل لوقا ۱۱ :
39 خداوند وي را گفت: «همانا شما اي فريسيان، بيرونِ پياله و بشقاب را طاهر ميسازيد ولي درون شما پُر از حرص و خباثت است. 40 اي احمقان آيا او كه بيرون را آفريد، اندرون را نيز نيافريد؟ 41 بلكه از آنچه داريد، صدقه دهيد كه اينك همه چيز براي شما طاهر خواهد گشت. 42 واي بر شما اي فريسيان كه ده يك از نعناع و سُداب و هر قسم سبزي را ميدهيد و از دادرسي و محبّت خدا تجاوز مينماييد؛ اينها را ميبايد بجا آوريد و آنها را نيز ترك نكنيد. 43 واي بر شما اي فريسيان كه صدر كنايس و سلام در بازارها را دوست ميداريد. 44 واي بر شما اي كاتبان و فريسيان رياكار زيرا كه مانند قبرهاي پنهان شده هستيد كه مردم بر آنها راه ميروند و نميدانند.»
رومیان ۲ :
12 زيرا آناني كه بدون شريعت گناه كنند، بيشريعت نيز هلاك شوند و آناني كه با شريعت گناه كنند، از شريعت بر ايشان حكم خواهد شد. 13 از آن جهت كه شنوندگانِ شريعت در حضور خدا عادل نيستند بلكه كنندگانِ شريعت عادل شمرده خواهند شد. 14 زيرا هرگاه امّتهايي كه شريعت ندارند كارهاي شريعت را به طبيعت بجا آرند، اينان هرچند شريعت ندارند، براي خود شريعت هستند، 15 چونكه از ايشان ظاهر ميشود كه عمل شريعت بر دل ايشان مكتوب است و ضمير ايشان نيز گواهي ميدهد و افكار ايشان با يكديگر يا مَذِمَّت ميكنند يا عذر ميآورند، 16 در روزي كه خدا رازهاي مردم را داوري خواهد نمود به وساطت عيسي مسيح برحسب بشارت من.
رومیان ۱۴ :
23 لكن آنكه شكّ دارد اگر بخورد ملزم ميشود، زيرا به ايمان نميخورد؛ و هر چه از ايمان نيست گناه است.
تیطس ۱ :
15 هرچيز براي پاكان پاك است، ليكن آلودگان و بيايمانان را هيچچيز پاك نيست، بلكه فهم و ضمير ايشان نيز ملوّث است؛ 16 مدّعيِ معرفت خدا ميباشند، امّا به افعال خود او را انكار ميكنند، چونكه مكروه و متمرّد هستند و بجهت هر عمل نيكو مردود.
(( فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد ))